کد خبر: 467247
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۵
گزارش «جوان» از كادرسازي اپوزيسيون سكه‌اي در خارج از كشور؛

به گزارش جوان، از همان روزهاي نخست، ارتباط بسياري از اظهارنظرها، طراحي‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي داخلي با خارج از كشور پيدا بود كه سرنخ آنها را البته بايد در خارج از كشور يافت. عده‌اي در داخل فريفته غرب شدند و عده‌اي ديگر فريب غرب را خوردند و خواه‌ناخواه در پازل دشمنان اسلام و ايران بازي كردند. 

فتنه ۸۸ پروژه و سناريويي بود كه طي ۲۰ سال طراحي شد و بخشي از برنامه‌ريزي آن را اپوزيسيون خارج‌نشين دنبال كرد و با استفاده از فرصت انتخابات و ادعاهاي متوهمانه عده‌اي از بازندگان سياسي در انتخابات دهم رياست‌جمهوري، آن چنان روي احساسات مردم موج‌سواري كردند كه تصورشان در آن زمان بر اين بود جمهوري اسلامي تا چند روز ديگر ساقط خواهد شد. 

در ميان اين دسته از اپوزيسيون كه ارتباط تنگاتنگي با سازمان‌‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي و مسئولان بلندپايه دولتي در غرب داشتند، كساني حاضر بودند كه روزگاري در خاك ايران حضور داشتند و حتي برخي از آنان در اوايل پيروزي انقلاب به قدري سنگ انقلاب را به سينه مي‌زدند كه از لحاظ افراط و تندروي و انجام حركات راديكال به اصطلاح در دفاع از انقلاب، شهره عام و خاص بودند، اما رفته رفته نقاب‌ها از روي صورت‌شان كنار رفت و سيرت واقعي آنان پيدا شد. 

در پي حوادث زمانه و انجام رفتارهاي ناشي از تخيل روشنفكري يا روشنفكري تخيلي خود به جرگه‌اي وارد شدند كه سرانجام آرام و قرار خود را در منجلاب غرب يافتند؛ منجلابي كه البته اكنون براي آنان تبديل به باتلاقي عريض و طويل شده است كه راه نجات به هيچ سمت و سويي نمي‌يابند. 

عبدالكريم سروش، اكبر گنجي، محسن كديور، عطاءالله مهاجراني، شيرين عبادي، فريبا داوودي مهاجر، فاطمه حقيقت‌جو، جميله كديور و علي افشاري از جمله افرادي بودند كه با وقوع حوادث پس از انتخابات، هر كدام به سهم خود هدايت خارجي اين حوادث را در دست گرفتند. علاوه بر اين عده، افراد ديگري هم از جمع روزنامه‌نگاران و نويسندگان بودند كه اپوزيسيون خارج‌نشين را تشكيل مي‌دادند و عليه نظامي نقشه خيانت مي‌كشيدند كه روزگاري ارتزاق خود را در حمايت از آن نظام مي‌ديدند. 

اينان كه تنها از بابت هواي نفس و گرسنه نماندن به فكر ساقط كردن نظام جمهوري اسلامي و فرمانبري از سردمداران غرب بودند، به مرور زمان بر كادرسازي خود افزودند و در هياهوي حوادث فتنه ۸۸ و سال‌هاي پس از آن تا زمان حاضر كوشيدند با فريب عده‌اي از هواداران فتنه سبز، بدنه اپوزيسيون خارج‌نشين را تنومند كنند. 

خروج افرادي همچون اردشير اميرارجمند، ابوالفضل فاتح، مجتبي واحدي، رجبعلي مزروعي، تقي رحماني و عده‌اي ديگر از اعضاي حزبي و جناحي فعال در فتنه كه گروه‌هايي نظير مشاركت و ملي‌گرايان و نهضت آزادي را شامل مي‌شود، باعث شده است تا بحث كادرسازي اپوزيسيون در خارج‌از كشور با سرعت بيشتري دنبال شود.
 
اين كادرسازي در شرايطي كه گروه‌هاي اپوزيسيون در داخل كشور با ضعف شديد تشكيلاتي و از هم گسيختگي مواجه هستند و به اختلافات گسترده‌اي گرفتار شده‌اند، با اهداف خاصي دنبال مي‌شود از جمله: ‌
۱- تشكيل حلقه واسط ميان اپوزيسيون داخلي و دشمنان قسم‌خورده نظام جمهوري اسلامي و سازمان‌هاي جاسوسي و اطلاعاتي غرب براي رد و بدل‌كردن تسهيلات و تحقق ايران بدون اسلام. 

۲- استفاده از موقعيت آزاد غرب براي انجام هرگونه فعاليتي عليه جمهوري اسلامي ايران، بدون دغدغه قانون و مجازات. 

۳- راه‌اندازي شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اجتماعي و تشكيل اتاق فكر و حضور در جلسات محفلي براي ارائه مشاوره به اپوزيسيون داخلي در هر زمان به فراخور شرايط داخلي و خارجي ايران. 

۴- تأمين مالي و پشتيباني معنوي و تئوريك اپوزيسيون داخلي به واسطه ارتباط‌گيري با سردمداران غرب و رؤساي تشكيلات فعال در براندازي نظام جمهوري اسلامي. 

۵- انتقال نرم و آهسته و تدريجي تشكيلات از‌هم‌گسيخته خود به خارج از كشور براي بازيابي و حركت سريع و بدون بازدارنده در مسير اهداف كينه‌توزانه خود عليه ايران اسلامي. 

اين اهدافي است كه بر اساس واقعيات مشهود طي سال‌هاي اخير ذكر شد. براي هر كدام از اين موارد مصاديقي وجود دارد كه بارها در اخبار و گزارشات مختلف به آنها اشاره شده است. حال ممكن است عده‌اي معتقد باشند دليل خروج اين افراد از كشور، اجازه نداشتن و محدوديت آنان براي انجام فعاليت‌هاي سياسي در داخل كشور است.
 
اين اعتقادي است كه البته با چند استدلال سلسله‌وار به راحتي نفي مي‌شود: ‌
۱- اين افراد كساني هستند كه سال‌ها در جمهوري اسلامي ايران فعاليت سياسي داشته‌اند و با تشكيل حزب، گروه‌ و شاخه‌هاي سياسي به فعاليت ‌مي‌پرداخته‌اند و با آنكه در برخي از شرايط مواضعي كاملاً برخلاف مواضع اصولي نظام گرفته‌اند، اما با آنان برخوردي نشد. 

۲- قانون‌گريزي و قدرت‌طلبي عده‌اي خارج از چارچوب منطقي كسب آن كه به آشوب و اغتشاش پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري كشيده شد، اتفاقي بود كه اگر در هر كشوري رخ مي‌داد، با عوامل آن برخورد مي‌شد و در جمهوري اسلامي نيز همين اتفاق افتاد. 

۳- به رغم تذكرات مكرر و گذشت فراوان نظام در برابر برهم‌زنندگان نظم عمومي و امنيت ملي، اما آنان به انجام خطاهاي خود اصرار ورزيدند و در هر فرصتي كه به دست آوردند، به قانون‌گريزي در راستاي قدرت‌طلبي نامشروع پرداختند. 

۴- اين افراد اگر پس از شكست در انتخابات، در چارچوب قانون، فعاليت حزبي و سياسي خود را ادامه مي‌دادند، كسي با آنان كاري نداشت، چنانكه پيش از آن كسي با آنان كاري نداشت، اما بر اساس توهمات خود مسير ديگري را انتخاب كردند كه به انقلاب‌هاي مخملي و رنگي شباهت داشت. 

با توجه به اين چهار مورد مي‌توان مدعي بود جريان برانداز پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري كه شامل برخي از شكست‌خوردگان عرصه سياست بود، پس از آنكه در داخل كشور به ايجاد آشوب و اغتشاش دست زدند، قانون‌گريزي و انجام هرگونه حركات افراطي و راديكالي خارج از عرف و قانون را بر انجام هرگونه فعاليت قانوني سياسي ترجيح دادند، زيرا تصورشان بر اين بود كه در اين مسير به مقصود خود دست خواهند يافت، اما برخلاف تصورشان، بسيار سريع‌تر از آنچه فكر مي‌كردند، ملت به دسيسه‌ها و توطئه‌هاي آنان پي برد و با كنار رفتن غبارها از فضاي سياسي كشور، عرصه براي انجام تحركات غيرقانوني آنان تنگ شد. 

در اين زمان بود كه آنان فرار را بر قرار ترجيح دادند و با پناه بردن به دامان بيگانه و كساني كه بعضاً روزگاري عليه آنان شعار مي‌دادند، در راستاي عقده‌گشايي و كينه‌توزي عليه نظام جمهوري اسلامي قدم برداشتند و همچنان برمي‌دارند. اكنون مي‌توان دريافت كه آنان براي انجام فعاليت‌هاي سياسي در كشور، در مضيقه و تنگنا نبودند و نيستند، اما آنان نه براي انجام فعاليت‌هاي سياسي كه براي پيگيري براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران به دامان غرب پناهنده شده‌اند و در اين ارتباط هر روز به يك دروغ تازه‌تمسك مي‌جويند. 

آنان در مسير تاريك خود گاه حرف‌هايي را بر زبان مي‌آورند و در راهرويي ورود پيدا مي‌كنند كه دست‌شان بيشتر براي ملت رو مي‌شود، به عنوان مثال در شرايط فعلي كه جهان برنامه‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران را پذيرفته است، آنان مي‌كوشند تا هرگونه تحقيقات در عرصه هسته‌اي در ايران را با ساخت بمب اتمي ارتباط دهند يا از طرف ديگر به هر دري مي‌كوبند تا همه را متقاعد كنند كه ايران به انرژي هسته‌اي هيچ نيازي ندارد! 

دشمني آنان با ملت و دولت ايران به قدري روشن است كه اكنون حتي برخي از سردمداران اصلاحات نيز از اپوزيسيون خارج‌نشين به بدي ياد مي‌كنند و با آنكه روزگاري در كنار برخي از آنان، در تشت و تنور و ظرف روشنفكري مغز جوانان را مي‌شستند و مي‌پختند و مي‌خوردند، اما اينك از همان‌ها فاصله گرفته‌اند و حتي يكي از عوامل اصلي بدبختي‌ و گرفتاري‌هاي داخلي خود را تحركات راديكالي همسنگران سابق خود كه امروز در خارج از كشور سكني گزيده‌اند، مي‌دانند. 

ديگر همه مي‌دانند كه تراوش دروغ و توهم، كار «پناهندگان سكه‌اي» شده است كه هيچ قدمي در فعاليت سياسي سالم برنمي‌دارند و فقط به ميزاني كه اربابان سفيدپوستشان در جيب آنان سكه بيندازند، به نفع بيگانه و به زيان هموطنان خود، سواري مي‌دهند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار