
به سنت چندين ساله اخير، نخستين نشستهاي سياستگذاري براي نمايشگاه كتاب هرسال، پس از اختتاميه نمايشگاه كتاب سال قبل از آن آغاز ميشود و در آن بحثهاي جنبي و گزارش هايي درباره چند و چون برپايي نمايشگاه ارائه ميشود و اين روند در پاييز هر سال منجر به اعلام مكان برپايي نمايشگاه سال بعد ميشود.
پارادوكس هر ساله مكان برگزاري نمايشگاه كتاب اما امسال رنگ تازهتري به خود گرفته است. از سويي يكي مسئولان اجرايي نمايشگاه كتاب در حول و حوش برپايي آن در خبري عجيب اظهار ميكند، سال آينده نيز مصلاي امام خميني(ره) ميزبان برپايي نمايشگاه كتاب است و از سوي ديگر محمد رضا رحيمي معاون اول رئيسجمهور در اختتاميه نمايشگاه امسال به وزير ارشاد اولتيماتومي يك هفتهاي ميدهد كه كلنگ احداث محل دائمي نمايشگاه بينالمللي كتاب را بر زمين بزند.
پيش از اين نيز در خبري اعلام شده بود كه مجتمع امام خميني(ره) واقع درضلع شمالي بزرگراه رسالت واقع در محوطه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي براي اين منظور در نظر گرفته شده است و نمايشگاه دائمي در اين مكان ساخته خواهد شد.
اما آنچه اين پارادوكس را اين روزهاي مكان برپايي نمايشگاه كتاب قابل توجهتر كرده، ابهاماتي است كه اين مراسم كلنگزني كه قاعدتاً بايد بنا به اظهارات معاون اول رئيسجمهور ظرف چند روز آينده به اجرا درآيد با خود به همراه دارد و بد نيست پيش از برگزاري آن براي برخي از آنها توضيحي نه قانع كننده كه مناسب يافت.
-۱ بزرگترين مشكل نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران در سالهاي حضورش در مصلي نبود فضاي نمايشگاهي مناسب براي ميزباني از مخاطبان خود بود. اين فضاي نامناسب از نبود پاركينگ براي اتومبيلهاي شخصي شروع و تا فضاي كم و بدون تهويه شبستان ادامه پيدا ميكرد و در ادامه نيز به سالنهاي چادري بخش كودك و نوجوان و ناشران دانشگاهي منتهي ميشد.
مكان جديد در نظر گرفته شده براي نمايشگاه نيز اما از اين مشكلات مبري نيست. دسترسي نامناسب به اين مكان كه تنها از طريق بزرگراهي كه به خودي خود از شلوغترين معابر مواصلاتي در تهران است خود يكي از مشخصترين اين مشكلات است، در كنار آن مشكل عدم دسترسي محلي مناسب و نيز نبود پاركينگ مناسب براي خودروهاي شخصي و همجواري آن با يك سازمان فرهنگي پر رفت و آمد كه محدوديتهاي خاص خود را براي تردد در محوطه خود دارد، هر مخاطبي را به ياد دلايلي مياندازد كه با تمسك به نمايشگاه كتاب آن از محل دائمي نمايشگاههاي بينالمللي كتاب به مصلي كوچ كرد. حتي اگر مشكل تهويه و طراحي سالنهاي نمايشگاهي در اين مكان تازه را نيز به پس از ساخت و افتتاح واگذار كنيم، كلنگزني در محوطهاي كه ابعاد و چند و چون محيط آن هنوز به طور مشخص براي هيچ يك از كارشناسان و اهالي كتاب و رسانه شرح داده نشده است، از همين ابتداي كار خبر از كج نهادن خشت نخست براي ساخت اين بنا دارد.
-۲ اين روزها سخن ازپروژه باغ كتاب تهران ديگر حرف تازهاي نيست؛ پروژهاي با زير بناي نمايشگاهي نزديك به ۸۵ هزار متر مربع در تپههاي عباس آباد تهران كه قرار است مدرنترين مركز فرهنگي با محوريت كتاب در تهران باشد و مسئولان آن روزها و ساعتهاي زيادي را صرف اين كردهاند كه به گوش همه برسانند مكان اين باغ براي ميزباني نمايشگاههاي كتاب بسيار وسوسهكننده و مناسب است، البته با اين همه اغواگري، باغ كتاب هم براي ميزباني نمايشگاههاي كتاب وعده برپايي چادر داده است و اظهار داشته كه چادرهاي آن چيزي فراتر از تصوري است كه از چادرهاي فعلي نمايشگاه كتاب در مصلي وجود دارد. به راستي آيا باغ كتاب تهران قابليت ميزباني نمايشگاه كتاب در قامتي كوچكتر و بهينهتر را ندارد؟ آيا مثلاً نميشود شيوه حضور در نمايشگاه كتاب را با توجه به اين زيرساخت بهينهتر و تخصصيتر كرد؟ آيا نميشود با بهره مندي از فضاي نمايشگاهي باغ كتاب، هزينه ساخت مكاني به نام محل دائمي نمايشگاههاي كتاب را به رفع مشكلات زيرساختي حوزه كتاب به ويژه در زمينه كاغذ كه مورد تأييد مقام معظم رهبري بود، سوق داد؟
-۳ محل دائمي نمايشگاه كتاب تهران آنطور كه از نامش بر ميآيد فضايي است اختصاصي براي برپايي نمايشگاههاي كتاب و نه چيز ديگري. به راستي تهران سالانه ميزبان چند نمايشگاه بينالمللي و داخلي كتاب است كه براي آن مكاني دائمي به وسعت مجتمع امام خميني در نظر گرفته شده است؟ از طرف ديگر تكليف ايامي از سال كه نمايشگاهي نيست چه ميشود؟ سودآوري سرمايه گذاري براي ساخت اين مكان از هزينه بيتالمال را چگونه بايد توجيه كرد؟ آيا رواست كه با چند ۱۰ ميليارد تومان هزينه براي برپايي يك نمايشگاه بزرگ و چند نمايشگاه كوچك در سال سرمايهگذاري فرهنگي را به سمت ساخت يك مكان نمايشگاهي دائم سوق بدهيم؟
-۴حدود يكسال به پايان عمر دولت دهم باقي است و كشور در سال جاري به هر شكل در تب و تاب انتخابات بعدي و نيز يارانههاي هدف مند شده خواهد بود. در اين ميان آغاز ساخت يك پروژه فرهنگي عظيم چگونه راه خود را براي به پايان رسيدن باز خواهد كرد؟ چطور بايد مطمئن بود كه اين مكان با همه التهابات سياسي كشور در آستانه انتخابات رياست جمهوري كه البته طبيعي نيز است به موقع ساخته ميشود و به يكي از پروژههاي ناكام فرهنگي مبدل نشده و اسير دست سياستبازان بيفرهنگ نميشود؟
-۵- جنس سؤال آخر از جنس پيشنهاد است. صرف نظر از اينكه وجود يك زير ساخت نمايشگاهي استاندارد و ثابت براي برپايي نمايشگاه بينالمللي كتاب لازم است، آيا نميتوان با تغيير سيستم اداره و حضور در اين نمايشگاه ميزان كارايي و نيز استقبال از آن را مديريت كرد؟ نميشود مثلاً براي حضور در نمايشگاه دايره ناشران را تخصصيتر كرد؟ تعداد آثار ارائه شده توسط آنها را مناسبتر كرد؟ آيا نميشود مخاطب را هدفمندتر از رويه فعلي و براي خريد كتاب نه تفريح به نمايشگاه كشاند؟
آيا اگر مخاطب نمايشگاه حضور خود را در آن يك مشاركت مدني حس كند و هزينه لازم را براي اين مشاركت بپردازد، حس بهرهوري بيشتر از حضور خود در نمايشگاه را در خود بارور نميكند؟ اگر ناشران كودك و نوجوان و دانشگاهي را به جاي حضور مظلومانه زير گرماي و سرماي چادر به سمت دارا شدن نمايشگاههاي تخصصي قويتري هدايت كنيم، نميشود در ابعاد نمايشگاه صرف نظر كرد؟ اين اگر و چند اگر ديگر را كه كنار هم بگذاريم نتيجه اين ميشود كه در حال حاضر زيرساختهايي كه ميزبان يك نمايشگاه كتاب باشند در تهران وجود دارد اما گويا برگزاري كارناوال گونه نمايشگاه كتاب عادت اين روزهاي ما شده است.
عادت شده است كه اين اتفاق فرهنگي به يكي از غيرفرهنگيترين رويدادهاي كشور مبدل شود و حاشيههاي پر رنگتر و جذابتر از متن براي اهالي رسانه بتراشد و صد البته مسئولانش را به پاسخ دادنهاي گوناگون، گاه عجيب و گاه مضحك وادار كند.
نمايشگاه كتاب به هر شكل به سمت ميزباني خانه تازهاي براي خود در حال حركت است؛ خانهاي كه كلنگش نيز به زودي بايد در زمين ناشناخته فرو رود. در اين ميان گويا تنها بايد اميد داشت كه براي اين چند سؤال و هزاران سؤال نانوشته ديگر درباره خود پيش از اسباب كشي به صورتي منطقي و مستدل پاسخي داشته باشد و صد البته ميلي براي ارائه آن.