رهبر معظم انقلاب در مراسم سالروز رحلت حضرت امام، پس از تبيين شيفت پارادايمي ايران، از كشور و ملتي ضعيف به كشوري مهم و ملتي عزيز، امام خميني را محور اصلي اين حركت الهي دانستند كه در سايه ايستادگي ملت و نزول رحمت الهي براي اين ايستادگي، ارتقاي عزت ملي نيز اتفاق افتاد. مقام معظم رهبري با هوشمندي همگان را به توقف نكردن و راضي نبودن به وضع موجود فراخواندند و غره شدن به وضع موجود را موجب سقوط و عقبماندگي خواندند.
از ديدگاه معظم له شرط استمرار وضع موجود و حركت پيشروانه انقلاب اسلامي به استحكام داخلي نظام بستگي دارد. اگر استحكام داخلي نظام اطمينانبخش نباشد، قطعاً آرمانهاي بلند امام و انقلاب اسلامي و اهداف داخلي، جهاني و منطقهاي آن محقق نخواهد شد. استحكام داخلي نظام در حوزه انساني به سه ضلع حاكميت، مردم و نخبگان برميگردد كه نحوه ارتباط و كارآمدي آنان ميتواند قوام بخش يا استحكامشكن باشد. مهمترين شاخصها و عناصر اصلي استحكام نظام را ميتوان در محورهاي ذيل خلاصه كرد.
۱- تمركز بر علل محدثه انقلاب اسلامي
رمز استمرار نظام جمهوري اسلامي ايران همان رمز پيروزي انقلاب اسلامي است و اين نكته بارها مورد تأييد و تأكيد حضرت امام بود. اهداف اصلي انقلاب اسلامي اگر فراموش شود و مسيرهاي ديگري براي آينده كشور و انقلاب انتخاب شود، قطعاً به سرمنزل مقصود رهنمون نخواهيم شد. بنابراين اصل نه شرقي و نه غربي، استكبارستيزي، حمايت از محرومين و مستضعفين جهان و تلاش براي رفع مشكلات طبقات پايين اجتماعي- اقتصادي جامعه و استمرار روح اسلام ناب محمدي همچنان بايد در صدر اهداف قرار داشته باشد.
۲- توجه به جوهره و ماهيت حقيقي نظام
تفاوت نظام جمهوري اسلامي ايران با نظامهاي مرسوم در جهان معاصر به ماهيت حقوقي آن نيست. از بعد حقوقي اكثر ساختارهاي نظام با كشورهاي ديگر مشابه است و كاركردهاي عمومي آن نيز همسو است. آنچه نظام جمهوري اسلامي ايران را مستحكم نگاه ميدارد، توجه به مظروفي است كه در ظرف حقوقي و ساختارهاي نظام ريخته ميشود.
توجه به ارزشها، عدم اشرافيگري، عدالتگستري، محرومنوازي، استمرار روح اسلام انقلابي، توجه به اخلاق و معنويت و دشمنشناسي مهمترين عناصر ماهيت حقيقي نظام اسلامي هستند كه دور شدن از آنها ميتواند نظام جمهوري اسلامي را در حد يك عنوان و يك ساختار بروكراتيك تقليل دهد و توفندگي و سرزندگي محتوايي آن را مسدود نمايد.
۳- كارآمدي و رضايت عمومي
شرط الگوسازي بيروني از نظام جمهوري اسلامي،ارائه الگويي كارآمد در داخل است. رضايت عمومي شاخصي از كارآمدي است كه ميتواند در ابعاد سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي اتفاق افتد. نظام سلطه هميشه تلاش نموده است تا نظام اسلامي را ناكارآمد جلوه دهد و علل آن را نيز به ماهيت اعتقادي حاكمان نسبت دهد. سه قوه اصلي كشور ميتوانند با همسويي در عرصه كارآمدي و كاستن از بروكراسي به رفع آلام و مشكلات مردم به صورت سازمانيافته همت گمارند. ارتقاي زندگي در سطح اخلاقي، آموزشي، درآمد سرانه و كرامت انساني ميتواند شاخص رضايتمندي كه روي ديگر آن عمقبخشي به نظام اسلامي است را رهنمون شود.
۴- وحدت گفتماني نيروهاي انقلاب در مقابل غرب
نظام سلطه از سال ۱۳۷۵ به بعد احساس كرد ميتواند در درون نيروهاي انقلاب يارگيري نمايد. رهيافتهاي جديد علمي پست مدرن بر برخي از نخبگان ديروز انقلاب چيره شد و تا مرز حاكميت دوگانه پيش رفتند. اين فرآيند چنان به تقابل با كليت نظام انجاميد كه تفسيرهاي جمهوريخواهانه از امام و قانون اساسي غرب را به اين باور رساند كه «براي براندازي نظام جمهوري اسلامي از درون، دنبال انقلابيوني هستيم كه در عين ستودن [ امام] خميني بشود آنان را به خدمت گرفت». تغيير دولتها در امريكا و غرب هيچ تغييري را نسبت به نظام جمهوري اسلامي ايران پديد نميآورد.
بوش، اوباما، ساركوزي و اولاند هر چهار نفر ما را حامي تروريسم، ناقض حقوق بشر و فاقد صلاحيت هستهاي ميدانند. آيا در كشور ما بين نخبگان اصلاحطلب و اصولگرا چنين نگاه واحدي نسبت به اقدامات غرب در عراق، افغانستان، فلسطين و... وجود دارد؟ نظام سلطه بايد حنجرهاي واحد در ايران ببيند تا نتواند در جنگ رواني و سياسي خود احساس پايگاه و جايگاه نمايد. تمركز بر گفتمان انقلاب اسلامي شرط اين وحدت است.
۵- تمكين بر قانون در چرخش نخبگان
چرخش آرام و بدون خشونت نخبگان لازمه يك جامعه مردمسالار و اخلاقي است. ايجاد توهم يا اسطورهسازي از نخبگان در قدرت يا توهم نسبت به پايگاه اجتماعي و كارآمدي فردي بعضاً چرخش نخبگان را به زايماني سخت تبديل ميكند.
انتخابات ۱۳۸۸ به سمت و سويي رفت كه نظام اسلامي نتوانست با مشاركت ۸۵ درصدي مردم استحكام داخلي خود را به رخ جهانخواران بكشد. لذا قانونپذيري و تمكين به قانون و فصلالخطاب دانستن آن اگر از سوي نخبگان محترم شمرده نشود، چرخش نخبگان در كشور نه تنها به سرازير شدن ايدهها و خلاقيتهاي جديد به عرصه مديريتي كشور منجر نميشود، بلكه خود عاملي ضربه زننده به امنيت و انسجام ملي است.
۶- تمكين به سياستهاي كلي نظام در برنامهريزي كشور
تمكين به سياستهاي كلي نظام ترجمه ولايتپذيري جهت نخبگان درون قدرت است. مقام معظم رهبري در خطبههاي نماز عيد فطر ۱۳۸۸ سياستهاي كلي نظام را جزو اصول انقلاب اعلام و تصريح كردند ولايتمداري و ولايتپذيري در حوزه مديران عالي و مياني كشور به ابراز محبت عاطفي يا سخنرانيهاي نظري در باب ولايت فقيه نيست. التزام عملي به ولايت فقيه يعني تمكين به چارچوبهاي سياستهاي كلي نظام اسلامي، چرا كه عدول از چارچوبهاي ترسيم شده ميتواند انرژي و منابع كشور را در مسير پراكنده بيهوده سوق دهد و سلايق نخبگان سياسي هر روز مسيري انحرافي را در اداره كشور بگشايد. بنابراين دهه عدالت و پيشرفت بايد با نگاه سيستمي نگريسته شود و همه منابع كشور در راستاي اجراي سياستهاي كلي نظام بسيج گردد. در اين صورت، خودكفايي،وحدت، پيشرفت و عبور از راههاي ميانبر اتفاق خواهد افتاد.
۷- جهاد همهجانبه جهت خودكفايي علمي و اقتصادي
يكي از مهمترين شاخصهاي حفظ و استمرار استحكام داخلي كه عزت نفس ملي و عبوس ماندن در مقابل دشمنان را به نمايش ميگذارد، استقلال علمي و توليد علمي و اقتصادي است. اگر به چنين درجهاي نايل گرديم، نه تنها از تحريم باكي نداريم كه خود دروازه كشور را ميبنديم و به صورت مستقل كشور را اداره ميكنيم. رشد توليدات داخلي و كيفيسازي آن و گشودن افقهاي علمي از عناصر اصلي كارآمدي و استحكام داخلي محسوب ميشوند كه فلسفه نظام اسلامي را نيز گوياتر و به الگو شدن آن كمك خواهند كرد. توجه به شاخصهاي كمي چشمانداز ۱۴۰۴ براي تحقق اين مهم ضروري است و تا اين مهم محقق نشود همچنان بايد به مذاكره با جهانخواران تن دهيم.
۸- ترويج و تعميق اخلاق و معنويت
رشد اقتصادي و علمي و رفاه نسبي اگر توأم با رشد اخلاق و تربيت الهي نباشد، نظام جمهوري اسلامي ايران را به توسعهاي نامتوازن خواهد كشيد و اين نوع توسعه را توسعه غربي يا خطي ميگويند. همه انگيزه امام از قيام اين بود كه بگويد انسان موجودي دو بعدي است و حكومت در هر دو بعد آن مسئول است. بنابراين توجه به فرهنگ ديني و ملي و رشد اخلاق و معنويت جوهره نظامي ديني و وجه متمايز آن است كه اگر از آن غافل شود، فقط نام اسلام را به عنوان تزئين يدك كشيدهايم. اميد است مسئولان كشور به دور از سلايق و علايق فردي و گروهي به اين مهم همت گمارند.
۹- جذب حداكثري و كوچك نگه داشتن دايره ضد انقلاب
همه رسانههاي نظام سلطه و صهيونيسم و عمال فراري آنان كه گردانندگان چرخ رسانهاي استكبارند، به دنبال مخالفسازي و توليد نارضايتي داخلي در مردم و ايجاد شكافهاي تصنعي قومي و مذهبي و منطقهاي و سياسي هستند.
نيروهاي مؤمن به انقلاب اسلامي بايد همه تلاش خود را به كار گيرند تا دشمنان از بيتدبيريهاي احتمالي و كوتهفكريها، مستمسكي براي حقانيت گفتار خويش توليد ننمايند. نظام جمهوري اسلامي ايران سرمايه اجتماعي خويش را به قيمتي گزاف به دست آورده است و هيچ كس حق ندارد به اسم اسلام، انقلاب و نظام هر انتقادي را به مثابه دشمني تلقي كند.
حساب معاندين و وابستگان به دشمن مشخص است و نظام نيز بر آنان اشراف دارد، اما فرزندان انقلاب بايد با صبوري و منطق تلاش نمايند به مشكلات مردم توجه نمايند و بين منتقدين و معاندين تفاوت ماهوي قائل شوند و با كمال تواضع با منتقدين به گفتوگو بنشينند. كرسيهاي آزادانديشي كه مبدع آن مقام معظم رهبري هستند اين بستر را فراهم كرده است. همگان نيز بايد آن را صبورانه محترم بشمارند.