
عباس حاجينجاري: نگراني از فروپاشي دروني و گرفتار شدن در موج بيداري اسلامي برخي شيوخ منطقه را به فرافكني واداشته و تلاش دارند تا با طرح مسائل حاشيهاي اذهان را از مسائل داخلي خود منحرف كرده و با بزرگنمايي تهديد ايران زمينه را براي تقويت حمايت داخلي و بينالمللي از رژيم در حال فروپاشي خود فراهم كنند.
در اين زمينه پس از سناريوپردازي اماراتيها بر سر جزاير سه گانه، اين بار سعوديها نيز با طرح سناريوي ديگري مبني بر اينكه «ايران قصد ترور سفير عربستان در مصر را دارد» يا سخنان وليعهد عربستان مبني بر اينكه ما نميتوانيم تهديد ايران نسبت به كشورهاي عرب را تحمل كنيم، نشان دادند كه از هر فرصت موهومي براي مشوه جلوه دادن چهره نظام اسلامي در منطقه و دامن زدن به دو قطبي مورد نظر رژيم صهيونيستي بهره ميگيرند.
ترديدي نيست كه روند تحولات منطقه و رشد بيداري اسلامي از يك سو و برگزاري انتخابات شكوهمند نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، جايگاه نظام اسلامي را در منطقه و جهان معاصر ارتقا بخشيده و سبب شده است كه حداقل نوع گفتمان غرب با ايران در نشست استانبول دو نسبت به استانبول يك در ۱۵ ماه پيش تغييرات اساسي پيدا كرده به گونهاي كه ديگر از آن شرطگذاريهاي گذشته نشاني نباشد، بلكه نوع گفتمان و تاكتيكهاي اتخاذ شده تاكنون در برابر ايران تفاوت اساسي پيدا كند و برخلاف گذشته از ضرورت پذيرش ايران هستهاي سخن به ميان آورند.
علاوه بر نگراني شيوخ منطقه، روند اين تحولات، رژيم صهيونيستي را نيز به شدت نگرانكرده است چرا كه به رغم مباحث مطرح شده در نشست آيپك، بروز اختلاف نظر ميان امريكاييها و رژيم صهيونيستي بر سر گفتمان تبليغاتي صهيونيستها در زمينه حمله نظامي به ايران و تلاش براي مهار اين گفتمان، نشان دهنده تغيير اولويتهاي امريكا در راهبردهاي منطقهاي است و به همين دليل صهيونيستها با درك اين وضعيت، با تغيير ميدان بازي سعي دارند حساسيتهاي شيوخ منطقه را در خدمت سناريوهاي خود بگيرند تا خلأ تبليغات منفي نسبت به روند فعاليتهاي هستهاي ايران را جبران كنند.
اين پديده كه نمايانگر اتفاق نظر و اشتراك منافع راهبردي شيوخ منطقه و رژيم صهيونيستي است عمدتاً با هدف سياهنمايي روند تلاشهاي نظام اسلامي و پيشرفتهاي علمي و هستهاي صورت گرفته و از سوي ديگر تلاش دارند تا در مباحث كليتر مذاكرات كه ممكن است معطوف به مسائل منطقهاي باشد منافع خود را حفظ كنند و از سوي ديگر ايران را در پيگيري مطالبات اصلي خود در مباحث هستهاي در زمينه خلع سلاح رژيم صهيونيستي و نظارت بر فعاليتهاي هستهاي اين رژيم بازدارند.
از سوي ديگر صهيونيستها و مرتجعين منطقه در اين روند تلاش دارند تقابل گذشته ميان اعراب و رژيم صهيونيستي يا اسلام و صهيونيسم بينالملل را به تقابل ميان اعراب و ايران يا اسلام شيعي و اسلام سني تبديل كنند تا از اين طريق بتوانند از فشارهاي منطقهاي و بينالمللي عليه ايران بكاهند.
اين روند حتي از منظر رسانههاي غربي مغفول نمانده و پيشاپيش از استراتژي مشترك آنها در برابر نظام اسلامي سخن به ميان آوردهاند. در اين زمينه پايگاه اينترنتي گلوبال ريسرچ در گزارشي به موضع ضدايراني امارات و همراهي اين اميرنشين با سياستهاي امريكا و رژيم صهيونيستي اشاره كرده و مينويسد امارات متحده عربي در حال مديريت ائتلاف ضدايراني امريكا و اسرائيل در منطقه است.
اين پايگاه اما اين استراتژي را پيشاپيش شكست خورده دانسته و مينويسد: رقابت با ايران نتيجهاي معكوس خواهد داشت و شكست خواهد خورد. جنجال مقامات امارات قلقل دروني يك قوري است و هيچ اثري از منطق و عقلانيت در آن ديده نميشود.
آنچه آزاردهنده و دردناك است اين است كه مقامات امارات با غفلت سادهلوحانه خود از اصل همزيستي مسالمتآميز، مواضع اسرائيل، امريكا و انگليس درباره ايران را زير لب زمزمه ميكنند.
به رغم بازي آشكار صهيونيستها و شيوخ منطقه، ظرفيتها و موقعيتهاي نظام اسلامي در مواجهه با نظام سلطه نشانگر دست برتر ايران در تعاملات منطقهاي و هستهاي است كه ۱+۵ را به تمكين واداشته است و اين واقعيت تعيين كننده روند تحولات آتي است.