همچنين در تغيير سياستهاي سازمان تبليغات اسلامي و بهرهمندي از فناوري اطلاعات در اين سازمان نيز توصيههاي مهمي داشتهاند و اين دورانديشي ايشان در ۲۲ سال پيش امري مهم و قابل تأمل است. يکي ديگر از گامهاي مثبت در اين مورد سياستگذاريهاي مهم و تصويب سياستهاي شبکههاي اطلاعرساني رايانهاي در سال ۱۳۸۰ است که رهبر معظم انقلاب آن را ابلاغ نمودند و هنوز بسياري از بندهاي آن شايسته توجه ويژه در اين حوزه و بر زمين مانده است. امروز خط مقدم و قرارگاه عملياتي ما در جنگ نرم و فضاي مجازي، بر اساس منويات رهبر معظم انقلاب، شوراي عالي فضاي مجازي است. اين شورا سياستگذار اصلي و محوري فضاي مجازي کشور خواهد بود. برنامهريزيهاي کلان، نظامسازي، تعريف و تعيين قلمرو پروژههاي ملي و نظارت بر آنها، تقسيم کار ملي بين دستگاههاي اجرايي فعال و ايجاد هماهنگي بين آنها در اين حوزه در کنار پايش مستمر فرصتها و تهديدهاي اين حوزه و نيز ايجاد بسترهاي لازم براي توليد محتواي بومي متناسب با هويت ايراني- اسلامي از مسئوليتهاي اصلي اين شورا به حساب ميآيد. مهندس عليرضا شاه ميرزايي جوانترين عضوي است که البته ضمن تجربه مديريتي متفاوت در بخشهاي غير دولتي و شبه خصوصي توانسته جايي در ميان اعضاي حقيقي شورا داشته باشد. آنچه در ادامه ميخوانيد گفت وگوي خبرنگار «جوان» با اين عضو جوان شوراي عالي فضاي مجازي است.
به نظر شما چه اقتضائاتي وجود داشته است که مقام معظم رهبري دستور تشكيل شوراي عالي فضاي مجازي را صادر کردند؟ همچنين تفسير شما از نکات اشاره شده در متن حکم ابلاغي ايشان چيست؟
توسعه و کاربرد فناوري اطلاعات اساساً بدون هماهنگي سازمانها ممکن نيست زيرا موفقيت هر سامانه فناوري اطلاعات، نيازمند تعامل بخشهاي مختلف اين سامانه است، لذا نياز به يک ساختار فرابخشي بود که قواي سه گانه و سازمانهايي مانند صدا و سيما، تبليغات اسلامي و مجموعه هايي مانند سپاه پاسداران در آن حضور داشته باشند تا بتوانند در اين ساختار جديد با هم هماهنگ شوند. اين مهمترين هدف تأسيس اين شورا بود که در حکم مقام معظم رهبري هم صريحاً به آن تأکيد شد، اما در پاسخ به بخش دوم سؤالتان بايد اشاره کنم که در حکم ايشان سه موضوع بيش از بقيه موارد قابل توجه است: اول فناوري، دوم توليد محتوا و سوم فعال شدن بخش خصوصي در اين زمينه. در مورد اين نکات بايد عرض کنم تجربه نشان داده ما هرگاه که توليد محتوا و خدماتدهي در اين حوزه را از سازمانهاي دولتي انتظار داشتيم، نتوانسته ايم توفيقي داشته باشيم. به نظر من با تشكيل اين شورا، تكليف بخش خصوصي براي دريافت مجوز جهت فعاليتهاي خود روشن شده و وحدت رويهاي براي آنها ايجاد خواهد شد که بخش خصوصي ميتواند با اطمينان خاطر بيشتري در اين عرصه سرمايه گذاري کند.
آيا دشمنيهاي نظام سلطه با کشور ما و بيعدالتيهاي فراواني که در فضاي تبادل اطلاعات جهان شاهد هستيم نميتواند يکي ديگر از دلايل تشکيل اين شورا باشد؟
بله، اين حرف صحيح است که مديريت فضاي سايبري در جهان عادلانه نيست و در جهت منافع نظام سلطه حركت ميكند ولي بايد دقت کرد که ما در کنار تهديدات، فرصتهاي زيادي هم داريم. به نظر من فرصتهايي که از دست ميدهيم، کم اهميت تر از تهديداتي که متوجه ما شده است، نيست. امروزه دو روند كلان در سطح جهان در بحث فناوري اطلاعات ميبينيم: اول روند جهانيسازي و دوم روند مليگرايي، هرچند هر دو اين روندها با قدرت و سرعت رو به رشد بودهاند، متأسفانه در کشور ما بسياري تصور ميکنند روند جهانيسازي، مانند رشد شرکتهايي همچون فيس بوک، گوگل و امثال آن، به مثابه يک جبر تکنولوژي و يک جريان غيرقابل كنترل در حال پيشروي است و ما هيچ چارهاي جز پيوستن به آن روند نداريم، درحالي که کشورهاي زيادي به موازات اين پيشروي و رشد، اپراتورها و سرويسهاي داخلي خود را نيز توسعه دادند تا حدي که ميزان دسترسي مردم به فضاي مجازي بيشتر ميشود.
فکر نميکنيد تشکيل اين شورا شائبه کاهش دسترسي مردم به اينترنت را به اذهان متبادر کند؟
متأسفانه کلمه «اينترنت» مانند کلمه «تايد» که برخي به غلط براي پودر رختشويي به کار ميبرند ايجاد اشتباه ميکند. اگر سؤال شما اين است که آيا ما ميخواهيم دسترسي مردم به شبکههاي اطلاعاتي که به نحوي به شبکههاي دنيا متصل هستند را کم کنيم، پاسخ منفي است. اين تصور كه اگر بخواهيم خدمات داخلي ارائه دهيم بايد الزاماً ارتباطمان را با دنيا کم کنيم، غلط است. گريزي از ارتباط نيست، ولي ما بايد ارتباط فعال داشته باشيم. مسئله ديگر اين است که به شوراي عالي فضاي مجازي صرفاً نبايد ديد سلبي داشت بلکه مسائلي که ما در حوزه ايجابي داريم مهمتر است. هم اکنون در کشور ما توليد محتوا و خدمات فرهنگي ديجيتال، وضعيتي شبه انحصاري دارد و حرفهاي نيست. اگر در اين عرصه، برخي موانع را برداريم و بين متوليان هماهنگي ايجاد کنيم، نه تنها بسياري از دغدغههاي فرهنگي کمتر ميشود بلکه از جهت توليد ملي و اشتغالزايي نيز گامهاي بزرگي به جلو برداشته ميشود.
استراتژي اين شورا براي مواجهه با جنگ نرم دشمنان نسبت به کشورمان و همچنين حفظ اقتدار و امنيت در فضاي مجازي چيست؟
به نظر من کليد اصلي حفظ اقتدار و امنيت کشور در مقابل اين تهديدات، «تسلط به فناوري» است. اگر ما در اين بحث فضاي مجازي مسلط به فناوري بومي بشويم و از نظر دانش فني و نيروي انساني خودمان مسلط بر طراحي و پيادهسازي سيستمها و سامانهها باشيم، هم ميتوانيم امنيت را تضمين کنيم و هم ميتوانيم کيفيت و سرعت خدمات را بالا ببريم و اشتغالزايي نيز بکنيم. متأسفانه در سالهاي گذشته برخي مديران تصور ميکردند که اگر فناوري و صنعت داخلي را توسعه بدهند، اين کار بهرهبرداري سريع را به تأخير مياندازد و به همين دليل همه چيز را از خارج خريداري ميكردند. اما تجربه چندسال اخير نشان ميدهد غالب مديراني که با اين رويکرد خواستند فقط بهرهبرداري را تسريع كنند، تأخيرهاي زيادي در پروژههايشان ايجاد شد، بنابراين به نظر من مسئله اصلي اين است که اين فناوريها بومي و نرمافزارها داخلي شوند وآن موقع هم امنيت و اقتدار كشور تضمين ميشود و هم صنعت داخلي رشد ميکند.
به نظر شما دانشگاههاي کشور چقدر توانايي بوميسازي اين فناوري را دارند و در چه حوزه هايي توان فعالسازي خدمات مرتبط را داريم؟
در سالهاي گذشته خوشبختانه ميزان ورودي رشتههاي دانشگاهي مرتبط با بحث فناوري اطلاعات و فضاي مجازي به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است و ما از نظر خروجي نيروي انساني وضعيت بسيار خوبي داريم، لذا من فکر ميکنم از نظر منابع انساني، ظرفيت خوبي داريم. همچنين به دليل تأخير ما نسبت به ورود تمام قد در اين حوزه، اينقدر کارهاي انجام نشده و عقبماندگيهاي انباشته شده داريم که اگر فقط همان كارها را بخواهيم انجام دهيم، يک جهش درفضاي مجازي در کشور ايجاد ميشود که نتايج آن براي مردم محسوس و مشهود خواهد بود.
تقارن حضور افرادي از حوزههاي امنيتي – نظامي در ترکيب اين شورا شائبه امنيتي بودن آن را ايجاد نميکند؟
اولا ً تعداد اعضاي فرهنگي بيشتر از اعضاي امنيتي است، ثانياً حضور سازمانهاي مختلف در اين شورا بيش از آنکه باعث شود آن سازمان تأثيرگذاري بيشتري داشته باشد، باعث محدوديت آنها خواهد شد چراکه سازمانهاي عضو شورا از اين پس نميتوانند خارج از مصوبات شوراي عالي فضاي مجازي عمل کنند، البته اين محدوديت براي سازمانهاي غيرعضو هم هست ولي قاعدتاً سازمانهايي که به طور مستقيم با شورا در ارتباط هستند، نظارت بيشتري برآنها اعمال ميشود، بنابر اين حضور سازمانهايي كه صبغه امنيتي دارند، به معناي آن است که اين سازمانها نميتوانند فقط با توجيهات امنيتي، تصميمات خود را يکطرفه در کشور اجرا كنند.
مصوبات شوراي عالي فضاي مجازي در چه سطح و حيطهاي تعريف ميشوند؟ همچنين احتمال تداخل کاري با شوراي عالي انقلاب فرهنگي وجود دارد يا خير؟
شورا ابتدا براي سازمانهايي تعيين تکليف ميكند كه به طور مستقيم در شورا هستند، يعني اينها از همان لحظهاي که شورا تأسيس شده است نبايد هيچ اقدامي را بدون هماهنگي شورا انجام دهند، سپس به تدريج و در صورت لزوم براي ساير نهادهايي كه در شوراي عالي حضور ندارند، تعيين تكليف خواهد شد. نکته ديگر اين است که برخي نهادهايي که امنيتي تلقي ميشوند، مانند سپاه پاسداران، انباشته از فعالان و نخبگان فرهنگي هستند و ميتوانند به شوراي عالي فضاي مجازي در راستاي اهداف فرهنگي آن كمك كنند، اما در پاسخ به بخش دوم سؤالتان بايد بگويم به دليل اينکه اين دو شوراي عالي اعضاي مشترک زيادي دارند خود به خود هماهنگي بين دو شورا ايجاد خواهد شد. لذا آن نا هماهنگي كه ممكن بود ميان شوراي عالي انقلاب فرهنگي با برخي دستگاههاي فرهنگي بهوجود بيايد، مثل آنچه قبلاً در برخي زمينهها اتفاق ميافتاد، بين اين دو شورا پيش نخواهد آمد.