دو هفته پيش بود كه برنامه «هفت» با دعوت از صادق كوشكي (استاد دانشگاه) و علي معلم (سينماگر) براي تداعي كردن فضايي مناظرهاي بين دو جريان مختلف در كشور به زعم خود يك بازي برد- برد را كليد زد، اما ضربههايي كه كوشكي بر پيكر نيمه جان يك نوع جريان به ظاهر روشنفكري وارد آورد، براي عدهاي بسيار گران و دردناك مينمود چه اينكه آقاي جيراني در ابتداي برنامه اين هفته خود با خواندن يك بيانيه! تمام عيار به نحوي در مقام پاسخگويي به اشكالات وارده بر حوزه سينما از جانب مهمان برنامه قبل برآمد. استاليني خواندن نوع تفكرات كوشكي توسط جيراني آنقدر غيرموجه بود كه مهمان اين هفته او (مسعود دهنمكي) به واكنش وادار شد.
جيراني در ابتداي برنامه سعي در القاي بحران مخاطب براي سينماي دفاع مقدس داشت و با تقسيمبندي «قهرمانپروري» و «انتقادي» نشان دادن فيلمهاي دفاع مقدس، نسخه همه اين فيلمهاي ساخته شده در اين حوزه را پيچيد و هيچكدام را در قالب سينماي دفاع مقدس قابل طرح ندانست. وي با دولتي خواندن سينماي امروز و علت اصلي عدم پيشرفت اين هنر صنعت در كشورمان سعي در تخطئه اين خوانش از مديريت محتواي فرهنگي توسط متوليان آن داشت. جيراني حتم به يقين فراموش كرده است كه سينماي امروز به شكوفايي سينماي دفاع مقدس دهه ۶۰ نخواهد رسيد و اين در حالي بود كه سينماي ايران بيش از امروزش دولتي بود. شايد آقاي جيراني ساخت فيلمهايي مانند قصه پريا و ... را با هزينه به اصطلاح بخش خصوصي ساخته كه امروز عنوان سينماي دولتي را سد راه پيشرفت سينماگران ميداند و سعي ميكند با به ميان كشيدن پاي عامه مردم آنها را در برابر هم قرار داده و سپس نتيجه بگيرد كه قشر غالب دغدغهاي غير از مذهب و دين دارد و متدينين بسيار در اقليتاند، پس دولت بايد دست از نقش مميزياش بردارد، البته طرحي كه پشت اين همه حمله و هجوم خود را پنهان كرده است حتماً اتفاقات اخير اين حوزه از فرهنگ كشور است چه اينكه جريانات و افراد صاحب فكر و مكتب مدتي است از حال خراب سينما بسيار نگران و ناراحتند؛ اتفاقاتي نظير فساد در سينما، نماينده قشر معترض جامعه خواندن برخي فيلمها، زيربار نرفتن در پذيرش ساختار قانوني يك سازمان جديد التأسيس در ذيل وزارت ارشاد و ... را ميتوان از آن جمله دانست. جيراني ظاهراً سعي دارد برنامه «هفت» را از رسالت و علتالعلل تأسيساش جدا كرده و تبديل به يك تريبون بيهزينه براي برخي افراد در ساختار مديريت خانه سينما كرده و شايد به نوعي در مقام اداي دين به آنها برآمده باشد و اين در حالي است كه هيچ كدام از ديگر اقشار كشور بزرگ ايران در رسانه ملي هيچ تريبون و نمايندهاي ندارد.
اما كار ضدارزشي «هفت» آن زمان بالا ميگيرد كه حركت جنبش تفسير وال استريت تحت عنوان «جنبش ۹۹ درصدي» را زاييده رسانههاي ايران و در واقع تيترسازي ميداند، غافل از اينكه خود آقاي جيراني قطعاً از طريق ماهواره منزلشان ميتواند فيلمهاي منتشر شده از پلاكاردهايي را كه در دست معترضان امريكايي نمايان است بدون غلط ديداري بخواند و بدون غلط گفتاري بگويد. در اين بين حرف درست را آن ظريف زد كه «رسانههاي ما توان تيترسازي براي خارج از كشورمان را ندارند.»
به نظر ميرسد بحراني نشان دادن حال سينما مورد نظر متدينين و بدون مخاطب خواندن اين نوع از ساختههاي سينماي ايران كه برخلاف نظر ايشان افتخارات بسياري را براي اين هنر صنعت آفريده و همچنين شليك تير خلاص اخير تحت عنوان تشكيل سازمان سينمايي كشور پس از اتفاقات خانه به اصطلاح سينما، همگي دست و پا زدن نافرجام است تا شايد تصميمسازان عرصه فرهنگي كشور را به باج دادن محترمانه به افرادي ذيل نام هنرمند يا سينماگر وادار كند و قضيه به خير و خوشي فيصله داده شود. نكته آخر اينكه رسانه ملي چند ايامي است كه با پخش برنامهها، سريالها و فيلمهاي مورددار! به سمتي غير از سمتوسوي جريان غالب و صاحبدغدغه كشور حركت ميكند و اين سخن كه «جريان روشنفكر بايد در خدمت نظام و خواص جامعه باشد» را به چالش كشيده و در حال خارج شدن از ريل اصلي است.