کد خبر: 471023
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
گفتگوي «جوان» با محمد عاقبتي، كارگردان نمايش « اِسكليگ و بچه‌هاي پرواز»
در همين راستا پاي صحبت محمد عاقبتي كارگردان نمايش نشسته ايم تا ابعاد مختلف اثر و استقبال مخاطبان را جويا شويم. 

آقاي عاقبتي درباره اثر بگوييد و اينكه چه شد اين نمايشنامه را براي اجرا انتخاب كرديد؟

طبق پيشنهاد شهرام كرمي دبير جشنواره بين‌المللي كودك و نوجوان تصميم گرفتيم كه يك كار براي اين فستيوال تهيه كنيم. يك هفته هم به همراه آقاي كوشكي و خانم رشيدي و آقاي شكيبا و ساير بچه‌ها روي يك متن ديگري كار كرديم تا اينكه توسط خانم جميله هيبتان با اين متن آشنا شدم و توجهم جلب شد. فرداي آن روز به گروه گفتم كه متن را عوض كنيم. آقاي كوشكي به موازات نمايشنامه را مي‌نوشت. كار برگرفته از رمان خيلي معروف ‌ «اسكليگ و بچه‌ها» اثر ديويد آلموند است و جايزه‌هاي بسياري گرفته و آلموند هم براي اين كار موفق به كسب جايزه هانس كريستين اندرسن شده است. 

كار كردن براي كودكان با بزرگسالان چقدر متفاوت است؟
وقتي براي بزرگسال كار مي‌كنيد، ماجرا خيلي شخصي‌تر است و سليقه هنري را خيلي بيشتر مي‌توان به كار گرفت ومحدوديت هاي كمتري وجود دارد، اما زماني كه براي كودكان كار مي‌كنيد، مخاطب يكسري محدوديت‌ها را به همراه مي‌آورد، آن وقت است كه بايد خيلي آگاهانه دست به عمل بزنيد و آگاهانه تصميم بگيريد و اگر اين كار با شناخت همراه نباشد ممكن است تمام تلاش، نتيجه معكوس بدهد. در تئاتر بزرگسال آنچه مي‌خواهيم مي‌سازيم، اما در ژانر كودك و نوجوان مدام بايد مخاطب مورد توجه قرار بگيرد. 

به نظرتان مخاطب كودك و نوجوان چطور با اين كار ارتباط برقرار كرده است؟
تست هايي كه در اجراي همدان و شب‌هاي اجراي تالار حافظ با حضور مخاطبان از گروه‌هاي مختلف سني داشتيم، نشان مي‌داد كه مخاطبان به شدت ارتباط برقرار كرده‌اند، ما از اين موضوع بسيار هيجان زده شديم. براي من و گروه مهم اين است كه در وهله اول گروه سني كودك و نوجوان با آن ارتباط برقرار كنند و كار از نظر آنها قابل تأييد باشد و در درجه دوم مخاطب بزرگسال قرار دارد. بنا هم نيست كه مخاطب بزرگسال خسته شود يا اينكه كار را دوست نداشته باشد. معادل‌هاي بين‌المللي هم به همين گونه است و گروه سني بايد مد نظرباشد، اما دليل نمي‌شود كه اثر هنري نتواند با گروه‌هاي سني بالاتر ارتباط برقرار كند، مثل سريال‌ها و فيلم هايي كه براي بچه‌ها ساخته مي‌شود در عين حال كه براي كودكان بسيار محبوب است، بزرگسالان را هم راضي نگه دارد. ما هم سعي كرديم كه كار براي همه لذتبخش باشد. 

كار شما با نمونه‌هاي ژانر كودك و نوجوان كه بيشتر از مؤلفه‌هايي مانند عروسك و موزيك استفاده مي‌كنند، متفاوت است. اين تفاوت را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
اينكه كارهاي كودك غالباً عروسكي و موزيكال است نقطه قوت و امكان كار است، اما مسئله اين است كه چگونه با موزيكال و عروسكي بودن به عنوان مؤلفه تئاتر كودك و نوجوان برخورد مي‌كنيم. نگاه متفاوت ما شايد به اين دليل است كه بيشتر كارهايمان براي بزرگسال بوده است و داشته‌هايي از اين جنس تئاتر به همراه ما مي‌آيد. اساس ايده‌هاي من و گروهم با ايده‌هاي تئاتر كودك فرق مي‌كند و از همان ابتدا كليشه‌ها كنار مي‌رود. در تئاتر كودك كليشه‌ها‌ حكفرمايي مي‌كند و قدرت ريسك عمده هنرمندان كودك و نوجوان پايين است. ما بايد همانطور كه براي تئاتر بزرگسال امكان ريسك قائل مي‌شويم براي تئاتر كودك و نوجوان هم ريسك كنيم. خود كودكان جامعه ماهم هر روز به‌روزتر مي‌شوند و نياز به قالب‌هاي جديد دارند. من و دوستان گروه معتقديم كه هنري‌ترين و ارزشمند‌ترين كارهايمان را براي كودكان و نوجوانان انجام دهيم. 

به نظر شما شخصيت اسكليگ در اين كار به دليل ظاهرش براي كودكان ترسناك نيست و آنها را پس نمي‌زند؟
پرداخت اسكليگ در نمايش بسيار سخت بود. قرار است اسكليگ در كنار اين ظاهر ناخوشايند و غير سمپاتيك باطن ديگري داشته باشد. ما مي‌خواستيم نشان دهيم كه با ظاهر زشت هم مي‌توان طينت پاك داشت؛ اينكه ظاهر ناخوشايند مي‌تواند دروني زيبا داشته باشد. قدم‌هاي اصلي را خود ديويد الموند برداشته است و رغبت ما براي پرداختن رمان همين ماجرا وجوه مختلف در كنار يكديگر است؛ اينكه مي‌توان خوبي‌ها را پر رنگ‌تر كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار