
محمدحسين جعفريان: بله! داريم! آنها كه مرا ميشناسند، آگاهند كه افغانستان كم و بيش وطن دوم من شده است. از بيست و اندي سال پيش از اين بارها و بارها به آنجا سفر كرده و ساليان متمادي در كابل و مزار شريف زندگي كردهام.
بر اين اساس اخبار آن ولايت را مو به مو دنبال ميكنم. لابد شما نيز چون من ديدهايد در يك دهه گذشته هر عملياتي را كه عليه اشغالگران يا مردم افغانستان در آن كشور رخ ميدهد به طالبان نسبت ميدهند. طالبان را هم زاييده القاعده ميدانند. القاعده را هم - بحق- پدر سوخته و تروريست و جنايتكار ميدانند و از اين رهگذر هر مقاومتي را كه آنجا ميشود، محكوم ميكنند!
اين دامي بود كه امپراتوري رسانهاي غرب گسترد و حيرتا كه ما نيز چه ساده در آن افتاديم، يعني انتساب هر مقاومتي به القاعده و طالبان و محكوم و مردود دانستن پيشاپيش تمام چنين مقاومتهايي. اينجا اين سؤال پيش ميآيد كه پس آيا مردم افغانستان در برابر اين اشغالگران و مهاجمان نوظهور، دست روي دست گذاشته و تنها تماشاگرند؟ بيترديد چنين نيست.
بخش قابل توجهي از مردم، هنوز سالهاي جهاد جانانهشان در مقابل روسها و ابرقدرت شرق را از ياد نبردهاند و با تأسي از همان آموزهها، در برابر امريكاييها و متحدانشان نيز سلاح در دست گرفته و ميجنگند؟ اينها كجايند؟ آيا اينها سرگرم عمليات و جنگ و گريز عليه اشغالگران نيستند؟ بيشك هستند. پس اخبار مقاومت و نبردهاي آنان كجاست؟
اين همان نقطه عطفي است كه من از آن حرف ميزنم؛ همان مقاومتي كه حتي در رسانههاي ما نيز بدان پرداخته نميشود، مشروعيت آن علني نشده و كسي قهرمانانش را نميشناسد. چرا؟ چون غربيها در كنار اذهان عمومي جهان، ما را نيز با رسانههايشان بازي دادند. هر كس سلاحي عليه اشغالگران برداشت، او را القاعده و طالبان ناميدند و با پيشرفتهترين سلاحها و به وحشيانهترين شكل سركوبشان كردند.
پس متوجه شديد، وقتي ميشنويد فلان بمب جادهاي توسط طالبان در سر راه ستون نظاميان ناتو منفجر شد، شايد هيچ ربطي به طالبان نداشته و كار گروهي مبارز باشد كه از اشغال سرزمينشان توسط مهاجمان جديد به ستوه آمدهاند. اين دسته از مبارزان اغلب عملياتهايي را تدارك ميبينند كه مستقيماً نيروهاي بيگانه را هدف قرار ميدهد. آنها دست به عمليات انتحاري نميزنند و جان غيرنظاميان و هموطنانشان برايشان عزيز است، اما بدبختانه رسانههاي ما نيز چون غرب، هر مقاومتي را به طالبان نسبت ميدهند. بايد اين دو را از هم تفكيك كرد.
بر همين اساس برخي مدعيان تحليل مسائل افغانستان نظر ميدهند كه تقسيم طالبان به تندرو، ميانهرو يا خوب و بد، تقسيمي امريكايي است و مردود. آنها نيز ندانسته به دامان نقشه غرب براي بد جلوه دادن مقاومت مشروع مردم افغانستان افتادهاند.
حالا كه غرب و رسانههاي ما هر مقاومتي را و هر عملياتي را از جانب طالبان ميدانند و هيچ نام ديگري را مطرح نميكنند، لاجرم بايد گفت اگر همه اينها را بناست طالبان بناميم، برخي از اين طالبان - به ادعاي شما- خوبند و مقاومتشان محترم، حتي بايد به كمكشان رفت. اميدوارم دستگاه ديپلماسي و رسانههاي ما در دام اين نيرنگ غرب براي محكوميت كل جريان مقاومت در افغانستان نيفتند. انشاءالله.