
به گزارش جوان، فتنهگران و منحرفان در طول تاريخ با ادعاي همراهي با پيامبر اعظم(ص)، بزرگترين ضربههاي سنگين را بر پيكره جامعه نوپاي اسلامي وارد نموده و انشقاق در جامعه اسلامي را به دنبال داشتهاند. افرادي كه نه تنها با انحراف فكري خود انحراف سياسي در بطن جامعه اسلامي را پديدار گرديدند بلكه با گذر زمان و ايجاد فرصت مناسب، فتنهانگيزيهاي بسياري را در تاريخ صدر اسلام براي ضربه به جريان ولايت مسبب شدند.
اين غائله ادامه دار يعني «جريان مدعي همراهي با پيامبر(ص)» در عصر كنوني نيز همچنان ادامه داشته و گويي در هر برهه از زمان اين جريان با ادعاي دروغين همراهي با جريان بزرگ وقت اسلام، ضربه به ارزشها و اهداف اسلام را دنبال مينمايند و گويي با ادعاي همراهي، بسترسازي براي فتنهانگيزي و غوغاسالاري از اين همراهي را فراهم ميآورد.
از اين رو تاريخ انقلاب اسلامي نيز خالي از شواهد اين چنيني نبوده و «جريان مدعي همراهي» وجود داشته و با ادعاي همراهي با امام خميني(ره)، در دوران مختلف تاريخي با فتنهانگيزي خود به استضعاف ولايت پرداختهاند. اين جريان مدعي همراه با امام(ره) در طول تاريخ انقلاب در گذرگاههاي تاريخي مختلفي با ايجاد فشار بر بدنه دلسوز و پايبند به ارزشها، اهداف و سياستهاي ضدانقلابي و ضدديني خود را دنبال نمودهاند، همانطوري كه در صدر اسلام ادعاي همراهان با پيامبر، جنگهاي ناكثين، مارقين و قاسطين را بر اميرالمؤمنين (ع) تحميل نمود و اين جريان مسموم، امام معصوم را در تنگنا و فشار سياسي و امنيتي قرار داد.
لذا بررسي و شناخت دقيق اين جريان موضوعي ساده نبوده كه بتوان با يادداشتي كوتاه از آن عبور نمود چراكه ماهيت و ريشه تاريخي اين طرز تفكر انحرافي و انتقامجويانه از حركت اصيل اسلامي، به وسعت تاريخ هزارساله از صدر اسلام ميباشد.
در جريان انقلاب اسلامي نيز عدهاي با اذعان به پذيرش خواسته ملت ايران در شكلگيري نظام اسلامي بر مبناي گفتمان مردمسالاري ديني با شاخص ولايت فقيه در دوران امام به بدنه مردم پيوستند و پس از عبور از لحظات تاريخي با ريزش و رويشهاي بسياري اين جريان را ادامه دادند؛ برخي از اين افراد تاب و تحمل سياستهاي سازشكارانه نداشته و در همان دوران امام، نقاب دركشيده و سياست خصمانه ضداسلامي و انقلابي خود را افشا نمودند، ليكن برخي از افراد با حركتهاي خاموش و انحرافي خود در كالبد نظام جا گرفته و پس از رحلت جانگداز امام، انحراف فكري خود را براي انحراف در مسير امت امام پيگيري نمودند.
افرادي كه خود مبلغان جريان ولايت فقيه بوده و مقالات و كتابهاي بسياري در حوزه نقد و استنباط ولايت فقيه تأليف و تدوين نموده، ليكن با تقابل منافع شخصي خود با مصالح اسلام و انقلاب، پا در ورطه طغيان و انحراف گذاشته و با همين كليدواژه همراهي با امام، اصل ولايت فقيه و ارزشهاي اصولي نظام كه آحاد جامعه اسلامي براساس آن قيام نموده و پايههاي نظام جمهوري اسلامي ايران را بنا نهادهاند، اين مسائل را به سخره و تضعيف كشاندند.
«جريان مدعي همراهي» در استمرار زيست سياسي خود، شكلگيري فتنههاي بسياري را با همين عنوان همراهي با امام، ايجاد نموده و در مسير ضد امام قرار گرفتند و در يك بيحيايي آشكار در نشريات خود، حكم قرآني قصاص، قيام كربلايي حسين بن علي(ع) و. . . را خشونت ميناميدند و افكار و انديشه حضرت امام (ره) را عامل عقبماندگي ايران تعريف و خواستار به موزه سپردن افكار ايشان بودند؛ به نحوي كه در خانه ملت يعني مجلس ششم، صداي فروپاشي از درون نظام از سوي جريان مدعي يار امام شنيده ميشد و فتنهها و غائلههايي همچون كوي دانشگاه و فتنه ۸۸ از سوي آنان شكل گرفت.
لذا دشمني كه از دروازههاي جغرافيايي و مرزي ايران نتوانسته بود وارد كشور گردد، با ايجاد انحراف و فتنهانگيزي از سوي مدعيان همراهي با امام امت، توانسته بود انشقاق در صفوف امت ايجاد نمايد. اين جريان با فتنهانگيزي و ايجاد اغتشاش در حوادث بعد از انتخابات ۸۸ بيشترين بهرهبرداري را نمود تا آنجايي كه گفتمان و قرائتهاي كاملاً متفاوت از سياستهاي امام را در جامعه مطرح كرد. آنان در روز قدس با زير سؤال بردن يكي از راهبرديترين مسائل نظام، يعني مسئله فلسطين، شعار «نه غزه و نه لبنان» را مطرح و افرادي با روزهخواري و رفتارهاي غير ديني، اين راهبرد نظام كه از انديشههاي ضداستكباري حضرت امام(ره) تبلور يافته بود را زير سؤال بردند.
جريان مدعي همراهي با امام در ۱۳ آبان و ۱۶ آذر بدون توجه به ماهيت ضداستكباري اين روزها حركاتي در جهت تأمين منافع استكبار و متعاقب آن بيحرمتي به تصوير امام امت و آرمانها و شعائر امام يعني جمهوري اسلامي و اقدام وقيحانه و شرمآور، اهانت به ساحت قرآن كريم و بيحرمتي به خون پاك سالار شهيدان و عاشوراي حسيني و اصل مترقي ولايت فقيه را ايجاد نمودند كه اين مسئله نيز درك صحيح از ماهيت جريان مدعي را براي همگان هويدا نمود و نشان داد كه جماعت مدعي همراه با امام به هيچ يك از مرزهاي اخلاقي و اعتقادي امام و انقلاب اعتقاد نداشته و هيچ نسبتي بين آنان، امام و مردم بزرگ ايران نيست.
در واقع ماهيت جريان مدعي «يار و همراه امام» كه از ابتدا با شعارهاي اصولي و آرماني زيست خود را هموار نموده بودند در انتها به تقابل با انديشههاي حضرت امام پرداخته و ولايت فقيه را مورد هدف قرار دادند. ماجراي تلخ و تكراري تاريخ اسلام كه به بهانه همراهي با پيامبراعظم(ص) ولايت اميرالمؤمنين علي(ع) را مورد هدف قرار داده و خون خدا را در كربلا پايمال نمودند.
اين رهگذر تاريخي براي ملت ايران نشان داد كه جريان مدعي در هر عصري حضور داشته و استعداد رويارويي و تقابل با اسلام را با شعارهاي انحرافي خود دارد. از اين رو در نگاه تفسيري و تحليلي ميتوان عنوان نمود كه در مقطع فعلي سياسي كشور نيز اظهارنظر نسنجيده برخي از افراد با چهرههاي سياسي موجه و با دغدغههاي اصولگرايي كه به عنوان مثال اخيراً در مجلس هشتم نيز شاهد اتهامافكني و شبههپراكني درخصوص نهادهاي انقلابي از سوي برخي از آنان بوديم؛ زنگ خطري است براي شناخت دقيق افراد و تبيين خطوط فكري آنها؛ چراكه دلايلي نسبي و منتسب بودن افراد به امام و اصحاب امام، دليل موجهي براي تأييد هر گفته و اظهارنظر اين افراد نيست.
لذا در راستاي تأكيد مقام معظم رهبري مبني بر ضرورت دشمنشناسي و زمانشناسي، رصد ماهيت جريان مدعي همراه امام، از اين حيث حائز اهميت است كه فعاليت اين جريان مدعي تنها بسنده به مقطع خاصي نبوده و در هر شرايطي از سوي برخي افراد موجه امكانپذير ميباشد. لذا شناخت اين جريان بيش از پيش ضروري و نيازمند تأمل و دقت است تا دوباره دچار خوابآلودگي سياسي نشده و در مقاطع حساس بعدي نظام از جمله انتخابات دوره يازدهم رياست جمهوري عناوين همراهي با امام و منتسب بودن به اصحاب امام، باعث غفلت سياسي در جامعه اسلامي نشود.