پس از هفتهها انتظار سرانجام نشست بغداد با حضور نمايندگان ايران و گروه ۱+۵ روز چهارشنبه برگزار شد. سعيد جليلي، مذاكرهكننده ارشد ايران در اين مذاكرات را عباس عراقچي معاون آسيا و اقيانوسيه وزارت خارجه، علي باقري معاون سياست خارجي و امنيت بينالملل دبير شوراي عالي امنيت ملي، حميدرضا عسگري مشاور وزارت خارجه و مصطفي دولتيار سرپرست سابق دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت خارجه همراهي كردند اما نمايندگان گروه ۱+۵ از ما ژائوشو معاون وزير خارجه چين، ژاك اوديبر مديركل سياسي وزارت خارجه فرانسه، سرگئي ريابكوف معاون وزير خارجه روسيه، وندي شرمن معاون وزير خارجه امريكا، جفري آدامز سفير سابق انگليس در تهران، هانس ديتر لوكاس معاون وزير خارجه آلمان و كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا تشكيل يافته بود.
ابتدا تصور ميرفت مذاكرات بغداد در همان روز اول خاتمه خواهد يافت اما دير رسيدن هيئتهاي مذاكرهكننده گروه ۱+۵ به علت جو نامناسب و گره پيدا كردن مذاكرات باعث شد مذاكرات به دور دوم و حتي سوم كشيده شود و تا اواخر وقت پنجشنبه ادامه يابد. همين طولاني شدن مذاكرات از جمله شاخصهايي بود كه نشان داد كاترين اشتون و ديگر همراهان غربي وي با وجود سرسختي كه در مذاكرات بغداد در مقايسه با نشست استانبول از خود نشان دادند اما در عين حال نميخواستند با دست خالي جلسه را ترك كنند. به نظر ميرسد چند عامل در اين زمينه تأثيرگذار بوده است. نخست اينكه اكنون ديگر براي كشورهاي غربي مشخص شده كه خروج اقتصادهاي آنها از بحران اقتصادي ارتباط مستقيمي با يافتن راهحلي معقول درباره موضوع هستهاي ايران دارد. كاهش بهاي نفت پس از نشست استانبول و افزايش مجدد آن بعد از نشست بغداد مويد وجود همين ارتباط معنادار است.
دوم اينكه بعد از روي كار آمدن پوتين روابط غرب و روسيه وارد دور جديدي از جنگ سرد ميشود كه به نظر ميرسد اين امر نياز جناح غربي گروه ۱+۵ را براي حل بحران هستهاي ايران افزايش داده است چراكه حل اين بحران تا حدود زيادي ميتواند روابط رو به رشد ايران و روسيه را در معادلات جهاني كاهش يا دستكم تحت تأثير قرار دهد و بالاخره سوم اينكه به نظر ميرسد جناح غربي گروه ۱+۵ تهديدهاي اسرائيل را به خصوص پس از تشكيل كابينه وحدت ملي با حضور حزب رقيب كاديما را كه بزرگترين ائتلاف در طول تاريخ رژيم صهيونيستي است، جدي تلقي كردهاند.
در نهايت مذاكرات با برگزاري مصاحبههاي مطبوعاتي جداگانه از سوي رؤساي هيئتهاي مذاكرهكننده خاتمه يافت كه اين هم در نوع خود قابل توجه و تأمل است. كاترين اشتون مصاحبه مطبوعاتي خود را به صورت مختصر برگزار كرد و بعد از خواندن بيانيه كوتاه به دو سؤال بيشتر پاسخ نداد اما سعيد جليلي با دادن پاسخ به سؤالات اكثر خبرنگاران به نوعي فضاي رسانهاي را كه نقش مهمي در چنين مذاكراتي دارند، در اختيار گرفت. اين مصاحبهها نيز چند نكته را درباره مذاكرات بغداد روشن ساخت؛ نخست اينكه يكبار ديگر نشان داد جمهوري اسلامي ايران ضمن اينكه از مذاكرات استقبال ميكند اما به هيچ وجه حاضر به عقبنشيني از حقوق هستهاي خود طبق معاهده انپيتي نيست و اين به مفهوم برخورداري از چرخه سوخت هستهاي است.
دوم اينكه هر چند جناح غربي گروه ۱ +۵ از نتيجه مذاكرات راضي نبودند و آن را در حد انتظار خود نميديدند اما باز راضي به شكست و به بنبست رسيدن مذاكرات نبوده و نيستند و به نظر ميرسد يكي از دلايل كوتاه بودن مصاحبه كاترين اشتون همين بوده است كه نميخواست مسائلي را مطرح كند كه از آن فضاي شكست و بنبست استنباط شود و به همين علت بعد از اينكه درخصوص ادامه مذاكرات در مسكو توافق صورت گرفت، اشتون نفس راحتي كشيد.
در مجموع ميتوان گفت نشست بغداد نه شكست خورد و نه پيشرفت اساسي داشت اما در برايند گامي به جلو بود و با حرفهاي صريحي كه در اين نشست گفته شد يكبار ديگر خطوط قرمز طرفين براي هم مشخص شد و اين امر موجب ميشود طرفين با برنامه عمل در مذاكرات مسكو حاضر شوند.