
يك كتاب ميتواند به راحتي پياميرا براي تمام دوران به همراه داشته باشد. كتابهاي الهي نمونه روشن اين ادعا هستند، اما قدرت ادبيات تا چه حد است؟ روزگاري كه افسري كودتاچي به نام «آدلف هيتلر» كتابي را به نام «نبرد من» مينوشت، هيچ كس نميدانست كه اين كتاب ميتواند آلمانيها را به خروشي فراگير وادار كند. نويسنده كتاب «كلبه عمو تم» شايد به خواب نميديد كه اين داستان عاملي براي لغو بردهداري در ايالات متحده ميشود. اينها تنها بخشي از قدرت ادبيات است، اما تا كنون تا چه ميزان از اين ابزار و قدرت بيحد و مرز استفاده كردهايم؟ براي نمونه چند سالي است كه از سوي مقام معظم رهبري هر سال به عنوان خاصي نامگذاري ميشود و نام به عنوان شعارآن سال معرفي ميگردد. امسال نيز شعار توليد ملي به عنوان رهنمود رهبر انقلاب براي جهتدهي به فعاليتهاي نظام جمهوري اسلاميايران انتخاب شده است. باگذشت دو ماه از آغاز سال، فرصت خوبي پيش آمده تا نگاهي به رويكرد ادبيات و به خصوص ادبيات داستاني ايران و نقشي كه در خصوص پيادهسازي شعار امسال و شعارسالهاي گذشته، داشته يا بايد داشته باشد، بيندازيم.
براي ما بسيار جالب بود كه در گفتوگو با برخي از نويسندگان كشورمان پاسخهايي بشنويم كه اصلاً انتظار شنيدنش از كساني كه عنوان كارشناس فرهنگي را يدك ميكشند، بعيد باشد. به طور مثال آقاي «د. الف» سؤال ما را از بيخ و بن بياساس دانسته و آن را بيربط اعلام كرد و هيچ ارتباطي را ميان تأثير ادبيات بر پيشبرد شعار سال ندانست. از سوي ديگر آقاي «م. ر» نيز كه در حوزه ادبيات كودك يد طولايي دارد، در پاسخ به سؤال ما گفت: اين شعار اقتصادي است و در دنياي كودكان جايي ندارد. احتمالاً آقاي نويسنده يادشان رفته بود كه همه ما روزي كودك بوديم، تأثير آموزش روي كودكان بسيار بالاتر از افراد بزرگسال است و اگر از دوران كودكي به ما آموزش داده ميشد كه توليد ملي و استفاده از كالاي وطني نياز جامعه ماست، وضعيت ما به طور حتم متفاوتتر از امروز بود. چند نفر از دوستان نويسنده نيز حرف زدن بدون عمل كردن را بيهوده و تكرار مكررات اعلام كردند.
جواد افهمياما سؤال ما را به گونه ديگري پاسخ داد، وي به«جوان» گفت: «هر سال كه شعاري مطرح ميشود، تماميبخشها و نهادهاي دولتي روي آن مانور ميدهند و شعار مستمسكي براي مديران ميشود كه در مصاحبههاي خود از آن استفاده كنند، اما عملاً اتفاقي نميافتد. در حوزه كتاب نيز يكي از دلايلي كه مردم به سمت كتابهاي خارجيترجمهشده ميروند، نبود كتاب داستان و رمان ايراني خوب است، به نظر من بايد مسئولان وزارت ارشاد در اين زمينه پاسخگو باشند كه در خصوص كمك به حوزه نشر داخلي چه كاري كردهاند؟ وگرنه مردم ايران عاشق ادبيات ايراني هستند، به شرط اينكه كتاب خوبي در دسترس آنها باشد. تا حمايت مؤثر از سوي ارشاد صورت نگيرد توليد كتاب خوب نيز ممكن نخواهد بود.»
فيروز زنوزي جلالي، ديگر نويسندهاي بود كه از وي درباره تأثير ادبيات بر تبيين شعار توليد ملي پرسيديم و اينكه در طي سالهاي گذشته نيز نويسندگان ما قدميدر راه و همسو با شعارهاي سال برداشتهاند يا خير؟ زنوزي در پاسخ «جوان» ميگويد: «تا موضوع و مضموني براي نويسنده يا شاعري دروني نشود، نميتواند در مورد آن چيزي بنويسد يا شعري بگويد. بايد آن نويسنده دغدغه يك موضوع را پيدا كند تا بتواند دست به نگارش بزند. اگر تاكنون نديدهايم كه نويسندگان ما پيرامون شعار سال توليداثري نداشتهاند به همين دليل است، آنها دغدغههاي ديگري داشتهاند، مثلاً كسي دوست دارد هنوز هم در مورد دفاع مقدس بنويسد و آن را دغدغه ذهني خود ميداند.» زنوزي همچنين پيشنهادي نيز در اين زمينه ارائه ميدهد، به اعتقاد وي اگر بخواهيم براي پيادهسازي شعار سال جدي عمل كنيم، بايد به نويسندگان حرفهاي كه در زمينه شعارهاي سال كار كردهاند، پيشنهاد و سفارش توليد اثر داده شود يا از طريق ايجاد يك دبيرخانه دائميدر وزارت ارشاد، فراخواني عمومي براي ارسال آثار با محوريت شعار سال در قالب داستان، رمان يا شعر داده شود، در آخر نيز به آثار برتر جايزهاي تعلق گيرد و آنها را منتشر كنند. زنوزي اين كار را عاملي براي دغدغه مند شدن و انگيزه پيدا كردن نويسندگان براي پيگيري شعار سال ميداندو ادامه ميدهد:اجراي اين كار تنها با حمايت دولت و وزارت ارشاد ميسر ميشود وگرنه اگر بخواهيم به دنبال سليقهاي عمل كردن نويسندگان در پرداختن يا نپرداختن به شعار سال باشيم، هيچ اثر قابل توجهي توليد نخواهد شد.
محسن پرويز نويسنده و معاون پيشين وزير ارشاد ديگر كارشناس فرهنگي بود كه به «جوان» در مورد راهكارهاي عملي شدن توليد ملي در عرصه ادبيات پاسخ ميدهد. به اعتقاد پرويز، شعارتوليد ملي را در حوزه فرهنگ و ادب از دو جنبه ميتوان در نظر داشت. ابتدا تلاش نويسندگان براي جا انداختن اين شعار در آثار شان است كه ميتواند تأثيرات مثبت زيادي داشته باشد، دوم اينكه حوزه فرهنگ به توليدات داخلي بيشتر توجه كند.
به اعتقاد وي، اگر در پايان سال آمار حوزه نشر گرفته شود، در آن غلبه كتب تأليفي بر كتابهايترجمهاي بيشتر باشد، مخصوصاً در جاهايي كه اين امكان فراهم باشد، نشان دهنده توجه مسئولان به توليد داخلي خواهد بود يا بالعكس.
معاون پيشين وزير ارشاد همچنين از ديدگاههاي مرسوم كه شعار سال را مختص به همان سال ميدانند، ميگويد: اين اشتباه است كه فكر ميكنند در پايان سال، شعار سال نيز به پايان ميرسد در صورتي كه بايد در سالهاي بعدي نيز به آن پرداخته شود و پژوهشگران آن را به عنوان موضوع پژوهشي ببينند.
به اعتقاد پرويز، بايد عملكرد متوليان وزارت ارشاد در اين مورد بررسي شود كه مثلاً در مورد شعارهاي سالهاي گذشته چه كاري انجام دادهاند يا اينكه شعارها را در همان ميزان شعار بودن مطرح و فقط آن را تكرار كردهاند؟ بايد از وزارت ارشاد خواست در مورد عملكرد خود نمونههاي عيني ارائه دهد تا ميزان واقعي كار صورت گرفته مشخص شود.
منصور انوري نويسنده برگزيده كتاب سال دفاع مقدس نيز در گفتوگو با «جوان» توليد آثار ادبي پيرامون شعارهاي سال را تاكنون بعيد دانسته و ميگويد: تاكنون كتاب ادبي با محوريت شعارهاي سال توليد نشده و اگر شده من اطلاعي ندارم، اما هركس كه دوست دارد كشورش پيشرفت كند و موفقيت كشورش براي وي اهميت دارد، بايد به فرمايشات مقام معظم رهبري گوش كند و شعارهاي سال نيز كه از سوي رهبري معظم انقلاب اعلام ميگردد در مسير قرار گرفتن كشور به سوي پيشرفت است. حال بايد ديد با اين طيف گسترده از نظرات تا پايان سال بايد شاهد بيخبري و بيتفاوتي از سوي عدهاي از نويسندگان باشيم يا پيشنهادات ارائه شده توسط تني چند از آنان براي دخيل نمودن ادبيات داستاني در راه تحقق شعار سال، عملي خواهد شد؟ و اينكه تا چه حد فرمايشات مقام معظم رهبري دغدغه فكري و ذهني مسئولان وزارت ارشاد و قشر نويسنده كشورمان است سؤالي است كه شايد تنها بعد از پايان سال و با جمعبندي آثار توليد شده طي سال ۹۱ بتوان به آن پاسخ گفت.