کد خبر: 469871
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
قصوري از برنامه‌سازان كه به نام «سيما» رقم مي‌خورد

حجت اين مدعا علائم راهنمايي و رانندگي و لوگوها و آرم‌ها مي‌باشد كه فقط با يك يا چند تصوير مرتبط و عموماً آناليز شده بسياري از مفاهيم حتي مفهومي چند جمله‌اي را در كوتاه‌ترين زمان به مخاطب منتقل مي‌كند. امروزه با رشد و تعالي بشر نيازها و كاربردهاي تصويري وي گونا‌گون و متنوع شده و براي پيام رساني، هدايت‌ها، اخطار و زنهارها و ... اشكال مختلف تصويري به كار گرفته مي‌شود اما با اين اوصاف نياز كودك امروزي به تصوير،‌ شبيه نياز بشر اوليه به تصوير مي‌باشد و اين نياز بايد به همان اندازه، موجز، مفيد و تأثيرگذار باشد تا امر انتقال پيام به كودك امكان‌پذير شود. 
در روزگار امروز كه دانشمندان و پژوهشگران به توانايي‌هاي شگرف ذهن كودك پي برده‌اند و آنها بر دو مقوله مهم رشد و تعالي كودك كه همان آموزش و تربيت است، تصريح و تأكيد دارند، مهم‌ترين ابزاري كه اين دو مقوله مهم را تا حد قابل توجهي محقق مي‌سازد، دو حوزه صدا و تصوير است كه بايد توأمان اين امر را برآورده سازد و براي محقق شدن اين تربيت و آموزش كودك بايد تصاوير تا حد امكان آناليز و ساده شود و در يك تداوم تصويري يك داستان خاص را روايت كند، پس از آن مقوله رنگ (باگرته‌برداري از روانشناسي رنگ) را به ياري گرفت كه در ابتدا نگاه كودك را جذب و در ادامه اين نگاه را درگير كرد كه به موازات اين پروسه دنياي صدا كه بايد تركيبي از گفتار و گفتار موزيكال موسيقي و افكت‌هاي تصويري باشد به ياري اين تصاوير سلسله‌دار و پيوسته رنگين آمده و امر انتقال مفاد آموزشي و تربيتي را تا حد قابل توجهي ساده مي‌كند. 
ناگفته پيداست كه براي اجراي بايسته‌هاي فوق رسانه‌اي ديداري و شنيداري بايد ارائه خدمت كند كه اين رسانه شخصاً رسانه تلويزيون است كه همواره با قدرت اعجاز خود به جامعه ارائه خدمت مي‌كند كه طبعاً در مقوله مورد بحث ما، زير بخش كودك و نوجوان به ياري آموزش و تربيت كودكان جامعه مي‌آيد. آنچه مسلم است كودك، برنامه‌اي با تصاوير مرتبط رنگين توأم با افكت و موسيقي را به شكل روايي راوي ترجيح مي‌دهد. 
به اين مفهوم كه كودك دوست دارد كاراكترهاي زن، مرد، پير و جوان را در شكل انساني و حيواني در قالب انيميشن و ضبط زنده و روايي داستاني ببيند و طبيعي است كه كودك در مقايسه با اين قالب، به قالب روايي راوي كه به شيوه قصه‌گويي شهرزادي يك مجري كه متكلم وحده باشد و يك تنه بخواهد موارد آموزش و تربيتي را در يك برنامه گاه چند ساعته، به كودك منتقل كند، اقبال واستقبال نشان ندهد. با اين اوصاف متأسفانه برنامه‌سازان تلويزيوني ما تقريباً‌ از اوايل دهه ۸۰ به برنامه‌سازي قالب دوم بحث روي آوردند و مشخصاً با تعريف يك كاراكتر مجري و گاه در مواردي دو كاراكتر به شكل تركيبي انساني و عروسكي به نام «خاله» و «عمو» به برنامه‌سازي پرداختند.
 انصاف بايد داد كه خود تلويزيون و معاونت صدا در برنامه‌هاي گفت‌وگو محور شبكه‌هاي مختلف بارها اين موضوع را آسيب‌شناسي و عملاً‌به صورت غيرعلني با اين شكل برنامه‌سازي مخالفت كرد و در مواردي برنامه‌سازان كهنه‌كار به اين شيوه كار اعتراض كردند كه در اين ميان مي‌توان به يكي از بانوان خوش ذوق برنامه‌ساز اشاره كرد كه با ارسال يادداشتي به مطبوعات زبان به شكوه و گلايه گشوده و آينده مبهم «آموزش و تربيت» كودك را گوشزد كرده بود. 
اين يادداشت كه بازتاب‌هاي زيادي داشت، حركت‌هاي محسوسي را باعت شد كه در ادامه به فراموشي سپرده شده و نافرجام ماندند و سرانجام اين اعتراض به جايي رسيد كه گويا اين بانوي كاركشته نمك‌گير اين شكل از برنامه‌سازي شد و پس از آن يادداشت جنجالي بانوي مذكور برنامه‌اي زنده را روي آنتن فرستاد كه كاراكترهايش ملزومات و وسايل مطبخ بودند و عملاً دنباله اين ماجرا رها شد و شيرازه كار از هم پاشيد و در نهايت كه در اين مقطع زماني به حركت‌هاي برخاسته از يادداشت فوق نگاه كنيم، درمي‌يابيم اصولاً دوستان برنامه‌ساز هيچ حركتي نكرده‌اند و شبهه حركت آنها شانه غلطي در خواب خوش و خيال آسوده بوده است، علي‌الحال كه اين ماجرا و اين شكل برنامه‌سازي را مرور مي‌كنيم، در گام نخست و سرمنزل اول چرايي اين اقدام برنامه‌سازان به ذهن متبادر مي‌شود كه در ادامه به برخي از فاكتورهايي كه ماحصل آن منجر به ساخت برنامه‌هاي مجري‌محور شهرزادي مي‌شود اشاره‌اي خواهيم كرد.
در اينكه تلويزيون غولي است با اشتهاي وافر و سيري‌ناپذير، ترديدي نيست و ارضاي اين اشتها طبعاً با تزريق برنامه به بدنه تلويزيون يا همان غول سيري‌ناپذير ممكن و ميسر است و ركن و اساس نخستين براي توليد و ساخت برنامه، تخصيص بودجه و اعتبار مي‌باشد و اين اعتبار دراين فرآيند حرف اول را مي‌زند و هر ناممكني را ممكن مي‌سازد كه بخشي از اين اعتبار به وسيله مجلس صورت مي‌گيرد و درصدي از آن از محل درآمدهاي صدا و سيما مانند تبليغات تجاري و بازرگاني تأمين مي‌شود، بنابراين تهيه‌كننده و برنامه‌ساز براي عدم مواجهه با كسري بودجه بهترين راه ميانبر را پخش برنامه‌هاي زنده مجري‌محور مي‌داند و به نظر مي‌رسد به اثرات منفي اين شكل از برنامه‌سازي مثل خستگي كودك و در نهايت ريزش مخاطب توجهي ندارد و اين كار صرفاً براي گذران امور و به نوعي رفع تكليف انجام مي‌شود.
 واضح‌تر اينكه در شكل دوم برنامه‌سازي يعني پخش برنامه‌هاي «مجري‌محور خاله- عمويي»، بودجه اعتباري به مراتب كمتر هزينه مي‌شود چرا كه در بخش زنده اين برنامه‌ها مواردي مانند تدوين، صداگذاري، افكت و موسيقي، نورپردازي و تصويربرداري پلان به پلان كه موجبات انجام آن صرف زمان طولاني و در نهايت هزينه‌اي سنگين است، خود به خود منتفي مي‌شود و همه اين موارد به صورت همزمان و سر صحنه انجام مي‌گيرد و اين معادله تسهيل و آسودگي در امر پخش برنامه زنده تلويزيون جوابي نه چندان رضايتبخش و گاه نادرست را در پي دارد، در حالي كه در برنامه‌هاي توليدي انيميشني يا روايي و داستانگو كه مبتني بر صرف وقت و هزينه فراوان است، غالباً با جوابي رضايتبخش كه ارضا و اقبال مخاطب را در پي دارد، مواجه مي‌شويم، ضمن اينكه در برنامه زنده گاهي اتفاقات ناخواسته‌اي مانند حادثه اخير خرمدره و برنامه شادونه در سرزمين دونه‌ها به وقوع مي‌پيوندد كه از حوصله اين بحث خارج است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار