کد خبر: 466172
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۶:۱۵
گفت‌وگو با «فرهاد جم» به بهانه پخش مجدد سريال «همسران»
همسران «بيرنگ» و «رسام» در كنار معرفي خود آنها به عنوان تهيه كننده و كارگردان، بازيگري را معرفي كرد كه پيش از اين سريال در پروژه‌هاي سينمايي مانند «پري» مهرجويي هم بازي كرده بود اما آنچنان شناخته نشده بود ولي پخش اين سريال باعث شد كه از پير و جوان و مرد و زن همه فرهاد جم را بشناسند. فرهاد‌جم اما پس از همسران تنها در مسابقه راز سيب ديده شد و ديگر خبري از او نشد تا اينكه يك دهه بعد در سريال «پول كثيف» روي آنتن شبكه تهران رفت. مدتي است كه سريال همسران پس از گذشت نزديك به دو دهه از پخش اوليه آن دوباره از شبكه‌آي فيلم پخش مي‌شود و به رغم افزايش شبكه‌هاي مختلف تلويزيوني و ماهواره‌اي بازهم مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. در همين راستا پاي صحبت فرهاد جم بازيگر نقش علي در سريال همسران نشسته‌ايم تا دلايل موفقيت دوباره اين سريال در جذب مخاطب پس از ۱۸ سال، فعاليت‌هاي خودش را در عرصه بازيگري و دلايل كم كاري‌هاي آخرش بپرسيم.

آقاي جم! پيش از هر چيز مي‌خواهيم از سريال همسران شروع كنيم. به نظر شما چه شد كه اين سريال آنقدر در ميان مردم محبوب شد؟
در آن مقطع زماني- ۱۸ سال پيش- شرايط جامعه ما بسيار متفاوت بود و همسران به نظر من بابي شد براي گفتن حرف‌هايي كه تا آن موقع گفته نمي‌شد. پيش از همسران ما اصلاً سريالي نمي‌ديديم كه قصه‌اش حول محور زن و شوهر باشد.
چرا؟
شايد به اين دليل كه جو رسانه و حال و هواي پس از جنگ، چنين داستان‌هايي را نمي‌پذيرفت و همسران توانست جاي خالي چنين سوژه‌اي را پر كند؛ حرف‌هايي كه تا آن موقع گفته نمي‌شد و نقش‌هايي كه تا آن روز ديده نمي‌شد به تلويزيون آمد. مردم ديدند آدم‌هاي اين سريال مثل خودشان هستند. يك زن وشوهر جوان در كنار يك زن و شوهر ميانسال با ارتباطاتي خودماني و با ته مايه‌هاي طنز. من فكر مي‌كنم حرف‌هايي كه ما در همسران گفتيم، حرف‌هايي بود كه بعد از ۱۸ سال هم مي‌تواند بين زن و شوهرها مطرح باشد؛ مفاهيمي مثل دوست داشتن و از خودگذشتگي. ساخت همسران روتين و به روز بود. اينكه پس از توليد پنج قسمت سريال روي آنتن رفت و كاملاً به روز از جمعه تا سه شنبه ضبط مي‌كرديم و چهارشنبه تدوين آخر مي‌شد و روتوش نهايي و تيتراژ موسيقي و چهارشنبه‌شب روي آنتن بوديم، به همين دليل موضوعات روز جامعه در اين كار بيان مي‌شد.
به نظرم براي اولين بار بود كه يك سريال روتين روي آنتن مي‌رفت.
به چنين شكلي بله، البته ما خيلي سال پيش و در دهه ۳۰ پخش تئاترهاي زنده را از تلويزيون داشتيم اما توليد روتين سريال تلويزيوني به چنين شكلي را قبل از همسران به خاطر ندارم. به نظر من اين به روز بودن يكي از دلايل موفقيت همسران بود. از سوي ديگر مطرح شدن مفاهيمي مانند عشق وعلاقه ميان زن و شوهر كه تا به آن روز مطرح نمي‌شد. آن روزها گفتن شب بخير در سريال‌ها ممنوع بود. حالا دوستت دارم وعزيزم و اين حرف‌ها كه بماند.
چرا؟
مي‌گفتند چنين جملاتي تصور بد در بيننده ايجاد مي‌كند و به همين دليل نبايد باشد. حتي نماي خاموش كردن چراغ در پايان بندي سريال هم مشكل ساز شده بود.
پس همسران به نوعي نقطه آغازي براي تابوشكني‌ها در رسانه ملي هم بود و راه باز كردن براي سريال‌هاي بعدي؟
شايد! پس از اين سريال ديگر هم به سمت ساخت سريال‌هاي آپارتماني آمدند و نمونه‌هاي ساختماني بسياري ساخته شد، چون اين نمونه‌ها هزينه ‌هاي كمتري نسبت به سريال‌هاي ديگر براي تهيه‌كنندگان داشت.
به نظرتان چه شده كه با اينكه ۱۸ سال از پخش اوليه همسران گذشته، در عصر امروز كه شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت بيداد مي‌كند، باز هم مردم پاي تماشاي سريال همسران مي‌نشينند؟
فكر مي‌كنم متني كه بيژن بيرنگ نوشته و فانتزي داخل متن است كه هنوز هم جذاب به نظر مي‌رسد. در كنار صداقت و راحتي كه در كل فضا بود، ما به عنوان بازيگر به همراه ساير عوامل خيلي با مردم راحت بوديم. شايد به خاطر همين است كه هنوز هم به رغم وجود انواع و اقسام شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت، همسران هنوز همان همسران است.
گروه بازيگران و عوامل همسران چطور انتخاب شدند؟
البته تركيب اول همسران اينطور نبود. ابتدا بيژن و مسعود تهيه كننده بودند، غلامحسين لطفي قرار بود كارگرداني كند، خودش هم نقش آقاي لطفي را بازي كند، من نقش علي را بازي كنم و خانم پاوه‌نژاد نقش مريم را. يك روز تصويربرداري هم كرديم اما مورد قبول آقاي بيرنگ و رسام قرار نگرفت. چند روز كار متوقف شد بعد فردوس كاوياني و مهرانه مهين ترابي به ما اضافه شدند و آقاي بيرنگ و رسام كارگرداني كردند. فردوس كاوياني و مهرانه مهين ترابي در اين سريال شاهكار بودند. اين سريال بازيگراني مانند امين حيايي، بهروز بقايي، كمند امير سليماني و پرستو گلستاني و خيلي‌هاي ديگر را هم معرفي كرد.
در ابتداي پخش همسران همه مي‌گفتند نقش كمال و مهين، تيپ‌هاي خوبي هستند اما پس از مدتي ديديم كه اين تيپ‌ها تبديل به شخصيت شدند و ديديم كه اين شخصيت‌ها در ادامه روند كاري آن هم تأثيرگذار بود و نوع خاصي به بازي آنها بخشيد.
به هر حال در بحث رسيدن به نقش اين موضوع هست كه نقش تا مدت‌ها در بازيگر باقي مي‌ماند. به نظر من فردوس كاوياني روي شخصيت لطفي تأثير گذاشت و لطفي وامدار شخصيت خود آقاي كاوياني هم هست. يك چيزهايي هنوز در نارنجي پوش هم هست چون خود شخصيت آقاي كاوياني است. در تمام بازيگران بزرگ هم همينطور است كه مؤلفه‌هايي تنها متعلق به خودشان است، مثل آقاي انتظامي. همه در اين عوامل در جاي خودشان قرار گرفتند و اين باعث موفقيت همسران شد.
اين روابط دوستي جلوي دوربين در پشت صحنه سريال هم بود؟
كاملاً، پشت صحنه فضاي صميمي سريال به ما كمك مي‌كرد كه كار در جلوي صحنه بهتر باشد.
يعني اين حسادت‌هايي كه در برخي از پشت صحنه‌هاست، آنجا نبود؟
نه. اين اولين كار تلويزيوني من بود. پيش از آن درفيلم‌هاي سينمايي پري و راه افتخار بازي كرده بودم. من و خانم پاوه نژاد در دانشكده، همكلاس بوديم. آقاي كاوياني و خانم مهين ترابي هم بسيار خوب و هماهنگ بودند. پس از همسران كه پشت صحنه‌هاي ديگر را ديدم، گفتم پس آن چه بود و اين چيست؟
به نظرتان حال و هواي بازيگري در اين روزها با ۱۸ سال پيش چه تفاوتي دارد؟
با افزايش شبكه‌ها بازيگران هم زياد شده‌اند. بازيگراني كه گاه آموزش درستي هم نديده‌اند و به خاطر ارتباطاتشان به دنياي بازيگري تزريق مي‌شوند. تعداد زيادي بازيگر كه همه شان را نمي‌شناسي و به همين دليل نمي‌تواني به راحتي با آنها ارتباط برقرار كني. ۱۸ سال پيش تنها سه شبكه تلويزيون وجود داشت و شبكه سه هم تنها يك سال از عمرش مي‌گذشت، به همين خاطر مردم خيلي به بازيگران سريال نزديك مي‌شدند. عكس‌العمل‌هاي مردم نسبت به بازيگران و سريال بسيار متفاوت بود. الان حدود ۱۰ تا ۱۵ شبكه داريم، سينما و شبكه نمايش خانگي جاي خود، اضافه بر آن صدها شبكه ماهواره‌اي هم وجود دارد. شايد يكي از دلايلي كه حال و هواي بازيگري نسبت به گذشته تغيير كرده، همين است.
پخش همسران باعث شهرت شما شد. اين شهرت چطور بود؟
خيلي جذاب بود. اينكه همه مردم ناگهان من را شناختند و ابراز احساسات مي‌كردند، خيلي جالب بود.
بازيگري را از كجا شروع كرديد؟ تحصيلاتتان هم مرتبط با اين كار بود؟
من در آموزشكده هنر تئاتر خواندم. سال ۷۱ فارغ‌التحصيل شدم. پس از آن چند كار تئاتر داشتم. كار آقاي زنجان پور، باغ آلبالوي آقاي خسروي و باغ وحش شيشه اي. در يكي از كارها آقاي دژاكام و فرهنگ من را ديدند و كار راه افتخار را به من پيشنهاد دادند و پس از آن براي فيلم پري به آقاي مهرجويي پيشنهاد شدم.
پس از همسران شما را در مسابقه «راز سيب» ديدم اما پس از آن ديگر نبوديد؟
جست و گريخته كار مي‌كردم. از سال ۸۰ بيشتر وقتم را براي كارگرداني گذاشتم. همراز را در ۶۰ قسمت براي شبكه ۷ ساختم كه رمضان سال گذشته پخش شد. براي نيروي انتظامي هم فيلم‌هاي ۹۰ و ۶۰ دقيقه‌اي بسياري ساختم. در حال حاضر هم تصميم دارم ساخت مجموعه جديد را شروع كنم.
يكي از كارهاي شما كه خيلي مورد توجه قرار گرفت و بدعتي نو در عرصه مسابقات تلويزيوني به وجود آورد، مسابقه «راز سيب»بود. از آن كار بگوييد؟
تهيه كننده كار آقاي صادق جلالي بود. تا آن زمان معادل اين مجموعه در تلويزيون كار نشده بود با آن دكور خاص و فضاي ماجراجويانه.
اكت خودتان در آن مسابقه هم بسيار زياد بود.
بله خود من در طول مسابقه دوبار پايم و يك بار سرم شكست.
لوكيشن كار كجا بود؟
يك سوله در آتش‌نشاني شهر زيبا بود كه آقاي شاه‌ابراهيمي سه طبقه دكور زده بود.
چه سالي فيلمبرداري‌اش را آغاز كرديد؟
سال ۷۵ شروع كرديم و يك سال و نيم ادامه پيدا كرد.
آن روزها «راز سيب» خيلي بيننده داشت و همه مردم اين مسابقه را دنبال مي‌كردند. چرا؟
به نظر من ساخت و دكور اين توانايي را به كار داد، البته بسياري گفتند اين انتخاب مسير كارم را تغيير داد. اگر يك سال و نيم زمان را صرف راز سيب نمي‌كردم شايد مسير انتخاب‌ها و كارهايم تغيير مي‌كرد و موقعيت‌هاي بسياري را از دست نمي‌دادم.
از اين انتخاب پشيمان هستيد؟
پشيمان نيستم چون لذتي را كه از راز سيب بردم، دوست داشتم.
چه شد كه اجراي مسابقه از كي بپرسم را بر عهده گرفتيد؟
به خاطر حس نوستالژي كه به اين مسابقه با اجراي آقاي نوذري داشتم. من كلاً كاري كه برايم جذاب باشد انجام مي‌دهم و زياد به جوانب امر توجه نمي‌كنم.
«از كي بپرسم» در ۱۶ قسمت در ايام عيد پخش شد، قرار نيست ادامه پيدا كند؟
مي‌گويند ۴ ميليون نفر درخواست شركت در اين مسابقه را داده‌اند. حتي اگر يك ميليون درخواست كننده را هم در نظر بگيريم چيزي در حد ۶۰۰ سال طول مي‌كشد تا در مسابقه شركت كنند! قرار است كه قسمت‌هاي جديد «از كي بپرسم» از ۱۵ ارديبهشت كليد بخورد.
با اجراي خودتان؟
صد در صد نمي‌دانم ولي خودم فضاي كار را دوست دارم و مايلم در ادامه هم باشم.
اگر بخواهيد ميان كارهايتان بهترين را انتخاب كنيد، آن يك كار كدام است؟
يك مجموعه شش قسمتي به نام در پي فاخته با مسعود آب پرور در سال ۷۶ كار كردم. در آنجا نقش يك نقاش ديواري را داشتم كه از جبهه آمده بود. همسران و پول كثيف را هم خيلي دوست داشتم.
برسيم به پول كثيف. شما بيش از يك دهه در تلويزيون نبوديد و سپس با سريال پر طرفدار پول كثيف در يك نقش منفي به تلويزيون برگشتيد. البته شايد خاكستري!
البته خاكستري پر رنگ. همه آدم‌ها خاكستري‌اند با توناليته‌هاي متفاوت. بعضي به سمت سپيدي متمايلند و برخي به سمت سياهي. پول كثيف مجوعه خوبي بود، قصه خوبي هم داشت، همكاري با آقاي افشار و جعفري و خانم بروفه خوب بود. سال ۸۵ كار را شروع كرديم و كار با يك سال تأخير پخش شد.
چه بازخوردهايي پس از پخش پول كثيف داشتيد؟
درخصوص بازخورد مخاطب عام بايد بگويم كه مردم ما ۸۵ درصد از كارهايي كه از تلويزيون پخش مي‌شود را دوست دارند. چون ما مردمي هستيم كه دنبال قصه هستيم و اگر كاري قصه خوبي داشته باشد، سريال را دنبال مي‌كنيم. اساساً ما ايراني‌ها قصه را خيلي دوست داريم چه قصه شنيدن چه تعريف كردن، به همين خاطر قصه گويي در كشور ما خيلي باب است. حتي اگر قصه خوب را در بد هم اجرا كنند مردم مي‌بينند واي به حال اينكه قصه خوب را خوب هم اجرا كنند كه هم مخاطب عام مي‌بيند هم مخاطب خاص.
بعد از پول كثيف هم باز سال‌ها نبوديد!
بودم! كار جلوي دوربين نمي‌كردم و ۸۰درصد از زمان كارم صرف كارگرداني و نويسندگي و مونتاژ كارهاي خودم مي‌شد. در فواصل بينابين هم كار بازي مي‌كردم.
پس دغدغه اصلي‌تان فيلمسازي است تا بازيگري؟
اگر كار خوبي باشد بازي هم مي‌كنم چون بازي را هم خيلي دوست دارم و تجربه‌هاي خيلي خوبي هم در بازيگري داشتم.
آنقدر كه شما بازيگر تلويزيوني هستيد در سينما آنطور كه بايد حاضر نشديد. با توجه به اينكه شروع كار تخصصي تان هم با پري داريوش مهرجويي بود. چرا؟
من در سينما معصوم را خيلي دوست داشتم. پري و راه افتخار را هم دوست داشتم. كلاً در سينما آن اتفاقي كه بايد برايم نيفتاد.
چرا؟ خودتان نخواستيد؟
نه! نمي‌دانم. به هر حال سينما يك فاكتورهاي ديگري دارد. در سال‌هاي گذشته چند تا كار به من پيشنهاد شد اما دوست نداشتم و كار نكردم.
دلتان براي صحنه تئاتر تنگ نشده است؟
خيلي.
چند وقت است كه تئاتر كار نكرديد؟
بيش از يك دهه.
دوست داشتيد با كدام كارگردان همكاري مي‌كرديد كه تا به حال موفق نشديد؟
فكر نكردم، اما شخصاً خيلي دوست دارم كار با آقاي بيضايي را تجربه كنم. همينطور كار با آقاي عبدالرضا كاهاني را.
كار كدام بازيگر را بيشتر مي‌پسنديد؟
من بازي مهدي هاشمي و رضا عطاران را خيلي دوست دارم. يك مؤلفه‌اي در بازي اين بزرگان است كه انگار دارند نقش را زندگي مي‌كنند نه بازي.
خودتان در بازيگري بازي مي‌كنيد يا زندگي؟
من در كارهايم شايد به دليل آموزشي كه ديده ام تمام تلاشم در اين جهت است كه خودم و نقشم در يك جاي خوبي به هم برسيم و تأثيري كه به همديگر مي‌گذاريم، درست باشد. مثلاً هملت يك هملت است، اين فيلمنامه را به ۱۰ بازيگر و كارگردان متفاوت بدهيد، ۱۰ هملت متفاوت از آب در مي‌آيد چون ۱۰ بازيگر متفاوت وجود دارند كه تجربه‌هاي شخصي شان با هم متفاوت است و نگاهشان به زندگي متفاوت است.
فعاليت‌هاي ديگري به موازات بازيگري و فيلمسازي انجام مي‌دهيد؟
من نقاشي مي‌كنم آبرنگ را هم خيلي دوست دارم. گاهي هم آواز مي‌خوانم.
هيچ وقت ضبط نكرديد؟
نه.
چون مدتي است خوانندگي بازيگران مد شده، شما نمي‌خواهيد كاست بدهيد؟
به نظر من موسيقي خيلي خوب است اما اين سي‌دي پر كردن كار بيرون دادن نه. به جاي چنين كارهايي مي‌خواهم كتابم را چاپ كنم.
مگر نويسندگي هم مي‌كنيد؟
چند تا از فيلمنامه‌هاي خودم را نوشتم و چند تا هم فيلم بلند كه اگر بشود چاپ كنم. از طرف ديگر ۱۰۰ داستان ميني مال دارم كه با نام «صد تا قصه انقدي» كه دنبال چاپش هستم.
همسران ته مايه‌هايي از طنز هم دارد. دوست داريد بازيگري طنز را هم تجربه كنيد؟
وقتي خودم سريال همسران را مي‌بينم به خصوص لحظات طنز را، خيلي دلم هواي يك كار طنز را مي‌كند. عطاران براي يكي از مجموعه‌هاي طنزش مرا دعوت كرد اما به دلايلي نتوانستم حضور پيدا كنم و شفيعي جم نقش من را بازي كرد. اگر كار طنز خوب باشد دوست دارم كار كنم.
در پايان اگر حرفي داريد...
ممنون از دعوتتان.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار