
حالا از ۲۹۰ نماينده مجلس، ۱۶۹ نفرشان، براي اولين بار است كه به هرم بهارستان ميروند و نكته جالبتر آن است ۱۹۶ نفر از نمايندگان دور هشتم موفق نشدند مجوز ورود به اين ساختمان را از مردم بگيرند و بايد با صندليهاي سبز بهارستان وداع كنند. اينها همه خود پيامي از سوي مردم بود كه به صراحت از راه و رسمي كه مجلس هشتم ميپيمود گلايه كردند و با اين تغييرات گسترده در تركيب مجلس، خواستار تغيير در نوع حركت بهارستاننشينها شدند. گرچه اين گلايه و انتقاد مردم باعث نشد كه جريانهاي غير اصولگرا قدرت بگيرند و همچنان سمت اعتماد اصلي مردم به سوي اصولگرايان است؛ ادعايي كه تركيب و آرايش سياسي بهارستان نشينها آن را به اثبات رسانده است. بر اين اساس، از ميان هزاران نفري كه با سلايق و گرايشهاي مختلف كانديداي حضور در مجلس شوراي اسلامي شدند، ۱۹۱ نفر از منتخبان گرايش اصولگرايي، ۸۴ نفر گرايش مستقل و ۱۳ نفر نيز گرايش نزديك به اصلاحطلبان دارند.
پيامهاي يك انتخاب اين تغييرات گسترده در تركيب مجلس نهم در حالي روي ميدهد كه سوابق مجالس گذشته نشان ميدهد كه با برگزاري هر دور انتخابات، تقريباً نزديك به يكسوم از مجلس گذشته ريزش ميكردند و دو سوم به مجلس جديد راه مييافتند كه در مجلس نهم اين تركيب كاملاً بر عكس شده و حالا چيزي حدود ۶۸ درصد يا به عبارت بهتر، دو سوم نمايندگان مجلس هشتم از راهيابي به مجلس نهم باز ماندند؛ موضوعي كه اگرچه علتهاي منفي زيادي براي آن ميتوان در نظر گرفت، اما بايد بيشتر به بعد مثبت آن نگاه كرد، چراكه امروز اين ظرفيت بزرگ در درون نظام به وجود آمده كه نيروهاي جوان بتوانند در رقابت با مو سفيدهاي سياسي كه به خم و چم رأيگيري از مردم مسلط هستند، بر آنها غلبه كنند و آراي عمومي را به سمت خود جلب كنند. از سوي ديگر، مردم نيز با اين رفتار خود، اين پيام را به سياسيون فرستادند كه تنها ملاك آنها براي انتخاب، عملكرد كانديداها است نه شعارهاي زيبا و پوسترهاي رنگارنگ. . . علاوه بر اين، پالايش صورت گرفته در مجلس و كنار گذاشتهشدن نمايندگان كه شايد خواست عمومي را پيگيري نميكردند نيز خود موضوعي قابل احترام است. البته اين رفتار مردم پيامي مهمتر براي انتخاب شدگان نيز به همراه دارد. پيامي كه در آن گفته ميشود ما با كسي عقد اخوت نبستهايم و اگر در انجام وظايف وكالت ملت كوتاهي صورت گيرد، در دورههاي بعدي حسرت نشستن مجدد بر كرسيهاي بهارستان را خواهيد كشيد.
رأي براي نظام اما انتخابات ۱۲ اسفند و همچنين انتخابات ۱۵ ارديبهشت كه فرآيند تكميل حماسه دور اول بود، واقعيتي بزرگ را به اثبات رساند؛ واقعيتي كه بسياري از جريانهاي سياسي به روي آن چشم بستهاند. همين كنار گذاشته شدن جريانهاي سياسي مختلف كه با تبليغات پر زرق و برق در انتخابات حضور پيدا كرده بودند و همچنين انتخاب نيروهاي جديد و افزايش گرايش به سمت نيروهاي مستقل ثابت كرد كه مردم هيچگاه به دنبال جريانات سياسي نبودهاند و اين حضور پرشكوه در حقيقت رأي به اصل نظام بود؛ موضوعي كه رهبر انقلاب نيز به صراحت به آن اشاره ميكنند و ميفرمايند:«رأي اكثريت قاطع مردم در انتخابات مجلس نهم، در واقع رأي به اصل نظام اسلامي و نشان دهنده اعتماد كامل آنان به نظام بود و همچون سيلي هوشيار كننده، افرادي را كه در خصوص اصل نظام و آينده آن و مردم، در توهم و خيالپردازي بسر ميبردند، بيدار و حقيقت را آشكار كرد.»
بنابراين با در نظر گرفتن اين سخنان رهبر انقلاب، بايد به اين واقعيت اشاره كرد كه هيچ كدام از جريانات سياسي در داخل ايران، آنقدر جذابيت ندارند كه بتوانند چنين شوري را در روز انتخابات ايجاد كنند و بيشك حضور پرشور مردم در پاي صندوقهاي رأي در دو دوره انتخابات مجلس نهم، در حقيقت لبيك به دعوت مقام رهبري بود.
از اين رو هيچكدام از جريانات سياسي چه كساني كه رأي آوردهاند و چه كساني كه رأي نياوردهاند اين حق را ندارند كه مشاركت بزرگ مردم را به نام خود مصادره كنند. از سوي ديگر نگاهي به علت واقعي عدم رأيآوري چهرههاي شاخص هر دو جناح در انتخابات گذشته نشان ميدهد كه مهمترين علت اين امر، فاصلهگيري افراد شاخص از آرمانهاي انقلاب و نظام است، به گونهاي كه حتي چهرههاي شاخص و نام داري كه خود داعيه دار انقلاب و نظام بودند نيز نتوانستند آراي عمومي را به سمت خود جلب كنند و اين موضوع بيانكننده حقيقت ديگري است كه مردم به هيچ وجه در انتخابات گذشته ليستي و جرياني رأي ندادهاند. واقعيت ديگر نيز آن است كه مردم همواره در انتخاب خود بر اين باور هستند كه نيروهايي را به كرسيهاي مجلس برسانند كه مدافع انقلاب و دستاوردهاي آن باشند و وراي بازيهاي سياسي به مسائل بنگرند.
لزوم افزايش تعامل دولت و مجلس در كنار تمامي اينها، نكتهاي ديگر كه شايد گفتن آن ضروري به نظر ميرسد لزوم افزايش تعامل ميان دولت و مجلس پس از اين حماسه بزرگ است تا مجلس «كار و توليد» در كنار دولت «كار و توليد»شكل بگيرد شعار سال جديد را كه تاكنون توجه مناسبي از سوي دولت و مجلس به آن صورت نگرفته را عملي كنند.
بي شك حضور چهرههاي جديد در درون مجلس ميتواند انگيزهاي زياد براي دولت ايجاد كند تا با فراموشي اختلافات با مجلس هشتم، در ماههاي پاياني دوره خدمت خود، بيشتر به سمت تعامل با مجلس جوان نهم برود.