
سيدرحيم نعمتي: مقامات سعودي به همراه ابزار رسانهاي خود سعي داشتند با بزرگنمايي بر سر اين طرح و تبليغ در مورد ضرورت ايجاد آن، چنين وانمود ميكنند كه تمام شش كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس موافق طرح ملك سعودي هستند و چيزي نمانده كه در اجلاس ۱۴ مي سران در رياض كار را تمام كنند. اين طرح در صورت تصويب ميتوانست دومين گام سعوديها بعد از ۳۱ سال باشد تا پنج كشور ديگر عرب در خليج فارس را بيشتر به خود وابسته كنند، اما نتيجه كار آن چيزي نبود كه ملك سعودي انتظار آن را داشت.
در واقع، ناكامي اين طرح از تجربه سه دهه شوراي همكاري قابل پيش بيني بود. اين شورا در اين مدت نتوانسته به اهداف اوليه خود براي تشكيل بازار مشترك و پول واحد اقدامي انجام دهد و جز جلسات تشريفاتي و صدور بيانيههايي غير الزام آور نتيجه قابل ملاحظه ديگري براي اعضاي آن نداشته است.
بخش نظامي شورا موسوم به سپر جزيره كه با حمايت سعوديها راهاندازي شد تنها بهانهاي به رياض داد تا در يك سال اخير در امور داخلي بحرين دخالت كند. اين نيرو يك سال بعد از تشكيل شورا و توسط يگانهاي نظامي كشورهاي عضو به راه افتاد اما تاريخ پر فراز و نشيبي را از ابتدا تا كنون طي كرده تا آنجا كه در نوامبر ۲۰۰۵ تا مرز انحلال نيز پيش رفت و هيچگاه نتوانست نقشي جدي در دفاع از كشورهاي عضو داشته باشد، چنانكه در برابر حمله عراق به كويت در اوت ۱۹۹۰ نتوانست اقدامي كند.
تنها نگاهي گذرا به اين سه دهه كافي است تا ناكارآيي شوراي همكاري معلوم شود و همين به اندازه كافي شك و ترديدها را در طرح پادشاه سعودي توجيه ميكند. با وجود سر و صدا و خوشبيني سعوديها اما هم مردم منطقه و هم حتي شيوخ عضو شوراي همكاري چندان نگاه مثبتي به طرح پادشاه سعودي نداشتند و از خود ميپرسيدند كه چه دليلي براي تشكيل اتحاديه وجود دارد در حالي كه تجربه شوراي همكاري موفقيت قابل توجهي را در پي نداشته است.
در واقع، يكي از عوامل طرح چنين سؤال و شك و ترديدهاي ناشي از آن در ابهامي است كه كل طرح ملك عبدالله را در برگرفته است. مقامات سعودي مدعي شدهاند كه با اتحاديه سياسي فقط قصد همگرايي و همكاري بيشتر كشورهاي عربي خليج فارس در زمينههاي اقتصادي، نظامي و سياسي دارند و استقلال و هويت سياسي هر يك از اعضا دست نخورده سر جاي خود باقي خواهد ماند.
دستگاه تبليغاتي سعوديها براي بزرگنمايي طرح پادشاه خود حتي از الگوي اتحاديه اروپا سخن گفت كه گويا پادشاه سعودي قصد ايجاد چنان اتحاديهاي را در خليج فارس دارند. روشن است كه تمسك به اتحاديه اروپا نشانهاي آشكار از بزرگ نمايي سعوديها است بدون وجود كوچكترين نشانهاي از واقعيت داشتن آن. اين مانور تبليغاتي سعوديها تاثيري بر مردم منطقه نداشت و حتي موجب شد تا ديگر شركاي عرب را بيشتر دچار شك و ترديد كند.
نكته در اينجا است كه اگر پادشاه سعودي خواهان همگرايي و همكاري بيشتر كشورهاي عرب خليج فارس با يكديگر است چرا اين كار را در قالب شوراي همكاري انجام نميدهد در حالي كه حداقل به لحاظ صوري، امكان تحقق چنين اهدافي در قالب همين شورا نيز وجود دارد و ديگر چه نيازي به تشكيل يك اتحاديه است. علاوه بر اين، ابهام در چگونگي اين همگرايي و همكاري و ابعاد آن بر كل طرح سايه انداخته بود و شيوخ منطقه نسبت به نيت سعوديها در تشكيل اتحاديه دچار سوء ظن شدند.
به جرئت ميتوان گفت كه حمد بن عيسي آل خليفه، پادشاه بحرين، تنها كسي بود كه به طرح ملك عبدالله دل بست و با اميد تصويب آن راهي رياض شد. او قبل از عزيمتش در بيانيهاي اعلام كرد كه «ما امروز از تاسيس اتحاديه خليج خشنوديم». اين خشنودي حمد بن عيسي بسيار زود گذر بود چون در رياض دريافت كه سران عمان و امارات از حضور در اجلاس خودداري كردهاند و سران كويت و قطر نيز تمايلي به طرح پادشاه سعودي ندارند. واقعيت اين است كه بر خلاف پادشاه بحرين، مابقي شيوخ خليج فارس نگران از توسعهطلبي سعوديها هستند و به درستي نميدانند كه ملك عبدالله در طرح خود ميخواهد از آنان دفاع كند يا قصد دخالت در امور داخلي آنها را دارد.
اين موضوع از جهت نظامي اهميت خاصي پيدا كرده چراكه الگوي اروپايي تا كنون فاقد ارتش اتحاديه بوده اما پادشاه سعودي در طرح خود توسعه بخش نظامي را در اولويت قرار داده اما با وجود اين، معلوم نيست يگانهاي آن تحت فرماندهي كدام كشور خواهند بود يا آن كه در كدام كشور مستقر خواهند شد. از آنجايي كه در ميان اين شش كشور، عربستان توان اقتصادي بسيار بيشتري نسبت به مابقي دارد روشن است كه سعي خواهد كرد در اجراي طرح خود حداقل محورهاي كليدي را در دست خود نگه دارد.
تحقق چنين چيزي به معناي بلعيدن شيوخ كوچك توسط شيخ بزرگ است هر چند كه استقلال ظاهري آنها حفظ شده باشد و اين همان چيزي بود كه به غير حمد بن عيسي، مابقي شيوخ از آن واهمه داشتند و مانع توافق آنان با ايجاد اتحاديه خليج فارس شد. در هر حال، ملك عبدالله در اجراي طرح خود ناكام ماند و اجلاس رياض نشان داد كه شيوخ عربي خليج فارس بر خلاف خوش و بشهاي ظاهري چنان اعتمادي به يكديگر ندارند كه در زير چتر يك اتحاديه سياسي جمع شوند.