پرسشم اين بود كه كدام كشورها و دانشگاهها در جهان در رشته پزشكي گرايش و تخصص «طب اسلامي» دكتري ميدهد؟ اما بعد نشستم و كلاهم را قاضي كردم. ديدم عمراً بتوانيد پاسخ بدهيد. ببينيد! همه شما تاكنون بسيار پسوند تعهد را در ادامه بسياري از حرفهها، مشاغل و مسئوليتها شنيدهايد. جان كلام تعهد براي هنرمند و شاعر و پزشك و مدير و... اين است كه ما باور داشته باشيم دين و به ويژه تشيع براي همه شئون زندگي راهكار و توصيه دارد و تعهد ما ايجاب ميكند تا اين بخش از دينمان را بشناسيم، بشناسانيم و عامل به آن باشيم.
دوستان من! به خدا در همه امور، دين بهترين، كوتاهترين و سالمترين روشها را دارد. اين شعار و خطابهاي از سر سيري نيست. اگر شمايي كه اين خطوط را ميخواني با ترديد و حتي دلزدگي و خستگي حاكي از تكراري بودن اين سخنان، نوشته مرا ميخواني، به خاطر ناتواني، بيعرضگي و بيلياقتي مثل امثال من است كه با تمام امكانات و در اختيار داشتن بودجه و رسانه و... نتوانستهايم براي نسل شما اين بخش از دين را نمايش دهيم و شما را شيفته و متعهد به اين رويه بار بياوريم.
بگذريم.
برگرديم به دكتراي تخصصي در رشته پزشكي با گرايش طب اسلامي. ما مدعي امالقري بودن در بين مسلمين جهانيم. مدعي داشتن برنامه براي مديريت جهان از منظر اسلام و سنت نبوي و علوي. به راستي علم چنين تواني در آموزههاي ديني ما هست. از مبحث فراخ مديريت بينالملل كه بگذريم در ابعاد كوچكتر و حتي تجربيتر، آموزههاي ديني ما، ناگفتههاي شگفتي دارند، از آن جمله در علم پزشكي، فقط شما كتبي را كه در مبحث «طبالرضا(ع)» درآمده ببينيد. هوش از سرتان ميرود.
ما يگانه منادي اسلاميتيم در جهان. در حوزه پزشكي نيز اسلام حرفهاي بديع و بسياري براي بشريت دارد كه جهان و علم امروز بشري هر چه پيشتر ميرود، بيشتر مقابل آنها كرنش ميكند. اما خدا ميداند كه ما در اين بحر تفكر كجاييم و خودمان چقدر به اين حقيقت باور داريم؟ خودمان چقدر به اين تعهدي كه ميگوييم، معتقديم؟ جنگ نرمي كه ميگويند اينجاست. ما گنجهايي داريم كه نقشهاش را هم داريم، اما اين نقشه را ميدهيم به بيگانه تا كشف و استخراجش كند و به خود ما بفروشد و ما جيرهخوار نشخوارها و پسماندههاي آنان ميشويم.
كشور ارمنستان و دانشگاه ايروان! بله تنها كشوري كه در دنيا كرسي تخصص طب اسلامي دارد. جالب آنكه يك ايراني مشوق آنها بوده تا اين گرايش را راهاندازي كنند. دكتر هادي منوري از داروسازان برجسته كشور است. به سبب دستي كه بر شعر و ادبيات دارد از دو دهه پيش آشنا شديم و دوست صميمي مردي نازنين و كم ادعاست.
از تأسف و حسرت داشت دق ميكرد... درد دل ميكرد كه يكي از اساتيد با سواد ايراني، وقتي هيچ نوع مهر و همكاري از سوي مسئولان داخلي نديد، بعد از سالها پژوهش و تلاش خالصانه به ارمنستان رفت و با كمك او اين رشته چند سالي است آنجا داير شده! جالبتر آنكه دانشجويان، قريب به اتفاق از ايرانند، عمده اساتيد هم! همه سوار هواپيما ميشوند و هر ماه ميروند ايروان. ارمنيها فقط پول شهريه ميگيرند، مديريت ميكنند و ساختمان دادهاند... شما را به خدا يكي بگويد در اين سرزمين چه خبر است؟ نه به آن شعارهاي... الهي شكرت!