
در تذكره عارفان حقيقي و طلايه داران معارف ملكوتي دعا و نيايش به درگاه خداوند بسيار تأكيد شده است، آن بريدگان از ظواهر دنيا و رسيدگان به ظرايف حيات، همواره بر خود نهيب ميزدند كهاي خويشتنِ باز مانده از بازي نونهالي و مستي ِ جواني،اي غرقه دار كشمكش سخت معاش، در دوران ميانسالي و قوت از كف نهاده در روزگار رنجوري و پيري، چه زماني را ميخواهي قبل از حلول فوت و از بين رفتن فرصت زندگي به طاعت و معرفت حضرت حق بپردازي؟
مگر نه اينكه غايت و نهايت آدمي شناخت خداست و تنها راه شناخت واقعي او عبادت (كه فرمود: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون – هيچ جن و انساني را نيافريديم مگر براي بندگي) است، پس كي زمان آن فرا ميرسد كه مشمول آيه شريفه سوره زمر شويم كه فرموده است: أَلَمْ يَأْنِ لِلذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللهِ. . . ( آيا براي كساني كه ايمان آوردهاند، زمان آن فرا نرسيده كه دلهايشان را براي ياد خداوند لرزان و فروتن نمايند – به خود بيايند، به خود بيايند، تا درك كنند كه در كشمكش روز دنيا (كه برايش فرمودند: ان لك في النهار سبحا طويلا) شبي هست كه بايد در آن قرآن را به ترتيل و تحقيق خواند و فهميد( اقم الصلوه لدلوك الشمس الي غسق الليل و قرآن الفجر ان قرآن الفجر كان مشهودا.»
ماه رجب، همان ماهي كه خداوند، آن را براي خود پسنديد و آن را ماه خودش ناميد، فرا رسيده و در جغرافياي فهم ديني، همه چيز بايد از ابتداي اين ماه تا انتهاي قرباني در قربانگاه مني در عيد قربان، از اعتكافش تامناجات شعبانياش و روزههاي رمضاني و شبهاي قدر و نماز فطري اش، از ذيقعدهاش تا واعدنا خواندنش در شبهاي ده گانه، همه و همه براي اثبات يكتايي خالق بشريت به كار گرفته شود.
اما آيا اين پيام كه قديم ترها، با مراجعه بسياري به كتابهايي چون المراقبات مرحوم ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي طاب ثراه به طرف درك آن قدم برداشته ميشد، در اين سالها نيز مورد توجه قرار ميگيرد؟
رسانهها چگونه مردم را از ابتداي ماه رجب تا انتهاي آن به سمت روزه داري و دعا و نيايش صبحگاه و سحرگاه ترغيب ميكنند.
جاي نيايش رجبي، مناجات شعبانيه و احياي رمضاني در كنداكتور وارداتي شبكههاي ۲۴ ساعته كجاست؟يا اينكه حتي در شب ۲۱ ماه رمضان هم بايد در ساعت سحر از بعضي شبكهها سريال و فيلم سينمايي ببينيم و از شبكه بازار در شبهاي ده گانه ذيحجه به جاي مناجات عرفه، تبليغ مراكز فروش گوسفند و گاو تماشا كنيم؟
واقعيت اين است كه به ويژه در حوزههاي رسانهاي مشمول اين مثل بدبينانه نيچهاي شديم كه گفته بود، راهروترين پيروان شكارچيان هستند كه مجبورند به دنبال شكار خود به هر طرفي بروند و گويي اين نيز مشمول حال ما و رسانههاي ماست كه براي مبارزه با غفلتي كه پارادايم رسانهاي غرب بر ما وارد ميكند، خود به سراغ روشهاي غافلانه رفتهايم. باور اين امر دشوار نيست. نيمهاي از شبهاي رجب يا شعبان برخيزيد و گشتي در ۱۷ شبكه مجاز تلويزيون و چند ۱۰ شبكه راديويي درون مرزي و برون مرزي مان بزنيد تا ببينيد، رسانههاي ما چقدر براي اين شبها فرصت نيايش و آشنايي و آشتي با مبداً و معاد فراهم ديده اند!
تا متوجه شوي در ايام ۱۳ رجب كه آغاز اعتكاف و تأمل معتكفين است تعداد جنگهاي بزن و بكوب بيشتر است يا حرفهاي ارزشمند و تأملزا؟
كاش در اين لحظه ها كه همه به آب و برق و سكه و دلار و مذاكرات هستهاي و خيلي چيزهايي كه شايد تا پايان عمر هم هيچ گاه با آن درگير نشوند، حساسند، كسي يا كساني پيدا شوند كه هر روزه و هر شبه مردم را به اين حقيقت فرا بخوانند كه راه زندگي سلامت و راه فهم واقعي زندگي ارتباط با هم اويي است كه فرموده: من يتق الله – هر كس خويشتن باني بهتري كند – يجعل له مخرجا – براي او راه خروج( از مشكلات) قرار داده ميشود – و يرزقه من حيث لايحتسب – و از جايي كه گمان نميبرد، روزي داده ميشود.