
تبليغات يا مبارزه انتخاباتي به مجموعهاي از فعاليتها از جمله بيان توانمنديها در يك دوره زماني مشخص با هدف تأثيرگذاري بر افكار عمومي اطلاق ميشود. در اين فرآيند، طبيعي است كه يك نامزد انتخاباتي مسيري را طي ميكند و رفتاري را از خويش بروز ميدهد كه موجب اقبال عموم مردم و در نهايت انتخاب او در جايگاهي كه برايش تلاش ميكند، ميگردد. اين تبليغات در كشورهاي مختلف به گونههاي متفاوت ظهور و بروز مييابد.
همه كشورها صرفنظر از منابع تأمين هزينههاي تبليغاتي كه برخي با توسل به شركتها، مؤسسات و بنگاههاي بزرگ اعتباري و مالي وابسته به قدرت و برخي با بهرهگيري از درآمدهاي هنگفت شخصي، هزينههاي تبليغاتي خود را تأمين ميكنند، به نوعي همه به يك سري اصول در مواجهه با رقيب انتخاباتي خود پايبند هستند. اگر چه اين قواعد امروزه در كشورهاي غربي نيز به هم خورده و كسب رأي هدف اصلي است كه نامزدهاي انتخاباتي به هر ابزاري متوسل ميشوند تا بتوانند وارد پارلمان يا نهاد رياست جمهوري شوند ولي نبايد فراموش كنيم كه شيوههاي تبليغاتي غرب مورد قبول نظامي همچون جمهوري اسلامي كه مبناي عمل مسئولان آن، خدمت بدون شائبه است هيچگاه نخواهد بود. بايد مراقب بود گرفتار آن روشهاي غلط تبليغاتي كه نظامهاي غربي امروز گرفتارش شدهاند، نشويم. اوايل دهه ۱۹۹۰، انتخابات در كشورهاي غربي به ويژه امريكا با شعار «One person, one vote» (يك شخص، يك رأي) شناخته ميشد، ولي امروزه در همين كشورها اين شعار به گونهاي تغيير يافته است كه به جاي (يك شخص، يك رأي) « one $, one vote » (يك دلار، يك رأي) محور فعاليت قرار گرفته است. طبيعي است وقتي شعاري از «يك شخص، يك رأي» كه نگاه ارزشمدارانه به نقش شهروندان در انتخاب يك مسئول است، به «يك دلار، يك رأي» كه با نگاه اغفال شهروندان و اقدامي مباح شمرده ميشود، تغيير ماهيت داد، ديگر نميتوان انتظار نداشت كه «مك كين» در تبليغات انتخاباتي خود در مقابل صرف هزينههاي هنگفت تبليغاتي دور اول انتخابات در مناظره با هيلاري كلينتون از كوره در نرفته و آشكارا در مقابل تلويزيون، زبان به سمت او بيرون نياورد.
اين رفتار نتيجه تبليغات غلط و غيراخلاقي بوده است كه غرب در دوره جديد بدان گرايش پيدا كرده است و اگر مبنا فقط كسب رأي به هر قيمتي باشد، بروز چنين رفتارهايي دركشور ما در آينده نه چندان دور نيز دور از انتظار نخواهد بود. در ايران بعد از انقلاب ما شاهد دو نوع رفتار در تبليغات انتخاباتي نامزدها بودهايم. در دهه اول انقلاب، تبليغات انتخاباتي يك روند صحيح و معقول را پي ميگرفت و كمتر شاهد تبليغات همسو با كشورهاي غربي بوديم اما به تدريج از دهه دوم انقلاب تاكنون شاهدتحول در عرصه تبليغات از سوي نامزدها و به تناسب آن در رفتار رأيدهندگان بوديم. دهه دوم تبليغات در ايران را بايد دهه «جنگ پوسترها» در خيابانها با برجستگي خاص كه از ويژگيهاي دوران كارگزاران بود بدانيم و اين روند كم و بيش با برخي بداخلاقيهاي رفتاري نسبت به نامزدهاي رقيب در دوران اصلاحات تكرار شد.
در سالهاي اوليه دوران اصولگرايي خرسند از آن بوديم كه روشهاي غربي غلط گذشته رخت بر بسته و روشهاي اسلامي در تبليغات جايگزين آن شده است. اما هنوز برخي رفتارها نگرانكننده و آزاردهنده است تا آنجا كه ميبينيم يك نامزد اصولگرا براي از دور خارج كردن رقيب اصولگراي ديگر خود در جبههاي ديگر، متوسل به هر ابزار غلطي شده و با اتهامزني و ايجاد ترديد در مخاطب سعي دارد نگاه افكار عمومي را نسبت به آن شخص منفي جلوه نمايد.
روزنامه دولت با كانديدايي از جريان اصولگرايي گفتوگو گرفته و پس از اعتراض آن كانديدا به برخي محتوا يا تيتر مصاحبه، با حاشيهسازيهاي عجيب، به يكباره بدون آنكه فرد يا افرادي در فرآيند اين گفتوگو يا حواشي پس از آن دخيل باشند، مورد حمله و اهانت قرار ميگيرند و هيچ مرجعي هم نميپرسد در كجاي اين فرآيند، زاكاني يا ديگر كانديداي اصولگرا دخيل بوده است كه اينچنين مورد تهمت و اهانت قرار ميگيرد. اصولگراي ديگر در مجلس به بهانه غيبت يك نماينده در جلسات علني مجلس به دروغ و تهمت متوسل ميشود تا در يك سناريوي طراحي شده فلان نماينده را از ورود مجدد به مجلس باز دارد.
اگر رقباي انتخاباتي به اين هشدار حضرت امام (ره) در تبليغات انتخاباتي در گذشته توجه ميكردند كه فرمودند: «گاهي شنيده ميشود كه براي تبليغات انتخاباتي بعضي از كانديداها – خداي ناخواسته- بعضي ديگر را تضعيف يا توهين ميكنند، در رابطه با آن تذكر دهم كه امروز اين نحو مخالفتها، خصوصاً از چنين كانديداهايي، براي اسلام و جمهوري اسلامي فاجعهآميز است. اگر فرضا كسي در ديگري مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بين مردم هيچ مجوزي ندارد و حيثيت و آبروي مؤمن در اسلام از بالاترين و والاترين مقام برخوردار است» قطعاً امروز شاهد برخي بداخلاقيهاي انتخاباتي نبوديم. تجربه گذشته ثابت كرده است كه با تخريب نميتوان به مقصود و آمالهاي بزرگ و كوچك دست يافت. مردم اين تأكيد رهبر فرزانه انقلاب را آويزه گوش خود كردهاند كه فرمودند: «به خاطر علاقهمندي به يك نامزد، نامزد ديگر را تخريب نكنيد و مطمئن باشيد با تخريب به مقصود نميتوان دست يافت.»
بنابر اين همه طيفها و جبههبنديها در جريان اصولگرايي بايد مراقب باشند گرفتار حيلههاي دشمنان دوستنما نشوند، چرا كه مردم ثابت كردهاند عدم تخريب رقيب، يكي از شاخصههاي اصلي تشخيص انتخاب اصل از منظر آنان است.