
وقتي صحبت از حجاب و عفاف ميشود نخستين تصويري كه در آيينه ذهن تمامي ما انعكاس مييابد، تصويري از يك خانم با كاملترين پوشش ممكن، يعني چادر است، اما هنگامي كه از توليد ملي سخن به ميان ميآيد، به لباس ملي و پوشش اسلامي زنان ايراني كه ميرسيم، بايد سرمان را پايين بيندازيم چراكه پوشش زنان محجبه ايراني توليد ملي نيست؛ حجاب ما محصول كارخانجات نساجي چشم باداميهاست.
چرا خودمان توليد نكنيم؟ حدود ۳۰ ميليون متر مربع پارچه چادر مشكي، بازار مصرف گستردهاي است كه ايران را به يكي از بزرگترين استفادهكنندگان اين محصول در جهان تبديل كرده است. زنان محجبه ايراني اما عادت كردهاند وقتي به بازار ميروند بايد حجابشان را از ميان توليدات بيگانه انتخاب كنند. خانم خليلي يكي از بانواني است كه براي خريد چادر مشكي راهي بازار شده است و در حال ورانداز طاقههاي پارچهاي است كه فروشنده برايش روي پيشخوان چيده و از جنس اعلاي ژاپني آن تعريف و تمجيد ميكند. من اما به ميان حرف فروشنده ميپرم و ميپرسم: « آقا چادر ايراني نداريد؟»
با نگاهي عاقل اندر سفيه پاسخ ميدهد: « خانم؛ ايران كه پارچه چادر مشكي توليد نميكند! تازه اجناسي هم كه مشابه داخلي دارد، مردم خارجياش را ترجيح ميدهند، چون جنسش بهتر است!» خانم خليلي اما ميگويد:« جالب است! در موضوع حجاب ملي تقسيم كار شده! رعايت حجاب از ما، توليد ابزار چادر از خارجيها!»
خانم حسيني هم يكي ديگر از خريداران چادر است. او اما درباره چادر ايراني نظر ديگري دارد و در گفتوگو با «جوان» تأكيد ميكند:« چادر لباس ملي زنان ايراني است و حتي خانمهايي كه اين پوشش را به عنوان حجاب خود نپذيرفتهاند، در بسياري از مراسمها و مجالس رسمي ترجيح ميدهند با چادر باشند». او معتقد است: «به نظر ميرسد در اين ميان دستهاي پنهاني در كار باشد كه نميخواهند از طريق توليد بخشي از ميليونها متر مربع چادر مصرفي در كشور، چرخهاي توليد ملي به گردش در بيايند و شاهد اشتغال و توسعه در كشور باشيم.»
خانم نظري هم به دنبال چادر دوخته است. او در گفتوگو با «جوان» تأكيد ميكند:«من هم دوست دارم به عنوان يك ايراني، كالاي ايراني بخرم، اما وقتي توليد نداريم و اگر هم داشته باشيم هم از نظر قيمت و هم از نظر كيفيت توان مقابله با اجناس خارجي را ندارد، ناچارم چادر يا ساير اجناس را خارجي بخرم ». به گفته وي، چادر خوب بايد رنگش ثابت باشد و چروك هم نشود.
زمينههاي گسترش حجاب مناسب با توليد داخلي نامگذاري امسال به عنوان «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» انگيزهاي براي مطالبه در رابطه با برخي كم كاريهاي صورت گرفته در عرصه توليدات ملي است. يكي از حوزههاي كم كار همين توليد چادر مشكي است كه امسال مطالبه جدي بسياري از صاحبنظران است. چندي پيش سردار محمد رضا نقدي، رئيس سازمان بسيج مستضعفين نيز با انتقاد از وضع موجود، ورود چادر مشكي از خارج را شايسته ندانسته و از مجلس خواسته بود فكري به حال اين وضعيت بكند. با وجود اين، عفت شريعتي نماينده دورههاي هفتم و هشتم مجلس درباره ورود مجلس به بحث چادر به عنوان پوشش ملي به «جوان » ميگويد: مجلس هفتم طرح ساماندهي مد و لباس را مطرح و تصويب كرد؛ طرحي كه موافقت شوراي نگهبان را هم جلب كرد و براي اجرا ابلاغ شد كه متأسفانه شاهد اجراي آن نبوديم، اما در مجلس به طور خاص به چادر و توليد آن در كشور پرداخته نشده است.
شريعتي، كارهاي اجرايي را از وظايف مجلس نميداند اما اين را ميپذيرد كه حمايت يا تصويب قوانين الزامآور براي توليد يا محدود كردن واردات در اختيار مجلس است و مجلس ميتوانست دررابطه با توليد چادر نيز از اين اختيار خود استفاده كند. اين نماينده مجلس هفتم و هشتم در عين حال از مدافعان توليد ملي چادر است. وي خاطر نشان ميكند: توليد چادر مشكي كار بسيار بزرگي است. وقتي ما انتظار داريم جامعه زنان ما از حجاب معقول و مناسب برخوردار باشند، بايد ابزار اين مهم را هم فراهم كنيم، در حالي كه هم اكنون قيمت چادر بسيار بالاست و شايد يكي از دلايل اين قيمت بالا، همين واردات زياد باشد. شريعتي تأكيد ميكند: كارخانههاي توليد داخل بايد فعال شوند تا هم قيمت اين محصول پايين بيايد و هم توليد ملي محقق شود.
اين كمكاري هنوز قابل جبران است ما ماهوارههاي مخابراتي به فضا ميفرستيم، در علوم بهروزي مانند نانوتكنولوژي و فناوري هستهاي حرفهاي زيادي براي گفتن داريم و با قدرت در اين عرصهها يكهتازي ميكنيم، اما با وجود اين همه پيشرفت هنوز ارادهاي براي توليد لباس ملي و حجاب غالب زنان جامعهمان نداشتهايم. به همين خاطر بسياري از خانمهاي ايراني وقتي براي خريد چادر مشكي به پارچهفروشي مراجعه ميكنند، تمام گزينههايي كه براي انتخاب پيشرويشان قرار ميگيرد، پارچههاي مشكي بافت كره جنوبي يا ژاپن است.
خريدار حتي اگر دلش بخواهد جنس ايراني بخرد و هزينهاش را براي حمايت از توليد ملي خرج كند، كار و سرمايه ايراني در اين حوزه به خوابي عميق فرو رفته است. اين در حالي است كه خوابيده را ميشود بيدار كرد، اما آن كس كه خود را به خواب زده، هرگز!