
وي داراي مدرك تحصيلي كارشناسي ارشد مديريت امور دفاعي و دانشجوي دكتراي علوم دفاعي و امنيت ملي است. كوثري در سوابق كاري خود مسئوليتهايي چون فرمانده لشكر ۲۷ محمد رسول الله در طول دفاع مقدس، استاد دانشگاه امام صادق در امور دفاعي، جانشين فرمانده قرارگاه ثارالله تهران، جانشين سپاه يكم قرارگاه ثارالله و فرمانده بسيج استان تهران و مسئول عمليات سپاه تهران را برعهده داشته است. كوثري از جمله شخصيتهايي است كه براي ورود به مجلس نهم از حوزه انتخابيه تهران شانس بالايي دارد.
در دور اول انتخابات مجلس نهم شاهد بوديم كه حدود ۷۰ درصد از كل مجلس هشتم دستخوش تغيير شد، به نظر شما چرا شاكله مجلس به اين ميزان دچار دگرگوني شد؟
اين تغيير را بايد بر اساس آنچه در ادوار گذشته اتفاق افتاده است مقايسه كنيم، به عبارت ديگر ما بايد انتخابات سالهاي گذشته مجلس را مورد بررسي قرار دهيم. با بررسي اجمالي تمام ادوار گذشته ميبينيم تغييرات بيش از ۷۰ درصد هميشه در انتخابات اتفاق افتاده است و اين مسئله، موضوعي عادي است. علت آن هم اين است كه حزب و گروه با ثباتي در جامعه نداريم كه بتواند جوابگوي خواستههاي مردم باشد، يعني دقيقاً احزاب و گروهها به گونهاي نيستند و نميتوانند عمل كنند كه نيازهاي حكومت اسلامي و ملت را پاسخ دهند. در كشورهاي ديگر به گونهاي است كه حزب هم منافع نظام و حكومت موجود را در نظر ميگيرد و هم منافع و خواستههاي حزب متبوع خود را. در كشور ما هم بايد به همين شكل باشد كه هم ارزشها و آرمانهاي جامعه و نظام را حفظ كند و مورد توجه ويژه قرار بدهد و هم منافع حزب و جريان خود را. ما در اين عرصه ضعفها و البته تجربه كمي هم داريم و بهترين مورد در طول سيو چند سال عمر انقلاب، حزب جمهوري اسلامي بود كه در دهه ۶۰ فعاليت ميكرد. ما چون حزب و سازمان و تشكيلات منسجم و به هم پيوسته نداريم در طول انتخابات، مجلس ما دچار تغييرات اساسي و بنيادين ميشود. در هشت دوره قبلي هم ما به همين صورت بودهايم و مجلس نهم هم از اين امر مستثني نيست.
رأي نياوردن برخي از چهرههاي مطرح كه خود را منسوب به تشكلي با سابقه ميدانند را ميتوان به اين دليل دانست كه مردم به محافظهكاران اقبال نشان نداده و به جاي آنها جوانترهاي انقلابي را انتخاب كردند؟
بله، دقيقاً همين طور است. مردم در طول سالهاي گذشته بارها نشان دادهاند كه از ايده و طرح نو حمايت ميكنند و كساني را كه منافع خود و گروهشان را بر منافع جامعه ترجيح ميدهند به حاشيه ميبرند.
احساس ميشود جريان اصولگرايي از اين به بعد در يك قالب قابل تعريف نيست و بايد انتظار اين را داشت كه براي هميشه به دو يا چند دسته مجزا تقسيم شود؟
اصولگرايي چون توسط شخص مقام معظم رهبري در اوايل سال ۸۶ و در جمع كارگزاران نظام حضور داشتند نامگذاري شد و چندين بند براي آن تعريف كردند، لذا از آنجا اين موضوع، ارزشي چند برابر گرفت. بايد بگويم هر چند شاخصهها و مؤلفههاي اصولگرايي را از قرآن كريم، روايات ائمه اطهار (ع) و بيانات حضرت امام (ره) گرفتهايم اما آنچنان عمر طولاني ندارد. به عبارت ديگر تبيين اين اصطلاح و جريان پيرو آن به سال ۸۶ و بعد از آن بر ميگردد. اما گذشته از اين بحث، موضوع اساسي در اين بخش اين است كه ما ميبينيم چقدر افراد و منسوبين به اين جريان به مؤلفههاي گفتمان اصولگرايي عمل كرده و آن را در گفتار و عمل خود نشان ميدهند.
ما بايد ببينيم عدالت محوري، استكبار ستيزي، رسيدگي به طبقه مستضعف، برخورد با ظلم و فساد و ارتقاي سطح معيشت مردم تا چه حد با عمل مسئولان سازگار است و آنها چقدر نسبت به اين موضوعات اساسي دغدغه دارند. مسئولان از جمله وزرا و به صورت جمعي كه مجلس ميشود بايد مؤلفههاي اساسي اصولگرايي را مورد توجه قرار دهند و اين عمل به وظايف، باعث ميشود كه مردم دوباره به سمت ما روي بياورند و باز هم به جريان سيال اصولگرايي اعتماد و اطمينان كنند. مردم ما از منطق، هوشياري و بصيرت بالايي برخوردار هستند و به صورت دقيق و منصفانه رصد ميكنند كه كدام شخص، گروه يا جرياني به آنها خدمت ميكنند و كدام به آنها و مطالباتشان پشت پا ميزنند. پس اصولگرايان از نظر مبنايي با هم مشكلي ندارند و تمام شاخصهها و اصول، مشترك و حائز اهميت است اما در برخي از مصاديق روزانه مشكلات و اختلافاتي پيش ميآيد كه البته آن را هم ميشود رفع كرد.
برخيها معتقدند جريان راست سنتي به آرامي به حاشيه ميرود و به جاي آنها مردم به جوانان انقلابي، اقبال نشان دادهاند، دليل اين رويگرداني را بايد در نوع عملكرد اين جريان ديد يا عوامل ديگري را ميتوان دخيل كرد؟
به عقيده بنده صرفنظر از واژههايي نظير راست سنتي و غيره بايد به عملكرد و ميزان موفقيت و پايبندي افراد و جريانات نسبت به شعارها توجه كرد. هر جامعه و ملتي به انسانهاي پرشور، انقلابي و صالح و پرتوان و كوشا اقبال نشان ميدهند و به سمت اين نوع افراد كشش دارند اما به هر حال بايد بيشتر توجه به موفقيت افراد و جريان متبوعشان در عرصه عمل داشت و با اين ملاك ميتوان افراد و دستهها را مورد قضاوت دقيق و آگاهانه قرار داد. البته بايد اين را هم گفت كه هر جناح و گروهي با مردم صادقانه برخورد كند و همه رفتار و اهداف خود را با جامعه در ميان بگذارد، مردم هم به آن اقبال نشان ميدهند و از اين رويكرد استقبال ميكنند.
استقبال جامعه به جبهه پايداري را در دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي چطور ميبينيد، با توجه به اينكه اين جبهه عمري چند ماهه دارد؟
به عقيده بنده استقبال از نامزدهاي اين جبهه قابل توجه بود و نشان داد كه اين گروه در ميان جامعه محبوبيت خاصي دارد. يكي از ويژگيهايي كه باعث شد اين جبهه در انتخابات دور اول مورد توجه مردم قرار گيرد آن بود كه حركت اين افراد حركت نويي بود و نامي كه براي اين جبهه انتخاب كردند نام قابل دفاع و مناسب و خوبي بود. البته عملكرد خوب و قابل قبول افراد منسوب به اين جريان را هم نميتوان ناديده گرفت و همين باعث شد تا مردم به اين افراد و جبهه اعتماد كنند.
تشكيل جبهه پايداري دستاوردهايي را هم به همراه داشته است؟
بله، پايداري روي اصول و مباني هميشه دستاوردهاي مثبتي به همراه دارد. يكي از دستاوردهاي اين جبهه در مدت كوتاه اين بود كه جبهه متحد اصولگرايي ملزم شد برخي از مردود شدگان و ساكتين فتنه ۸۸ را از ليست اصولگرايي طرد كند. حساسيت ايجاد كردن جبهه پايداري باعث شد افرادي كه عملكرد مناسب و تأسفباري در سال ۸۸ داشتند را از ليست اصولگرايي بيرون بگذارند.
البته ما بايد به اين سمت برويم كه مجلس اصولگراي نابي تشكيل دهيم كه سالم، قوي و پويا باشد و حركت رو به رشد نظام را شتاب بيشتري ببخشد. بايد عرض كنم بيش از ۲۰ نفر از نمايندگان فعلي مجلس رد صلاحيت شدهاند كه خودش نشان ميدهد برخيها شايستگي حضور در جمع نمايندگان ملت را ندارند و در مدتي كه به عنوان وكيل مردم فعاليت كردهاند نتوانستهاند مطلوب و ارزنده در جهت خدمت به خلق قدم بردارند. وضع حال و گذشته افراد بايد مورد بررسي قرار گيرد چون آينده هيچ كسي معلوم نيست و احتمال دارد هر كس در آينده به انحراف يا انحطاط كشيده شود. همه بايد از خداوند بخواهيم وضع آيندهمان هم به مانند فعلمان باشد و طوري عمل كنيم كه مورد قبول خداوند باشد.
برخي از رسانهها و شخصيتهاي سياسي سعي ميكنند اين جبهه را شامل افرادي تندرو معرفي كنند كه در آينده براي نظام و جامعه خطراتي را به وجود ميآورد؟
نه، بنده به هيچ عنوان اينگونه تعابير را قبول ندارم. من قبول ندارم برخيها واژه تندرو و امثال اين را براي جبهه پايداري به كار ببرند. اگر افرادي آگاهانه و براساس وظيفه در مسير دستاوردهاي انقلاب و دفاع از رهبر معظم انقلاب قدم بردارند نبايد به آنها انگ تندرو را زد. محكم بودن بر موازين و ارزشها و اصول ديني و دفاع از آنها تفسير به افراطيگري و امثال اين نبايد شود. كساني كه اينگونه عبارات را به كار ميبرند اشتباه ميكنند و بهتر است در راه و نگاه خود تجديدنظر كنند.
البته شايد بعضي اوقات لازم باشد كه ما در روش و راه خود تغييرات خاصي به وجود بياوريم و اين مشكلي ندارد اما محكم بودن، مقيد بودن و سفت بودن در مسير انقلاب و دستاوردهاي انقلاب و پافشاري كردن منطقي بر آن اتفاقاً قابل قبول است و لايق ستايش و تحسين است. اگر تندروي كردن اين است كه ما بر اصول و ارزشهاي اسلامي و انقلابي پافشاري منطقي و عقلاني داشته باشيم پس حضرت امام (ره) و حتي مقام معظم رهبري هم تندرو بودهاند، كه قطعاً اين گزاره به هيچ عنوان صحيح نيست. پس شايد برخي جاها لازم باشد ما در روش يا بيان خود تجديد نظر كنيم نه در راه، اعتقاد يا اصولمان.
برخيها تصورشان اين است كه اگر كسي بر سر اصول معامله كرد و به راحتي ارزشها و انديشههاي برگرفته از روح انقلاب را زير پا گذاشت آن آدم خوبي است، خير. كسي كه روي اصول و اعتقادات معامله ميكند انسان دو پهلويي است كه به هيچ عنوان قابل اعتماد نيست.
دو ليست شدن اصولگراها به نفع اين جريان شد يا به ضررشان تمام شد؟
از يك طرف كه نگاه ميكنيم اين به نفع جريان اصولگرايي و حتي نظام است و از طرف ديگر برخي جاها هم ميتواند به ضرر اين جريان باشد. از نگاه اول چون اصلاحطلبان در انتخابات شركت نكردهبودند و فضاي مرسوم ادوار گذشته نبود ما توانستيم با حفظ شرايط و اصول، رقابتي را در جريان اصولگرايي به وجود بياوريم.
اين تاكتيك توانست باعث گرم شدن تنور انتخابات شود و حضور پرشورتري را در انتخابات شاهد بوديم. هر چند بايد عرض كنم بسياري از كانديداهاي اصلاحطلبان شركت كرده و تأييد صلاحيت هم شدند. آنها به صورت ظاهري در انتخابات شركت نكرده بودند چراكه در جامعه پايگاهي نداشتند و تصميم داشتند مشاركت مردمي را به حداقل ممكن برسانند.
از طرف ديگر جريان انحراف و فتنه در كمين نشسته بودند تا مجلس نهم را از دست اصولگرايان بيرون بياورند و به شكلي عمل كنند كه اصولگرايان سرشان به خودشان گرم شود تا آنها بتوانند با فراغ بال بيشتري عمل كنند و به اهداف خود برسند.
اصولگرايان هم با توجه به ترفندهاي دو جريان فتنه و انحراف طوري عمل كردند كه ضمن مشاركت حداكثري مردم در انتخابات، مجلس اصولگراي ديگري شكل گرفت كه در آن گزينههاي غيراصولگرايي در حداقل ممكن است. اين تفكر اصولگرايي است كه ميتواند گفتمان امام و رهبري را كه همان گفتمان اصيل انقلاب است به جلو پيش برد. گفتمان جريان اصلاحات و انحرافي اگر بر جامعه حاكم شود براي نظام و جامعه بسيار خطرناك است. عملكرد اين دو جريان نشان داده است كه به محض ورود به جايگاه ويژهاي مثل مجلس از هيچ كوششي عليه آرمانهاي حضرت امام و نظام اسلامي دريغ نميكنند. تمام جريان اصولگرايي بايد با حفظ اصول و مباني در جهت تثبيت گفتمان اصولگرايي و حفظ مجلس اصولگرا قدم بردارند. اين جز با تفكر، هوشمندي و همدلي حاصل نميشود.
شايد هنوز براي برخيها مشخص نشده باشد كه تفاوت و تمايز دو جبهه متحد و جبهه پايداري دركجاست به نظر شما وجه تمايز آنها در چيست؟
بنده تفاوتي بين جبهه پايداري و جبهه متحد نميبينم تنها در برخي از روشها در حوزه اجرايي تفاوت سليقه وجود دارد. فرقي بين اين دو جبهه در اصول و مباني نميبينم اما مثلاً جبهه پايداري اظهار ميكند كساني كه در فتنه ۸۸ سكوت كردهاند نبايد در فرآيند ۸+۷ قرار ميگرفتند.
اصل حرف درست است و به درستي نبايد افراد و چهرههاي مطرحي در نظام سكوت ميكردند، موضع دو پهلو ميگرفتند اما اين جزء اصول به حساب نميآيد و ميشود اينگونه مسائل را در مسائل اساسي و راهبردي اصولگرايي ناديده گرفت. مسئلهاي كه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري در هر برههاي بر آن پافشاري دارند، بحث وحدت و همگرايي است. اين بايد مورد توجه تمام دلسوزان و معتقدان به نظام ولايي قرار گيرد.
بسياري از تغيير رياست در مجلس نهم حرف به ميان ميآورند و لزوم تغيير در اين سطح را ضروري ميدانند.
اين بستگي به نظر نمايندگان دارد. البته هر كدام از نمايندگان مجلس به عنوان نمايندگان مردم اشكالات و محاسني دارند اما يكسري از اشكالات ممكن است نتيجه ناگوار و ناميموني روي جامعه و حتي نظام داشته باشد، لذا بايد كسي را برگزيد كه حداقل اشكالات را مرتكب شود.
نمايندگان بايد زماني كه ميخواهند رياست مجلس را انتخاب كنند خدا را در نظر بگيرند و اصلحترين و لايقترين فرد را انتخاب كنند و در درجه دوم تابع جو و فضاي مجلس رأي نداده و به خاطر فلان گروه يا دسته به شخص خاصي رأي ندهند و با شناخت و آگاهي رأي خود را بدهند تا بر اين اساس اصل شايسته سالاري رعايت و لايقترين و شايستهترين فرد انتخاب شود.
نظر شخصي شما در رابطه با تغيير رياست مجلس چيست؟
بنده هم تا حد زيادي بر اين عقيده هستم. من در مجلس هشتم بر يك مسئله تأكيد زيادي داشتم و الان هم بر همان پافشاري دارم و آن اين است كه به هيچ وجه رياست مجلس نبايد همزمان رئيس فراكسيون اصولگرايان هم باشد. اين به مجلس به صورت كلي و اصولگرايان به صورت اخص ضربه ميزند، همانطور كه در مجلس هشتم اتفاق افتاد. اگر آقاي لاريجاني اين كار را نميكرد و اصولگرايان همگي زير يك چتر قرار ميگرفتند و از اين پراكندگي و چند دستگي دور ميشدند قطعاً ما ظهور و بروز بهتري را از اصولگرايان ميديديم. البته ما نبايد كار كرد خوب مجلس را هم در بسياري اوقات ناديده بگيريم. مثلاً طرح تقليل سطح روابط با انگليس، تصويب طرح هدفمندسازي يارانهها و بسياري از قوانين كه در دستور كار قرار گرفت و تصويب شد. البته در برخي از طرحها هم نظير طرح وقف دانشگاه آزاد و حقوق مادامالعمر هم عملكرد مناسبي را از مجلس شاهد نبوديم.
چرا بايد به رياست آقاي دكتر حداد در مجلس نهم فكر كرد؟
خب آقاي حداد يك دوره رياست مجلس را بر عهده داشتند و در طول دوره هشتم مجلس تنها كانديدا در كنار آقاي لاريجاني، ايشان بودند. ايشان توان، شايستگي و تجربه مديريت مجلس را دارند و به اصطلاح در قد و قواره رياست مجلس هستند. البته ويژگي ديگري را هم بايد در اين مورد لحاظ كرد و آن اينكه دكتر حداد عادل بيشترين رأي را در دور اول انتخابات در تهران و حتي ميشود گفت در كل كشور آورده و اين يك امتياز مهم است. بسياري از دوستان در پي اين هستند كه ايشان را به عنوان رياست مجلس نهم معرفي و مطرح كنند كه بايد منتظر بود و ديد نمايندگان مجلس نهم به كداميك از كانديدا رأي خواهند داد.
با توجه به اينكه مجلس هشتم روزهاي پاياني عمر خود را سپري ميكند، عملكرد اين مجلس را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بنده نمره ۱۵ يا ۱۶ را به مجلس هشتم ميدهم. مجلس هشتم ميتوانست بهتر از آنچه بود عمل كند اما به هر ترتيب مجلس خوب عمل كرد و نمره مناسبي بايد به آن داد.
انتقادات بسياري در همين روزهاي اخير به مجلس وارد است و آن اينكه چند هفته از نامگذاري امسال به نام «سال توليد ملي،حمايت از كار و سرمايه اجتماعي» ميگذرد ولي مجلس درگير مسائل فرعي و حاشيهاي نظير استيضاح وزير كار يا اصلاح طرح سؤال از رئيسجمهور است، نگاه شما به فعاليتهاي اخير مجلس چيست؟
همينطور است. همانطور كه رهبر معظم انقلاب بارها اشاره فرمودهاند ما بايد در هر زمان و بستري به مسائل اصلي كشور بپردازيم و از افتادن در دام مسائل فرعي بپرهيزيم. بنده چون موضوع را از داخل مجلس رصد كردم به اين موضوع اعتقاد دارم. من معتقدم مطرح كردن سؤال از رئيسجمهور و پس از آن پيگيري اين موضوع كه طرح سؤال از رئيس دولت را اصلاح كنيم،يك ضربه به مجلس است چرا كه نمايندگان بايد به فكر بستن بودجه امسال باشند. از طرف ديگر چون كشور درگير مرحله دوم انتخابات است ما بايد به دنبال آرام كردن فضاي جامعه باشيم و از التهاب بپرهيزيم. اما خب برخي از نمايندهها روي موضوعات اينچنيني پافشاري و لجاجت ميكنند كه اين جز ضربه به مجلس و نظام چيزي در پي ندارد. مثلاً لجاجت ميكنند كه هر طور شده بايد فلان موضوع دردستور كار مجلس قرار گيرد يا فلان موضوع بايد از دستور كار خارج شود. ما ميبينيم با اين فشارهايي كه تعدادي از نمايندگان ميآورند و ناپخته عمل ميكنند در آينده شاهد خواهيم بود كه از مسائل مهم ديگري در مجلس هشتم باز بمانيم. اينگونه فعاليتها براي مردم هم قابل قبول نيست.
دور دوم انتخابات مجلس را چطور ارزيابي ميكنيد با توجه به اينكه تعداد كانديداي بيشتري از ليست جبهه پايداري در آن حضور دارند؟
اين يك موضوع طبيعي است كه حضور مردم در دور دوم انتخابات كمتر باشد به خاطر اينكه در دور اول همه كشور در عرصه انتخابات حضور فعال دارند اما در دور دوم تنها تعداد محدودي از شهرستانها را شامل ميشود.
در دور اول سطح تبليغات رسانههاي غربي و تكاپوي مسئولان و مردم قابل مقايسه با دور دوم نيست و در طول هشت دوره گذشته هم همين موضوع بوده است. اينكه كدام يك از دو ليست جبهه متحد و جبهه پايداري موفق به كسب آراي بيشتري ميشوند به نظر مردم بستگي دارد و بدون ترديد باز شاهد خواهيم بود كه مردم به ليستي مستقل رأي نخواهند داد و به اصطلاح به صورت گزينشي عمل خواهند كرد. البته ما از اول هم تأكيد روي اين موضوع داشتيم كه اين دو ليست بايد به صورت يك ليست واحد در بيايد تا بسياري از حواشي و مسائل پيش نيايد. اگر اين طور ميشد قطعاً ما عين دوره قبل شاهد بوديم كه حدود ۲۰ نفر از تهران در دور اول انتخاب ميشدند و ديگر دور دومي در كار نبود.
پيشبيني شما از نتايج دور دوم انتخابات در شهر تهران چيست؟
همانطور كه عرض كردم عموماً مشاركت مردم در مرحله دوم انتخابات نسبت به دور اول كاهش دارد اما پيشبيني ميشود در اين مرحله از انتخابات نسبت به دورههاي مشابه گذشته مشاركت مردم افزايش چشمگيري داشته باشد. احساس بنده اين است كه در مرحله دوم انتخابات در تهران، نمايندگان راه يافته به مجلس نيمي از جبهه متحد و نيمي ديگر از جبهه پايداري خواهند بود.
به عنوان نايب رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه تحركات اخير كشور تركيه كه تاقبل از اين مواضع همسويي را با مواضع جمهوري اسلامي داشت چگونه تحليل ميكنيد؟
متأسفانه در بسياري از موارد، تصميمها و نظراتي از سوي سران آنكارا اعلام و اعمال ميشود كه با منافع جهان اسلام منافات داشته و بيشتر به سود استكبار جهاني و رژيم صهيونيستي است.
با توجه به شناختي كه از مردم مسلمان تركيه داريم، به طور قطع اين تصميمها مورد تأييد مردم تركيه نيست و بهتر است سران ارشد اين كشور در رفتار خود تجديد نظر كنند. برخي مواضع تركيه در قبال كشورهاي اسلامي به ويژه سوريه و جمهوري اسلامي ايران مورد انتقاد است و به طور قطع اين مواضع از سوي غربيها به آنكارا ديكته شده است.
ادامه اين رفتار به سود حاكميت تركيه نيست و بهتر است آنها در تصميمگيريهاي خود مستقل عمل كرده و بدانند كه افكار عمومي اين كشور و امت اسلامي از مسائل پشت پرده و علت تصميمهاي آنها آگاه هستند.
مجلس هشتم همواره در حوزه سياست خارجي حضوري مؤثر و تاثيرگذار داشته است. به عنوان نمونه در بحث انرژي هستهاي، اكثريت مطلق نمايندگان حامي حقوق مردم بوده و در حوزه دفاع از جهان اسلام نيز همين نقش را ايفا كردهاند.
بايد عرض كنم مواضع مجلس شوراي اسلامي در اين مورد خاص نيز از موضع عزت و مثبت بود. در مصاحبههاي قبلي خود هم اشاره كرده بودم كه آقاي اردوغان با موضعگيريهاي اخير خود جايگاه سياسياش را از دست داده است. وي خيال ميكند ايران بايد تابع آنها باشد در صورتي كه اگر اردوغان و تصميمگيرندگان سياسي تركيه خودشان نميتوانند تصميمي بگيرند و بايد به آنها ديكته شود تا مطلبي را بگويند مسئولان سياسي ايران خودشان به صورت مستقل تصميمگيري ميكنند.