تشديد اختلافات ميان برخي مجموعههاي نظام در ماهها و روزهاي اخير علاوه بر آنكه موجب اتلاف انرژي مسئولان براي خدمت بيشتر ميشود، فرصت مناسب را براي دشمنان بيروني و داخلي فراهم ميكند تا با زير سؤال بردن ساختار سياسي و كارآمدي نظام اسلامي، فشارها و تهديدات خود را افزايش دهد و نوع تعاملات را مبتني بر تعميق شكافها و تنشها مديريت كنند.
اين روند علاوه بر آثار منفي بر افكار و اذهان دوستداران نظام، فرصتطلبان و مغرضان را اميدوار ميكند با سوءاستفاده از اشتغالات ذهني و عملي مسئولان، ضمن دامن زدن بر تنشها، شبهات و ابهامات با اخلال در روند فعاليتهاي اقتصادي، سياسي و مديريتي نظام، ناكارآمدسازي و ناكارآمدنمايي نظام اسلامي را هدف قرار دهند.
اين نگراني در حالي رو به تزايد است كه در آستانه تشكيل مجلس نهم كه حاصل بصيرت وصفناشدني ملت ايران در اوج تهديدات آشكار دشمنان بود، هستيم. از اين رو هر گونه تنش و بگومگوهاي سياسي غيرمعمول بين كارگزاران نظام را خطرناك براي آينده انقلاب دانسته و رفتارهاي بروز يافته ازآن را نوعي قدرناشناسي از ملتي ميدانيم كه با همه كاستيها و دلخوريها، اينگونه با حضور خود پاي صندوق رأي، نظام را در مقابل دشمنان واكسينه كردند. علاوه بر وضعيتي كه در مجلس نهم شاهديم، امسال بارديگر شاهد خيز برداشتن ملت ايران براي خلق حماسهاي خيرهكننده در انتخابات رياستجمهوري ۹۲ خواهيم بود و طبيعي است هر عامل تخريبكننده و تنشزاي فرسايشي بين مسئولان در اين شرايط، ضربهاي بر پيكره ملتي است كه تكليف خود را با نظام و انقلاب روشن كرده است.
مقام معظم رهبري در سخنان خود در آستانه سال جديد در حرم رضوي،منازعه بين مسئولان را عامل اصلي تجري دشمن در ماههاي اخير قلمداد فرموده و يادآور گرديدند:«اگر منازعه كنيم، سر مسائل گوناگون، مسائل سياسي، مسائل اقتصادي و مسائل شخصي، دست به يقه شويم، دشمن، جري ميشود. يك مقدار جرئتي كه دشمن در سالهاي گذشته پيدا كرده، به خاطر همين اختلافات بود.»
هر انسان منصف و دلسوزي واقف است كه منازعات و تنشهاي سياسي آن هم در تراز رؤساي قوا و برخي دستگاههاي تأثيرگذار نظام آسيبهاي جدي بر روند اداره كشور وارد خواهد كرد.
در كدام سيستم سياسي سراغ داريم كه رئيس يك دولت براي يك عنصر دون پايه همچون ملكزاده حاضر باشد بزرگترين اندوختههاي اين نظام را هزينه كند و يا براي يك مصوبه مجلس كه ارتباطي با دولت ندارد، همه دستگاهها را وادار به واكنش نمايد. آنچه امروز بين دولت با مجلس يا دستگاه قضايي حاكم است، حاصل سوءبرداشتها و چشم بستن بر اصول انقلاب است و همچنين است برخي رفتارهاي نسنجيده مجلس با دولت يا سوتي دادنهاي دستگاه قضا آن هم در شرايطي كه جامعه شديداً نيازمند آرامش و كار و تلاش است.
از اين رو به نظر ميرسد اين منازعات و تنشهاي نافرجام سياسي آسيبهاي زير را متوجه نظام كرده يا خواهد كرد:
۱- روند مذكور نهادهاي اثرگذار را به روزمرگي مياندازد و از تصميمات كلان باز ميدارد.
۲- روند مذكور مناسبترين زمينه را براي بروز برخي تخلفات بزرگ نظير فساد بزرگ اقتصادي در شبكه اداري كشور فراهم كرده است.
۳- انتشار مباحث در رسانههاي جمعي چه بسا منجر به بياعتمادي مردم به مسئولان شده و به دليل روايتگري ناقص و جانبدارانه آن، تشخيص حق از باطل براي شهروندان دشوار گرديده است.
۴- با توجه به رشد اين روند و تأثير آن بر كاهش اعتماد اجتماعي به ظرفيتها و قابليتهاي نهادهاي مسئول در حل معضلات اجتماعي و سياسي، زمينه بستر تسلط دشمنان در مديريت افكار عمومي افزايش مييابد.
۵- روند مذكور ميزان حجم مقابله جويي عناصر داخلي با دشمنان بيروني را كاهش و شدت تقابل داخل با داخل را افزايش ميدهد. به تعبير ديگر به رغم اوجگيري فشارهاي دشمنان تقابل داخل به خارج به تقابل داخل با داخل تغيير مييابد.
۶- منازعات بين رؤساي قوا باعث نفوذ عوامل مسئلهدار و پنهان به چرخه مديريتي و تصميمساز كشور شده و مسئولان را از مسير خدمت خالصانه به سمت پرداختن به مسائل حاشيهاي و چالشبرانگيز سوق ميدهد، يعني همان اتفاقي كه امروز در قضيه ملكزاده و ديگران شاهد آن هستيم.
۷- روند مذكور در بسياري از عرصهها، ظرفيت دستگاههاي نظارتي و قضايي را براي مقابله با فساد و جرايم كاهش ميدهد.