
بزرگي و كوچكي تحريمها در نظر اين عده ملاك نيست، آنچه آنان ملاك ميدانند اين است كه تا تحريمها برداشته نشود، اقتصاد ايران سر و سامان نميگيرد و چاره اول و آخر ايران براي تداوم برتري و ترقي، نرمش در برابر غرب است! به هر نحو ميكوشند تا به اين توجيهات و توهمات تمسك جويند تا ايران را در مسير مذاكرات با ۱+۵ كه قرار است در سوم خرداد در بغداد برگزار شود در راهي بنبست قرار دهند و با چماق تحريم بر سر اراده ملت ايران و خواستهاي مشروع جمهوري اسلامي بكوبند،
اين روشي است كه آنان در دور نخست مذاكرات در استانبول هم به كار گرفته بودند تا هرگونه سختي يا آرامش در كشور را با نتيجه مذاكرات ربط دهند. حال آنكه اقتصاد و سياست و ساير مسائل در كشور مسير خود را طي ميكنند و مذاكرات هم در مسير خود در حال پيشرفت است و سختيها و آسانيها و گراني و تورم در كشور ارتباطي با نتايج مذاكرات ندارد و در واقع پيوند مشكلات اقتصادي با مذاكرات بغداد بازي در پازل دشمن است.
تجربه تاريخي و مستندات موجود هم خلاف ادعاهاي اين عده را ثابت ميكند و نشان ميدهد ايران از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي مدام با يكسري فشارهاي خارجي مواجه بوده است، ولي روند رو به پيشرفت ايران براي يك روز هم تعطيل نشد و حتي در ايام جنگ تحميلي نيز با تمام سختيها و مشكلات موجود ايران از قله اقتدار و قدرت به پايين سقوط نكرد. آنان كه در طول تاريخ ايران سقوط كردهاند، كساني بودند كه مدام در هر لحظه با رعب و وحشت به بزرگنمايي حوادث پرداختهاند و به قدري برخي از تهديدات را جدي گرفتند كه عاقبت از ترس آن تهديدات به دامن بيگانه پناه بردند و سقوط كردند.
اعتراف خارجيها به بيتأثير بودن تحريمها در حالي كه وادادگان سياسي در داخل كشور سعي دارند تمام مشكلات داخلي كشور خصوصاً در زمينه اقتصادي را در چارچوب تحريمهاي غرب علتيابي كنند و در اين مسير تيم مذاكره كننده ايران با ۱+۵ در بغداد را براي عقبنشيني در برابر خواستهاي نامشروع غرب متقاعد كنند، اما نگاهي به رسانههاي غربي نشان ميدهد امروز مسببان و عاملان تحريم عليه ايران نيز فهميدهاند و اعتراف ميكنند كه قطعنامهها ارزشي غير از چند كاغذپاره نداشته است.
در اين زمينه سال گذشته مركز تحقيقات كنگره امريكا در گزارش خود از تحريمهاي اعمال شده بر ايران با بررسي اهداف و تبعات اين اقدامات از منظر سياسي، اقتصادي و اجتماعي بر بيتأثير بودن اين تحريمها نه تنها در موارد ياد شده كه بر روند پيشرفت فعاليتهاي هستهاي ايران نيز اذعان كرد.
پس از آنكه انتقادات به دولت امريكا بر سر بيتأثير بودن تحريمها و فشارهاي سياسي اين كشور بر ايران افزايش يافت باراك اوباما، رئيسجمهوري امريكا با دفاع از سياستهاي دولت خود به انتقاد نامزدهاي حزب جمهوريخواه از سياستهاي دولتش در قبال ايران واكنش نشان داد و سخناني را بر زبان راند كه در واقع به رقيبان انتخاباتياش فهماند دولت امريكا تاكنون تمام توان خود را براي تحريم ايران بهكار برده و اگر پيش بينيهاي امريكا درباره ايران محقق نشده، كوتاهي از كاخ سفيد نيست بلكه ايستادگي جمهوري اسلامي علت واقعي است.
همچنين روزنامه صهيونيستي هاآرتص به تازگي در خبري نوشت: «ايهود باراك» وزير دفاع اسرائيل بار ديگر بر مواضع خود در زمينه برنامه هستهاي ايران پافشاري كرد و با اين حال گفت كه تحريمهاي جديد غرب عليه جمهوري اسلامي، تأثير چنداني نداشته چراكه ايران برنامه اتمي خود را متوقف نساخته است.
تكرار ادعاهاي دشمن توسط عدهاي متوهم
با وجود اين اعترافات و مستندات موجود داخل كشور از جمله پيشرفتهاي روزافزون ايران در زمينه فناوري صلحآميز هستهاي و رشد اقتصادي ايران كه نشاندهنده بيتأثيري تحريمها بوده است، اين سؤال به طور جدي مطرح ميشود كه چرا و با چه انگيزهاي عدهاي در داخل كشور با همدستي خارجيها سعي در فرافكني درباره تأثير تحريمها دارند و در شرايطي كه مذاكرات ايران و ۱+۵ به سود جمهوري اسلامي در حال پيشرفت است، از چه چيزي واهمه دارند و در چه توهمي به سر ميبرند؟
براي پاسخ به اين سؤال بد نيست بخشهايي از بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري در تاريخ ۱۸/۱۲/۱۳۹۰ را مرور كنيم كه ايشان فرمودند:«ما دو روز پيش از اين شنيديم كه رئيسجمهور امريكا گفته است ما به جنگ با ايران فكر نميكنيم. خيلى خب؛ اين خوب است، اين حرفِ عاقلانهاى است، اين خروج از توهم است. در كنارش گفته است كه ما با تحريم، مردم ايران را به زانو درمىآوريم - نقل به مضمون - اين توهم است. آن خروج از توهم در آن بخش اول خوب است، باقى ماندن در توهم در اين بخش دوم به آنها ضربه خواهد زد. وقتى محاسبات انسان بر مبناى توهم بود، بر مبناى واقعيتها نبود، پيداست كه در برنامهريزىاى كه بر اساس اين محاسبات انجام ميدهد، شكست خواهد خورد و اين، همين است. خب، الان يك سال است كه به قول خودشان تحريمهاى فلجكننده و چه و چه اعمال ميكنند - البته تحريم ما ۳۳ سال است - گفتند كه هدف، جدا كردن مردم از نظام اسلامى است، اما ديدند كه مردم آمدند آنجا، به نظام اسلامى رأى دادند. رأى به هر نامزد انتخاباتى، آمدن پاى هر صندوق، رأى به نظام اسلامى است، مردم اين را نشان دادند. ما عرض كرديم كه انتخابات، يك سيلى است، اين سيلى انواع و اقسامى دارد، يكى از انواع سيلى، سيلىِ بيدار كننده است، هوشيار كننده است، بنابراين اين انتخابات ما خاصيت سيلى زدن را هم داشت.»
با توجه به اين بيانات قطعاً هر كسي در داخل و خارج از كشور نيز سعي در القاي تأثيرگذاري تحريمها داشته باشد به توهمي دچار شده كه اوباما گرفتار آن شده است زيرا مردم ايران حامي انقلاب و ولايت هستند و ميدانند تا زماني كه پشتيبان اين اصول باشند، هيچ آسيبي به آنها و مملكت آنها نميرسد.
مذاكرات ايران با كشورهاي ديگر هم مورد تازهاي نيست كه عدهاي سعي در متشنج نشان دادن فضا دارند. از اوايل انقلاب تاكنون جمهوري اسلامي با در نظر گرفتن سه اصل عزت، حكمت و مصلحت هر گاه كه لازم بوده نقش خود را در نظام بينالملل ايفا كرده و از مذاكره با دولتهاي ديگر هيچ باكي نداشته است، البته استراتژي جبهه استكبار همواره اين بوده است كه شرايط را به ضرر ايران و به نفع خود نشان دهد تا جمهوري اسلامي را براي نرمش و گذشتن از بخشي از منافع ملي خود قانع كند. حال گرچه نيت دشمن از اين تصويرسازي غلط و پوچ معلوم است و انتظاري غير اين نميرود اما از افرادي كه خود را در دايره نظام جمهوري اسلامي ميدانند و با اين حال ادعاهاي دشمن را تكرار ميكنند، انتظاري ديگر ميرود.