کد خبر: 468570
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۱:۴۵
سيد رحيم نعمتي
 به جهت همین حضور پررنگ او در چهار سال گذشته است که او در سومین دور ریاست جمهوری خود هم رشته‌های داخلی روسیه را در دست دارد و هم می‌داند که این رشته‌ها را چگونه به اوضاع خارج از روسیه پیوند زند به خصوص به اتحادیه اروپا و منطقه یورو. این حوزه از آنجایی اهمیت خاصی برای او دارد که اتحادیه فعلی با آن چیزی که در دو دوره قبل می‌دید، تفاوت زیادی دارد حتی نسبت به چهار سال پیش که عهده‌دار نخست‌وزیری روسیه شد. 
تغییرات در اتحادیه اروپا شامل حوزه‌های متعدد و متنوعی می‌شود که می‌توان روی کار آمدن فرانسوا اولاند و شکست نیکلا سارکوزی در فرانسه را نمادی آشکار از این تغییرات دانست. از این رو، پوتین باید نگاه روسی خود را متناسب با این تغییرات کند چرا که معلوم نیست تجربه دو دوره قبل وی از اروپا با این تغییرات بتواند در سومین دوره همان نتایج قبلی را به بار آورد.
استراتژی دوگانه پوتین
روز ۹ آگوست ۱۹۹۹ برای ولادیمیر پوتین روزی خاص بود چرا که او در این روز از ریاست اداره اطلاعات و امنیت روسیه، FSB و ریاست شورای امنیت فدراتیو. روسیه به مقام معاونت نخست‌وزیر روسیه وساعاتی بعد به مقام کفالت نخست‌وزیری و در عصر آن روز از سوی بوریس یلتسین، رئيس جمهور وقت روسیه به عنوان جانشین او معرفی شد. به این صورت بود که او در یک روز و به سرعت پله‌های ترقی برای رسیدن به کاخ کرملین را پیمود و از آن زمان تاکنون مرد شماره یک روسیه باقی مانده است. 
او در آن زمان با اوضاع آشفته اقتصادی روسیه به علاوه با تشنج‌های سیاسی روبه‌رو بود که از یک سو به وسیله رقبای سیاسی دامن زده می‌شد و از سوی دیگر، استقلال‌طلبان جنوبی به آن دامن می‌زدند. به عبارت دیگر، پوتین موقعی زمام امور در روسیه را به دست گرفت که این کشور با مشکلات عدیده سیاسی، اقتصادی و امنیتی روبه‌رو بود و او بايد راه‌حلی برای این مشکلات و نجات روسیه از آنها می‌یافت. او در ۳۱ دسامبر همان سال به مقام کفالت ریاست جمهوری رسید و سال بعد در انتخابات ماه مي ۲۰۰۰ توانست رقبای سیاسی قدرتمندی همانند پریماکوف و یوری لوژکوف را کنار بزند و وارد کرملین شود.
 به طور کلی می‌توان گفت که او در قبال بحران‌های سیاسی داخلی راهبرد کنترل را در پیش گرفت و با برقراری استراتژی روابط دوستانه توانست متحدانی در اروپا برای خود دست و پا کند تا آنکه ‌با اتکا به این روابط مشکلات اقتصادی داخلی را حل و فصل کند. هدف کلی او از این دو سیاست بازگرداندن ثبات و امنیت به روسیه بود که در مورد کشوری با پهناوری روسیه و با تنوعات گسترده داخلی کاری بس دشوار بود، چه رسد به اینکه روسیه با میراث دوران جنگ سرد دشمنان قدرتمند بالقوه‌ای نیز داشت. 
برنامه او در امور داخلی روسیه به طور خلاصه عبارت بودند از سرکوب گروه‌های استقلال‌طلب حوزه قفقاز، کنترل گروه‌های متمول و تمرکزگرایی در نظام اقتصادی و سیاسی روسیه.
پوتين برای پیشبرد این برنامه نیاز به برقراری روابط نزدیک با سران اروپایی داشت تا آنکه ‌با برخورداری از سرمایه اروپایی بتواند بر مشکلات داخلی فائق آید.
روابط دوستانه با سران اروپایی
پوتین می‌دانست که به طور سنتی نخستین گزینه در روابط دوستانه آلمان است و باید در وهله نخست به این کشور روی آورد و البته آلمان تحت صدراعظمی گرهارد شرودر این امکان را نیز به او داد. او در کارنامه خود تجربه حضور در آلمان را در زمان عضویت در ک‌.گ.ب. داشت و به خوبی با شرایط آنجا آشنا بود و با استفاده از این تجربه توانست روابط دوستانه نزدیکی را با شرودر برقرار کند.
 از سوی دیگر، شرودر روابط دوستانه با پوتین را یک موقعیت‌ مهم اقتصادی می‌دید چرا که روسیه یکی از بزرگ‌ترین منابع مهم انرژی در جهان است و همچنین، این کشور زمینه مناسبی برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های آلمانی بود. نتیجه این روابط گسترش سریع روابط تجاری آلمان با روسیه بود و از سوی دیگر، روسیه نیز آلمان را برخوردار از منابع انرژی خود کرد. 
برقراری روابط پرسود اقتصادی موجب شد تا شرودر تنها رهبر غربی باشد که از انقلاب نارنجی اوکراین بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۵ حمایت نکند و همچنین در برابر تلاش امریکا برای توسعه ناتو به اوکراین و گرجستان نیز بایستد. پوتین روابط مشابه دوستانه‌ای با ژاک شیراک، رئيس جمهور وقت فرانسه برقرار کرد اما از جهتی دیگر در واقع، شیراک به خوبی از تاریخ آموخته بود که باید مراقب نزدیک شدن مسکو و برلین به یکدیگر باشد. او گزینه برقراری روابط دوستانه با پوتین را پذیرفت تا مطمئن شود که از این دایره خارج نخواهد بود و می‌تواند به نوعی آن را به نفع پاریس کنترل کند.
 نخستین گام از روابط دوستانه بین پوتین و شیراک در مخالفت با امریکا برای جنگ در عراق آشکار بود و بعد از این، پوتین سعی کرد تا از نفوذ شیراک برای مخالفت با توسعه ناتو به سوی شرق استفاده کند. هر چند که تلاش شیراک برای جلوگیری از عضویت کشورهای بالتیک در ناتو به جایی نرسید اما او پوتین را برای شرکت در اجلاس ناتو در لیتوانی دعوت کرد تا به این وسیله، روسیه جایی در جلسات ناتو داشته باشد و این امر در نهایت به سلسله مذاکرات بین روسیه و ناتو کشیده شد.
حلقه سوم از استراتژی پوتین در برقراری روابط دوستانه با سیلویو برلوسکونی، نخست‌وزیر وقت ایتالیا بود. این رابطه حتی نسبت به آن دو شکل شخصی‌تری پیدا کرد و تا آنجا پیش رفت که پوتین و برلوسکونی مهمانی‌های متعددی برای یکدیگر ترتیب می‌دادند و هدایای گرانقیمتی را به مناسبت جشن تولد به یکدیگر می‌دادند و در قضیه اتهامات برلوسکونی، پوتین به این صورت از دوست خود دفاع کرد؛ این اتهامات تنها «از سر حسادت ساخته شده است». روابط دوستانه پوتین و برلوسکونی منجر به روابط نزدیک بین شرکت‌های انرژی دو کشور شد و همچنین روابط بانکی و نظامی بین دو کشور تقویت شد.
پوتین و اروپای کنونی
پوتین در دوره نخست‌وزیری اخیر بیشتر بر مسائل داخلی روسیه تمرکز داشت در حالی که اروپا دستخوش بحران‌های اقتصادی و به تبع آن بحران‌های سیاسی بود که کل قاره را تحت تأثير خود قرار داده است. اکنون که او برای سومین دور وارد کرملین شده با این وضعیت از اروپا مواجه شده اما دیگر خبری از آن دوستان گذشته نیست. 
کشورهای اروپایی در وضعیت فعلی بیشتر به فکر حفظ خود هستند تا در نهایت بتوانند خود را در مجموعه اتحادیه اروپا حفظ کنند. دو نفر از دوستان اروپایی پوتین در جریان این بحران توسط رأی‌دهندگان از قدرت به کناری رفتند: برلوسکونی و دستگاه سیاسی وی مجبور شد تا به نفع تکنوکرات‌ها و ماریو مونتی، نخست‌وزیر ایتالیا به کناری رود. مونتی فاقد آن ویژگی‌های برلوسکونی است تا آنکه ‌اراده‌ای برای درگیر شدن در مناسبات ژئوپلتیک با روسیه داشته باشد. 
همچنين نیکلای سارکوزی كه اين شانس را يافته بود پوتین بعد از شیراک همچنان رابطه دوستانه با وي اتخاذ كرده، ‌به کنار رفت و جاي خود را به اولاند سوسیالیست داد که به همراه اولاند تیمی جدید وارد الیزه شده و سابقه‌ای در روابط دوستانه با پوتين نداشته‌ندارد. هر چند که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان تا اندازه‌ای روابط گذشته آلمان با روسیه را حفظ کرد اما او در حال حاضر بیشتر از تداوم این روابط به فکر وضعیت منطقه یورو و نجات کشورهای عضو این منطقه از بحران جاری است. مجموع این تغییرات حاکی از آن است که پوتین دیگر به سادگي نمی‌تواند روي استراتژی گذشته در برقراری روابط دوستانه با رهبران اتحادیه را دوباره حساب باز كند.
 با وجود این، پوتین در این دوره انتخاب‌هایی دارد تا به وسیله آنها بتواند روابط گذشته را در قالب جدیدی ادامه دهد. وضعیت بحران‌زده اروپای فعلی برای پوتین فرصتی است تا روابط نزدیک خود با قدرت‌های اروپایی و به خصوص آلمان، فرانسه و ایتالیا را بازآ‌فرینی کند.
بازار روسیه و سرمایه‌گذاری در این بازار همچنان برای شرکت‌های اروپایی وسوسه‌انگیز است و در شرایط بحرانی کنونی اروپا این گزینه راهی برای سران اروپایی است تا بتوانند با استفاده از آن دامنه بحران را کنترل کنند. گذشته از این، روسیه همچنان منبع اصل تأمین انرژی اروپاست و ابزاری در دست پوتین است تا از آن برای ایجاد توازن در مناسبات خود با اروپا استفاده کند.
 در مجموع می‌توان گفت که رهبران جدید اروپایی دیگر آن ویژگی‌ها و شخصیتی ندارند که پیش از این به پوتین اجازه برقرار روابط دوستانه را با آنها می‌داد اما پوتین می‌تواند این روابط را در قالب سرمایه‌گذاری و روابط اقتصادی بازآ‌فرینی کند.
گویا پوتین به این نکته واقف است که بعد از تحلیف ریاست جمهوری خود و با ایراد سخنانی بر توسعه اقتصادی و مدرن‌سازی اقتصاد این کشور تأكيد داشت. این سخن پوتین پیامی برای رهبران اروپایی بود تا روسیه را کماکان بازار داغ خود ببینند و نشان از برنامه او در بازآ‌فرینی روابط اقتصادی نزدیک با شرکای اروپایی داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار