کد خبر: 467978
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۸
به همين دليل است روزنامه‌نگاران براي حرفه خود ليد ساخته‌اند. سبكي به اسم هرم وارونه را اختراع كرده‌اند و گفته‌اند براي اين آدم‌هاي كم‌حوصله همين كه سطرهاي ابتدايي را بخوانند و بفهمند اوضاع از چه قرار است كافي است. اما در مورد كتاب چه كاري مي‌شود انجام داد؟ راه آشتي دادن اين جمعيت بي‌حوصله كدام است؟
داستان در كشور ما خيلي بدتر است. اين دويدن‌ها در كشور ما طور ديگري است. عجله مردم ايران از همه جاي دنيا بيشتر است. عجله بلاي جانمان شده است. از ايستادن در پشت چراغ قرمز فراري هستيم. در ايستگاه‌هاي مترو و اتوبوس فقط در حال دويدنيم. تكيه كلاممان وقت ندارم شده است. واقعاً چه چيزي پشت اين دويدن‌ها و عجله‌هاست؟ طبيعي است با اين عجله وقتي براي مطالعه نمي‌ماند. طبيعي است كه جايي براي كتابخانه در خانه در نظر گرفته نمي‌شود و اتاق جوانانمان به جاي كتاب با پوستر پر مي‌شود.
حال بياييم هر ساله نمايشگاه كتاب برگزار كنيم. همايش راه بيندازيم. مگر فرقي هم مي‌كند. اگر وارد بيست و پنجمين دوره نمايشگاه كتاب شويد جوانان زيادي را مي‌بينيد كه به مصلا آمده‌اند. اما وقتي هم‌صحبت‌شان مي‌شوي خيلي‌هايشان آمده‌اند دور هم باشند. دور هم گشتي بزنند و بستني بخورند. بعضي ديگر هم كه دنبال كتاب آمده‌اند در جست‌وجو‌ي كتاب‌هاي درسي و كمك آموزشي هستند. برخي ديگر هم به خاطر تخفيف و بن كتاب آمده‌اند. گويي وضعيت مطالعه در نسل جوانمان خيلي بدتر است.
خريد كتاب به معناي كتابخواني نيست
فريدون صديقي، روزنامه‌نگار و مدرس ارتباطات درباره تفاوت نسل گذشته با نسل جوان در مورد ميزان مطالعه و كتابخواني مي‌گويد:« نسل گذشته مانند امروز با امكانات ديداري و شنيداري مواجه نبود. آن زمان نه تلويزيوني وجود داشت نه ماهواره و اينترنتي و هيچ چيزي در مانيتور ديده نمي‌شد. تنوع و تكثر وجود نداشت و تنها سرگرمي به مطالعه و كتاب محدود مي‌شد. يكي از كاركردهاي كتاب علاوه بر علم و دانش‌اندوزي جنبه سرگرمي آن است كه نسل گذشته از اين جنبه‌اش به خوبي استفاده مي‌كرد. امروز عوامل متعددي در كم خواني كتاب از سوي جوانان دخيل و سهيم است كه گسترش اينترنت و شبكه‌هاي تلويزيوني از اين عوامل است و جوانان براي كسب اطلاع و دانش بيشتر از اين منابع استفاده مي‌كنند.»
وي نسل جوان امروز را نسلي شتاب‌زده و سريع خواه مي‌داند كه صبر و بردباري براي مطالعه ندارد. مي‌خواهد به همه چيز زود برسد و طبيعي است چنين نسلي زياد به سراغ كتاب نمي‌رود و كم مي‌خواند. اين پيشكسوت روزنامه‌نگاري تأكيد مي‌كند وقتي كتاب‌هايي كه نيازهاي جوانان را برطرف مي‌كند نباشد و جوانان پاسخ سؤالات‌شان را از كتاب‌هاي موجود پيدا نكنند از كتابخواني رويگردان مي‌شوند. صديقي همچنين بالا رفتن قيمت كتاب و پايين آمدن قدرت خريد جوانان را يكي از عوامل مؤثر ديگر در كم خواني كتاب مي‌داند.
اين استاد ارتباطات در ادامه صحبت‌هايش به نكته جالبي اشاره كرد. نكته‌اي كه يكي از معضلات امروز نسل جوان است. صديقي با ابراز تأسف از اين معضل مي‌گويد:« بسياري از جوانان مي‌گويند كتاب بخوانيم تا چه اتفاقي بيفتد. بخوانيم تا سوادمان زياد شود؟ وقتي كاري نباشد كتاب و ثروت به چه دردي مي‌خورد. جوانان، امروز ثروت را بهتر از علم مي‌دانند و اگر علمي هم بخواهند، علمي در حد مدرك خود مي‌خواهند. علمي كه بتواند برايشان پول بياورد.»
صديقي درباره چگونگي آشتي دادن نسل جوان با كتاب تأكيد مي‌كند:« اگر بخواهيم كتابخواني جايگاه واقعي، منطقي، اصولي و ضرورت پذير خود را پيدا كند بايد راهكار آن را در نظام آموزشي، مدرسه و دانشگاه پيدا كنيم. بايد اهميت مطالعه و كتابخواني هم مثل شيمي و فيزيك به عنوان يك ضرورت درآيد و كودكان از همان بچگي با مطالعه آشنا شوند. وقتي دبير، معلم و استاد دانشگاه خودش كتاب نمي‌خواند ديگر نمي‌شود انتظاري از دانش‌آموزان داشت. دانش‌آموزاني هم كه به مطالعه علاقه نشان مي‌دهند از سر اتفاق، چون پدر به مطالعه اهميت مي‌داده كتابخوان شده‌اند.»
وي معتقد است: «اگر نظام آموزشي به مطالعه اهميت بدهد يعني دولت به كتابخواني اهميت داده است و وقتي دولت اهميت بدهد قيمت كاغذ و نشر و توزيع پايين مي‌آيد و ديگر جوانان با افزايش نرخ كتاب مواجه نخواهند بود.» صديقي آينده كشوري كه نسل جوانش با مطالعه بيگانه باشد را مثل قدم زدن و زندگي در تاريكي مي‌داند.
اما احمد شاكري، نويسنده كتاب سرزمين پدري، برگزاري نمايشگاه كتاب با اين وضع را بيشتر شبيه به يك فروشگاه بزرگ كتاب مي‌داند كه در پي معرفي و اطلاع رساني و توزيع كتاب است.
وي كاركرد اصلي يك نمايشگاه كتاب را تعاملات گسترده فرهنگي مي‌داند كه در آن مخاطبان، نويسندگان، ناشران و مديران و سياستگذاران فرهنگي با يكديگر در تعامل مستقيم هستند. در آن صورت نمايشگاه كتاب مي‌تواند به يك رويداد مهم فرهنگي تبديل شود. اين منتقد ادبي تأكيد مي‌كند:« خريد كتاب به‌معناي كتابخواني نيست. حتي نبايد كتابخواني صرف را ارزشمند دانست. كتابخواني ارزشمند كتابخواني مقيد است كه در آن چه خوانده مي‌شود، چگونه خوانده مي‌شود و چقدر فهم مي‌شود و اثر دارد. اگر اينگونه باشد مي‌توانيم بگوييم كتابخواني ارزش واقعي خودش را داراست.»
شاكري معتقد است براي علاقه‌مند كردن جوانان به كتاب بايد ببينيم چقدر كتاب خوب داريم. آيا نويسندگان ما دين خودشان را به مردم و تاريخ ادا كرده‌اند؟ و تجربه ناب و كافي از زندگي دارند تا با مخاطبان‌شان به اشتراك بگذارند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها