
وحيد مهري: كتاب بهترين دوست هر انساني است كه بدون هيچ منتي و با كمترين هزينه ممكن هر آنچه بخواهيم دراختيارمان قرار ميدهد؛ ازعلومي كه درسينه استادان بزرگ نهفته است و براي آموختنش سالها وقت صرف شده تا دنياي زيباي رمانها و داستانها، از تاريخ كه امام علي(ع) فرمودند معلم انسانهاست تا دنياي زيباي خيال شعر.
كتاب دوست عزيزي است كه انصافاً كمتر قدرآن دانسته ميشود، اما در دنيايي كه انسانهايش هر روز با كتاب وكتابخواني بيگانه ميشوند و برنامههاي تلويزيوني، ماهوارهاي، اينترنتي و... جايگزين مطالعه ميگردند؛ عقلانيت كاهش مييابد و استرس موجود در جامعه مجازي خواهناخواه به روح و جسم افراد وارد ميشود.
وقتي كه شما سريالي ميبينيد شايد چندان احساس دانايي نكنيد، چراكه مجموعه نمايشي تنها وظيفه سرگرمي والقاي مخاطبان را دارند درحاليكه وقتي كتابي را با فراغ بال ميخوانيد، ذهن شما درگير داستان ميشود و كارگرداني شخصيتها و فضاها را برعهده ميگيرد و شما را از دنياي پرسرو صدا و استرسزاي كنوني بيرون ميآورد، كتاب كه تمام ميشود احساس خوبي به شما دست ميدهد، گويي كارمهمي را انجام دادهايد حتي اگرآن كتاب يك رمان كوتاه و سادهاي باشد، اما سريالهاي تلويزيوني هرچند از روي رمانها ساخته شوند، اينگونه نيستند.
بيشك دنياي كتاب دنياي شيرين و زيبايي است كه متأسفانه خيلي ازما خود را ازآن محروم كردهايم و همين محروميتها باعث شده تا بهجاي اينكه چشممان به مستندات عادت كند، گوشمان به شايعات دلبندد و دايره دانش ما به گفتهها و شنيدهها محدود شده است، آنقدركه حتي نميدانيم امام خامنهاي ولي امرمسلمين چه الفتي با دنياي كتاب و نويسندگان دارند بهخصوص رمان وداستان.
خيلي ازما شايد رمانهاي مشهورغربي را نخواندهايم، چه رسد به كتابهايي كه نه نام نويسندگانش را تاكنون شنيدهايم ونه نام آثار آنها را، اما ايشان به عنوان وليامرمسلمين جهان با وجود تمام مشغلههاي كاري و فكري بازهم رمانهايي چه از نويسندگان خارجي و چه از نويسندگان داخلي را مطالعه ميكنند.
معظمله كه بارها درجلسات مختلف وبه بهانههاي گوناگون افراد وجامعه را به كتابخواني تشويق كردهاند، رمانهاي مشهوري را خود خواندهاند كه نامشان حتي به گوش ما با اين همه ادعاي روشنفكريمان هم نرسيده است، چنانچه ميفرمايند: «هنوزبهترين رمانهاي امروزما، رمانهاي قرن نوزدهم است. درقرن نوزدهم رمانهايي نوشته شد كه نظير آنها ديگر نيامده است.
درفرانسه، در روسيه حتي در انگليس، رمانهايي نوشته شده كه هنوز تا امروز نظيرآنها نيامده است، پس رمان ميماند وگسترش هم دارد و تبيين و توصيف فوقالعاده و ريزهم دارد. شما اين خصوصيات را در كدام هنر ديگر ميتوانيد پيدا كنيد؟ اين خصوصيات نه درموسيقي هست، نه در سينما هست، نه در تئاترهست، نه در شعرهست و اصلاً نميشود شبيه رمان چيزي پيدا كرد، هم ترجمه ميشود، هم همه جا ميرود، هم ميماند، هم كهنه نميشود.»
با وجود اينگونه تفكرات لطيف و دلنشين از سوي رهبر جهان اسلام، ما توانستهايم چقدر فرهنگمان را براساس گفتار و رفتارهاي وليفقيهمان تنظيم كنيم؟ آيا ما واقعاً بسيجي هستيم؟! بسيجي بودن تنها به كارت عضويت سازمان يا فعاليتهاي سياسي نيست، بلكه بسيجي بودن يعني جا پاي ولايت فقيه گذاشتن و درهمه امور ازايشان تبعيت كردن.
هرچه ميگويند را ملاك قرار دهيم چه برسد به وقتي كه ايشان فرمان ميدهند به انجام امري، معظمله از قسمتي در بياناتشان پيرامون فرهنگ كتابخواني ميفرمايند:« من جوانان بسياري را ديدهام، حالا افراد مسن كه جاي خود دارد كه حتي مطالعه كتاب رمان را هم ميل ندارند! كتاب رمان را يك هفت، هشت، ۱۰ صفحه ميخوانند و ميگويند حوصله نداريم درحالي كه حاضرند ۲۰ دقيقه يا نيم ساعت بنشينند و تبليغات تلويزيون را كه قبل از شروع فيلم سينمايي پخش ميشود، تماشا كنند! حاضر نيستند در اين ۲۰ دقيقه حتي همان كتاب رمان را بخوانند، حالا نميگوييم كتاب اجتماعي، كتاب سياسي يا كتاب علمي، اين ناشي از چيست؟ ناشي ازعدم اعتياد به كتاب است. مردم ميل به كتابخواني ندارند، براي اين بايد فكري بكنيد.