کد خبر: 466618
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۳
خرداد سال ۶۰ بنی صدر از ریاست جمهوری به جهت همکاری با منافقین و با رای مجلس، خلع گردید. تیر ماه آن سال رأی گیری ریاست جمهوری بود. من از نیروهای دکتر چمران بودم. واحد ما در نزدیکی شهر سوسنگرد، در خط عمود عاصی مستقر بود.

صندوق رأی گیری را به آنجا آوردند. راننده آن (حاج) عباس خوری بود که همشهری ما از کار در آمد و آشنا شدیم. رزمند ه ها رأی می انداختند که گلوله خمپاره ای نزدیک صندوق رأی به زمین نشست و چند نفر را مجروح کرد.

نوجوانی را در برانکادر گذاشتند تا به آمبولانس برسانند. پایش ترکش خورده بود و خون قُلپ قُلپ از آنجا بیرون می زد. در همان حال به او گفتم" رأی می دی؟"

گفت:"بلی!"

گفتم:" اسم کی را بنویسم؟" در حالی که صدایش ضعیف شده بود گفت:"رجایی!" آقایان زواره ای، عسگر اولادی و دکتر شیبانی هم کاندید بودند. تا که برگه تعرفه را بردم انگشت بزند،
انگشتش را گذاشت روی خونش و با آن انگشت زد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار