
هرچند ابر رسانههاي غربي و بلندگوهاي جنجالي وابسته به اشكال گوناگون در پيتخريب و تحقيرمباني آن هستند و با برچسبهاي جعلي و دروغيني چون دين بربريت يا مسلمانان تروريست و... سعي دارند تا مانع نشر و گسترش آن شوند، ولي برعكس كنجكاويها نسبت به مباني و اصول اسلام هر روز بيشتر ميشود و افراد زيادي از سراسر دنيا درهرمقام وموقعيتي كه هستند، فارغ از تمام دروغپراكنيها و سياهنماييها، مشتاقانه به اسلام روي ميآورند. آنها به ايران به عنوان امالقراي جهان اسلام مينگرند و انتظار ديگري از ايرانيان و رسانههاي آن دارند.
اين درحالي است كه متأسفانه در ميان انبوه تبليغات تلويزيوني يا مجموعههاي نمايشي به اندازهاي كه براي مؤسسات آموزشي براي رفتن به دانشگاهها تبليغ ميشود يا در سريالهاي تلويزيوني فرزندان خانواده براي رفتن به دانشگاه تلاش ميكنند، به ندرت طي اين سي واندي سال برنامهاي داشتهايم كه جواني در فيلم يا سريالي براي رفتن به حوزه و طلبهشدن تلاش كند. درصورتي كه اگر درفيلمها و مجموعههاي تلويزيوني جواني را مشتاق به حوزه نشان ميداديم يا به جاي جو تقريباً لائيك وغيراسلامي دانشگاه در فيلمها، كمي هم فضاي طبيعي حوزه و طلاب متعلم آن را به تصوير ميكشيديم، اين قدر فاصله ايجاد نميشد. چرا بايد برخي از بچههاي حوزوي ما از پوشيدن لباس در سطح جامعه خجالت بكشند و به غير از فضاي حوزه لباس نپوشند؟ يا دختر جوان ما خجالت بكشد كه بگويد من طلبه حوزه هستم؟ درحالي كه هيچ فرقي بين طلبه حوزوي با دانشجوي دانشگاه نيست.
دختر جواني كه تازه ديپلم گرفته بود با وجود علاقهمندي براي رفتن به حوزه علميه براي يادگرفتن معارف ديني و حوزوي، ولي از ترس طرد شدن از دوستان و آشنايان، مردد بود و آخر سر هم به اصرار خانواده براي كنكور دانشگاه ثبتنام كرد. اينگونه ضعفهاي فرهنگي واجتماعي عمدتاً به خاطر كم كاريهاي رسانهملي ماست كه در اينباره فرهنگسازي نكرده است.
تلويزيون كه در نشان دادن تصوير زنان جوشكار، راننده اتوبوس، دكتر و مهندس يا حتي مسابقات فوتبال و واليبال و قايقراني زنان كه گاه نشان دادن تصاويرشان با عرف و شرع مغايرت دارد، ازهيچ كوششي فروگذاري نميكند، چرا بعد از گذشت ۳۰ سال هنوز يك دختر طلبه را در سريالهايش نشان نميدهد. در سريال «سقوط آزاد» ماه رمضان نيروي انتظامي هم با موج فمنيسم همراه آنها، زن را در نقش كارآگاه، بازجو و مهندس به تصوير ميكشند، درحالي كه كمتر به جايگاه و اهميت زن در مدار ديني و حوزوي پرداخته شده و شايد به همين خاطراست كه دختريا پسر جوان، رفتن به حوزه را دغدغه علمي خودش نميداند و براي كسب مدرك دانشگاهي تلاش ميكند و حتي براي ضريب بالاي موفقيت در كلاس كنكور و مؤسسههاي آموزشي ثبت نام ميكند و با صرف هزينههاي سنگين ميخواهد به دانشگاه برود.
حجت الاسلام فاطمي قائم مقام مديريت آموزشي حوزه علميه اصفهان دراينباره ميگويد: اين مسئله نيازبه مطالعه و برنامهريزي دارد زيرا درهر حال حوزههاي علميه كشور از طريق خبرگزاريها و سايتهاي خبري به طوركامل معرفي ميشوند و در مورد عملكرد درون حوزه اطلاعرساني داريم حتي مستندهاي تلويزيوني زيادي در اين مورد ساخته شده است كه به نوعي معرف فضاي حوزه علميه است، ولي تاكنون تبليغات حوزه به شكل تبليغات دانشگاهي نبوده، براي اينكه روشهاي اطلاعرساني حوزه متفاوتتر است.
درمورد استقبال جوانان براي ثبت نام درحوزههاي علميه نيز بايد بگويم مازاد اقبال داريم و ظرفيت ما هم براي پذيرش طلبه محدود است، البته با اين حال شكي در اين مسئله نيست كه تأثيرگذاري تلويزيون بسيار بيشتر از ساير رسانههاست، به همين خاطر بايد بحث معرفي مطلوب حوزهها مورد مطالعه قرار بگيرد و اينكه آيا اين مسئله اجرايي بشود يا نشود بايد توسط حوزه علميه قم پيگيري و تصميمگيري جدي شود.
مسقطيان معاون طرح و برنامهريزي حوزه علميه اصفهان هم اعتقاد دارد: حوزه علميه از همان ابتدا به دنبال اينگونه معرفيها به سبك آموزشگاههاي ديگر دانشگاهي نبوده و نيست چون دركل فضاي حوزه علميه با دانشگاه فرق ميكند، علما و مراجع عظام حوزوي هم تمايلي ندارند تا با چنين روشهايي كسي را جذب حوزه كنند. خروجي حوزه مانند خروجي دانشگاه، مدرك ليسانس و فوقليسانس نداردكه فرد بخواهد بگويد چنين مدركي دارم، شايد به همين خاطراست كه تصور ميشود حوزه علميه جايي براي مدركگرايي نيست، جاي تعليم و تعلم است.
درست است كه مراكز علمي تحقيقاتي حوزه نيازي به سروصداي تبليغاتي و جنجالي ساير مراكز دانشگاهي ندارد، ولي اين جبران كمكاريهاي تلويزيون جمهوري اسلامي با برچسب رسانه ملي نيست كه با چنين توجيهي نسبت به آن بيمهري كنند چراكه ما در سرزمين ثقل تشيع و امالقراي جهان اسلام به سرميبريم و از تلويزيون آن انتظار بيشتري ميرود تا به كمك برنامههاي تلويزيوني و درقالب موضوعات نمايشي دور حوزه علميه را خط كشي و حصاربندي نكنند.
دين اسلام، متخصصاني دارد كه درحوزههاي علميه تحصيل ميكنند و افرادي كه خود بخشي از جامعه هستند، قرار است معمم شوند و بين ما بيايند، بنابراين بايد در مقابل هجمهها و توهينهاي دشمنان معاند با اسلام كه درصدد تخريب وجهه روحانيت بين مردم هستند بيشتربه شخصيت آنها پرداخته شود نه اينكه سالي بگذرد و با فيلم طلا و مسي، چهره يك روحاني ملبس را مردم در فيلم ببينند يا در ايام سوگواري و عزاداري گوشه كوچكي از فيلم را گذرا به يك روحاني درمسجد اختصاص بدهيم كه فردي سؤال شرعي يا استخاره از ايشان ميپرسد درحالي كه اين تنها بخش بسياركمي از چهره روحانيون و علماي دين است كه همچنان درآن ماندهايم واگر تلويزيون اينقدر كه از رفتن به دانشگاه فيلم وسناريو ميسازد، درمورد رفتن به حوزه علميه توليد داشت حالا به گونهاي نبود كه بعضي از روحانيون و طلاب جوان وقتي بيرون ميآيند براي دور شدن از متلكهاي برخي افراد نادان لباس خود را عوض كنند.
بهراستي چه بلايي بر سر اسلام خواهد آمد، اگردر كشورما به جايي برسيم كه حوزههاي علميه پرورش عالمان ديني راكد و بيرونق شوند و براي اسلام، وهابيون طلبه تربيت ميكنند. ما كه ادعا داريم زير پرچم امام حسين(ع) هستيم و به سر و سينه ميزنيم چند سرباز براي امام حسين(ع) تربيت كردهايم و خانوادهها چقدر در اين رابطه حضور داشتهاند؟ مسئولان و مديران ما چقدر فعاليت داشتهاند؟