
ايشان درجايي فرمودند: «امروزبه نظرمن، ازهمه خطرناکتر در داخل، روشهاي فرهنگي است. از مهمترين مسائل ما، مسائل فرهنگي است و من احساس ميکنم که در زمينه اداره فرهنگ اسلامي اين جامعه داريم دچار يک نوع غفلت وبيهوشي ميشويم- يا شدهايم - که بايد خيلي سريع و هوشيارانه آن را علاج کنيم. (۱۴/۹/۱۳۶۹) لذا از آنجا كه معظم له توجه به جنبش نرم افزاري را براي مقابله با هرگونه تهاجم فرهنگي دشمنان مهم تلقي ميكردهاند برآن شديم تا پيرامون اين مسئله با حجت الاسلام پناهيان كه از محققان و استادان برجسته حوزه و دانشگاه است و درمورد مباحث فرهنگي نظريات و ديدگاههاي جالب توجه زيادي دارد، گفتوگو داشته باشيم كه خواندني است.
به عنوان مطلع كلام بفرماييد با توجه به اينكه در مصاف جنگ نرم دشمن قرار داريم و رهبر معظم انقلاب در گذشته بارها به اهميت و ضرورت «نهضت نرمافزاري» سفارش داشتهاند تا مقابل دشمن تجهيز گرديم و البته آشنايي شما با اين مقوله بهخاطر ارتباط با جوانان و دانشگاهيان، جنابعالي چه تعريفي از اين چارچوب زيربنايي داريد؟
بنده تصور ميكنم جامعه ما سالها تحت ستم استعمار و استبداد ديگربوده و طبيعتاً اين دو عامل موجب شده تا استعدادهاي جوانان اين مرز و بوم زرخيز و انديشمندان اين خطه كه به لحاظ استعدادها و تواناييهاي علمي سرشاربوده است، بهكار گرفته نشود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هم بهرغم رهايي از بند استعمار و استبداد بيگانگان، فرصتهاي زيادي را در جريان دفاع مقدس و دوران سازندگي به علت درگيري با مسائل زيربنايي يا دفاع از مرزو بوم ميهن اسلامي ازدست داديم و از اين مقوله عقب مانديم. امروز در اين موقعيت كه هستيم فرصت بهتري از اوايل انقلاب پيش روداريم تا از تواناييها و استعدادهاي علمي و بومي جوانان اين سرزمين به خوبي استفاده كنيم و ضعفهاي خود را درعرصه علمي و فناوري نوين جبران سازيم و حتي در بعضي از زمينهها از ساير كشورهاي دنيا سبقت بگيريم لذا بايد ازاين فرصت نهايت بهرهبرداري را به عمل آورده و با يك جنبش علمي نه حركتي سطحي، معمولي و آرام، به نهضتي علمي و جنبش نرمافزاري دست يابيم. امروز بايد در جامعه ما جهش علمي رخ دهد، در مراكزي چون آموزش و پرورش، دانشگاهها، مراكزآموزش عالي و نهادهاي پژوهشي و علمي، مقدمات يك جنبش علمي فراگير را فراهم كنيم. مقام معظم رهبري با شناخت دقيق اين مقطع زماني به اهميت و ضرورت ايجاد جنبش نرمافزاري در راستاي جنگ نرم دشمنان اسلام اشاره داشتهاند و با رهنمودهاي خود اين حركت بزرگ علمي را رهبري كردهاند، بنابراين سياستمداران، مديران و دستاندركاران حوزههاي مختلف هم بايد در جهت تقويت و راهاندازي اين جنبش علمي حركت كنند و در جهت تحقق جنبش نرمافزاري، ساختارهاي مناسبي را طراحي و پيادهسازي كنند و البته در اين مسير فرهنگسازي و جهاد فرهنگي هم لازم است.
با توجه به تأكيد امام خامنهاي درخصوص لزوم جنبش نرمافزاري و فعاليت نيروهاي مذهبي در اين زمينه، شما آينده را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
مقام معظم رهبري زمينهسازي، جهتگيري و راهبري مورد نيازبراي ايجاد يك نهضت فراگيرعلمي را انجام دادهاند و اكنون نوبت ديگران است كه وارد عمل شوند. با توجه به اهداف انقلاب اسلامي و اهداف تربيتي دين ما كه با تحقق چنين نهضت علمي متناسب هستند، امكانات و ظرفيتهاي فراواني وجود دارد تا بتوانيم به اين جنبش جامه عمل بپوشانيم. اگر در دوران هشت ساله دفاع مقدس «جهاد في سبيل الله» با حضور در جبههها تفسير شد، امروز حركت در مسير جنبش نرمافزاري يك جهاد تلقي ميشود. اگر نيروهاي مذهبي و انقلابي هدف اول خودشان را در اين دوران، جهاد علمي بدانند، اين جنبش رونق خواهد گرفت ولي اگر مصداق جهاد را عضويت در اين جنبش علمي تلقي نكنند، به اهداف مورد نظرجنبش علمي نخواهيم رسيد.
ديدگاه جنابعالي در مورد مباحثي که طي چند سال اخير حول وحوش جنبش نرمافزاري و نهضت آزادانديشي مطرح شده چيست؟ در اين زمينه چه خلأهايي وجود دارد و چه آسيبهايي متوجه اين جريان نوين است؟
از خصوصيات شاخص اين جنبش، مقوله فرهنگ است كه بهرغم اهميتش، اقدامات بسيار كمي در اين مورد صورت گرفته است. ما در عرصه فرهنگسازي بسيار كم كار بودهايم و حركت آرامي داشتهايم. بايد تمام فضاهاي فرهنگي جامعه به نوعي به اين سمت حركت كنند. تمام سريالهاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي ما بايد تحت تأثير اين راهبرد مهم قرار بگيرند. اساساً ارتقاي معنويت موجب فتحها و پيروزيهاي فراواني در اين جنبش و رونق آن ميشود. از طرفي وجود اين جنبش موجب رشد و تعالي معنويت خواهد شد. در واقع رابطه معنويت با اين جنبش رابطهاي متقابل و تأثيرگذاراست. جنبش نرمافزاري موجب رشد معنويت ميشود. معنويت رابطهاي خوب، عميق و دقيقي با جنبش نرمافزاري دارد و براي اصلاح و رشد جامعه نيازمند چنين معنويتي هستيم. اين جنبش را بايد به عنوان يك اقدام فرهنگي در نظرگرفت، چراكه باعث ارتقاي معنويت هم ميشود.
رهبر انقلاب همواره در امور مختلف فرهنگي پيشتازتر از همه مسئولان بودهاند و توجه به فرهنگ را گوشزده كردهاند. به نظر شما ايشان از جنبش نرمافزاري چه انتظاري داشتهاند و تا چه حد اين انتظارشان برآورده شده؟
بايد بدانيم كه در كنار فرهنگسازي، اصلاح ساختارها هم ضروري و لازم است كه تا حدودي هم انجام گرفته است ولي فكرميكنم آنطوري كه شايسته و مد نظر مقام معظم رهبري بوده، تحولي در ساختارها صورت نگرفته است.
به نظر ميرسد فعاليتهاي فرهنگي انجام شده بعضاً صوري و كم عمق هستند و هنوز بعد از گذشت سي و اندي سال از انقلاب اسلامي نتوانستهايم در مرحله عمل كارقابل توجهي انجام بدهيم، نظر شما در اين خصوص چيست؟
نه ببينيد فعاليتهاي فرهنگي انجام شده بعد از انقلاب همه كم عمق و صوري نيست، بلكه كارهايي كه در اين راستا انجام شده عموماً بخشي بوده است و در جهت بخشي به خوبي كاركردهاند، ولي توانايي گستردگي و فراگير به حدكفايت نداشتهاند.
چرا در کشورما هميشه ارگانهاي ارزشي از اعضاي خود که همان نيروهاي مذهبياند، عقبترند و گاهي آنقدر دير وارد عرصه ميشوند که ميدان را از دست ميدهند؟ مگر نه اين است که اين ارگانها بايد انقلابي و پيشرو باشند و خودشان در خط مقدم امور فرهنگي قرار بگيرند؟
با وجود تعداد بسياربالاي نيروهاي مذهبي و توقعي كه ازآنان ميرود، وضعيت عمومي كشور از نظرعلمي، مطلوب و ايدهآل نيست، ولي من اين حرف شما را هم قبول ندارم كه نيروهاي مذهبي و ارزشي ما در اين مسيرعقب هستند يا دير وارد ميدان علمي و فناوري نوين شدهاند. من دانشجويان مذهبي و متدين خوبي را ميشناسم كه در بسياري از شاخههاي علمي، كشور را به ردههاي بالاي بينالمللي رساندهاند. سلولهاي بنيادين، نانو تكنولوژي، فناوري هستهاي، ماهواره اميد، صنايع پيشرفته نظامي و. . . برخي از تحولات علمي كشور هستند كه عمدتاً چند نيروي مذهبي و انقلابي در آنها نقش اصلي را به عهده داشتهاند. اگر چه نيروهاي مذهبي به صورت انفرادي موفقيتهاي علمي چشمگيري داشتهاند ولي اين امر به صورت كلي در فرهنگ عمومي جامعه جا نيفتاده است كه مذهبيها به صورت فراگير درعرصه علمي و فناوري نوين پيشرو باشند. توجه به مسائل غير ديني، انسان را به راحتطلبي، دنياخواهي، مالطلبي و هوسراني دعوت ميكند. وقتي كسي اين انگيزههاي كوچك دنيايي را پيدا ميكند، نميتواند اثر قابل توجهي بر روند جنبش علمي داشته باشد.
به کدام جنبه نهضت نرمافزاري بايد بيشتر پرداخته شود و چرا؟
خوشبختانه در بخش پشتيبانيهاي خاص دولت و حاكميت از فعاليتهاي علمي و از دانشمنداني كه آمادگي جهش علمي را داشتهاند، بسيار موفق بودهايم و نمود آن دانشمندان برجستهاي است كه در حوزههاي مختلف علمي فعاليت دارند و مسئولان عاليرتبه نظام ويژه حوزه مقام معظم رهبري با هوشياري و درايت فعاليتهاي مهم و اثربخش علمي و پژوهشي را مورد حمايت قرار دادهاند و اين آمادگي را داشتهاند تا يك جهش علمي را ايجاد كنند و نظام با چشمان باز اين مسئله را تعقيب ميكند، ولي بايد در فرهنگسازي و اصلاح ساختارها بيشتر از قبل تلاش كنيم تا اين حركت را سرعت بخشيم. ساختارها بايد به گونهاي باشد كه به طور طبيعي همه دانشگاهيان حضور فعال و موفقي در اين عرصه داشته باشند. لازم است ساختارها به نحوي دگرگون شوند كه همه دانشجويان مسئوليتي دراين جنبش داشته باشند، نه اينكه دانشگاهها محلي صرفاً براي دريافت مدرك باشد. مطلوب ديگرما از تغيير ساختارها به اوج رساندن حداكثر دانشجويان است نه اينكه دانشجوياني محدود به صرف تلاش فردي خود به موفقيتهاي عالي برسند.
به نظر حضرتعالي نهضت نرمافزاري چه موانعي ميتواند داشته باشد؟ جايگاه دين و ايمان در اين ميان كجاست؟
در ميان نسل جوان آنچه موجب ميشود كمتر در اين جنبش سربازگيري شود، تبعيت از هواي نفساني و پرداختن به زندگي غيرمتدينانه است كه باعث شده اسير فرهنگ و تكنولوژي غرب شويم و خودمان زحمت علمي لازم را براي رسيدن به فناوريهاي نوين نداشته باشيم، كما اينكه مهمترين عامل براي فكرعلمي دقيق، عوامل معنوي هستند. اين تقواست كه حوصله ما را براي تتبع علمي بالا برده و اين هوسبازي است كه رشد را زائل ميكند، پس ايمان به هيچ وجه مانع فعاليت علمي انسان نيست، بلكه با ايمان، آرامش لازم براي حركت و تعالي ايجاد ميگردد. آرمانخواهي انقلابي و ديني، انگيزه را براي فعاليت علمي بالا ميبرد، لذا جنبش نرمافزاري تنها در بستر معنويت رشد ميكند. بسياري از استعدادهاي متوسط اگر با بهرهبرداري از معنويت همراه شوند، اهداف جنبش نرمافزاري را محقق خواهند كرد و در اين صورت نيازي نيست كه اتكاي ما براي ايجاد اين جنبش صرفاً بر استعدادهاي برترباشد. به علاوه وجود معنويت از آسيبهاي احتمالي براي استعدادهاي برترهم جلوگيري ميكند. علم و دستيابي به فناوريهاي نوين در پرتو ايمان و معنويت ميسرميگردد. مانند شهيد پروفسور چمران كه دكتراي فيزيك پلاسماي خود را قبل از انقلاب در خارج از كشور گرفته بود. او موفقيت و انگيزه زياد براي كسب نمرههاي عالي را در يكي از دستنوشتههايش چنين بيان ميكند كه خدايا! ميداني هر چه زحمت براي علم كشيدم و نمرههاي خوب گرفتم براي اين بود تا يك مسلمان از نظرعلمي زير دست نامسلمان نباشد. ببينيد چنين انگيزهاي است كه ميتواند انرژي و انگيزه لازم را براي تحقق جنبش نرمافزاري مؤثر به همراه داشته باشد. يقيناً هيچ علمي بدون پشتوانه دين به نتيجه مطلوب نميرسد.
در اين مسير جايگاه حوزههاي علميه کجاست؟ آيا اين تکانش علمي در حوزههاي علمي هم جايي بازکرده است؟
طبيعتاً حوزههاي علميه و مراكز ديني اگر بخواهند نقش خود را دراين جنبش به خوبي ايفا كنند بايد در علوم انساني فعال باشند. به نظر من در اين رشته از اين جهت كه فضلا و علما در حوزهها وارد عرصه نقد شدند و تسلط كامل به علوم انساني دارند، حوزههاي علميه وضعيت بهتري نسبت به دانشگاهها دارند و نسبت به بسياري از دانشگاهها موفقترند. در حوزههاي علميه توانايي براي پاسخ به موضوعات علوم انساني بوده است و اين مراكز براي دفاع از اسلام و به چالش كشيدن علوم انساني غربي، مجهزهستند و ميتوانند بخشهاي ضد ديني آنها را برطرف كنند. حوزههاي ما راه طولاني در پيش رو دارند تا به غير از نقد علوم، تئوريزه كننده علوم انساني هم باشند. با توجه به بهرهگيري كاملتر از ذخاير ديني ميتوان صادركننده علوم انساني به غرب هم بود.
اخيراً ديده ميشود كه روحانيون و طلاب با راهاندازي وبلاگ، حضوري فعال در اين راه داشتهاند، نظر شما دراينباره چيست؟
مسلماً چون بخش اعظمي از فعاليتهاي علمي در حوزهها وابسته به متن است، آن هم وابسته به متنهاي فراواني كه به عنوان مرجع، محل رجوع فراوان اهل علم هستند، خب اين فناوري نوين ميتواند امر تتبع را براي حوزهها تسهيل كند و البته خدمت شايان توجهي به حوزههاي علميه كرده است، در اين بخش، حوزههاي علميه يكي از پيشرفتهترين مجموعههاي علمي در بهرهبرداري از علوم نوين اطلاعاتي هستند. امروزه بهرهگيري از فناوري نوين ارتباطي در فعاليتهاي علمي درحوزههاي علميه معمول شده و در اين زمينه نسبت به سايركشورهاي اسلامي در مرتبه جلوتري قرار داريم.
اينكه فرهنگ به عنوان يکي از مسائل اساسي و زيربنايي است، شكي نيست ولي اين مسئله چه ارتباطي با جنبش نرمافزاري مد نظر ولي امر مسلمين دارد؟
همان طوركه اشاره شد به رغم اهميت و تأثير فرهنگ بر جنبش علمي، در فرهنگسازي مورد نياز براي جنبش نرمافزاري، ضعيف عمل شده است، مثلاً دغدغههاي كارگردانان ما، رماننويسهاي ما، برنامهسازان رسانهاي، خصوصاً براي نسل نوجوان و جوان در درجه اول اهميت جنبش نرمافزاري نيست و حتي اينکه به صورت ضمني در تمامي برنامهها و در توليدات ومحصولات فرهنگي، جنبش نرمافزاري به عنوان اصل مهم در نظر گرفته شده باشد، مشاهده نميشود. عناصر ديگري هم غير از رسانهها در فرهنگسازي مؤثرند كه آنها هم به خوبي فعال نشدهاند. بسياري از فرهنگسراها در شهرهاي بزرگ ميتوانند جنبه تفرج علمي خانوادهها را تقويت كنند تا اساساً تفريحات و سرگرمي مردم با مسائل علمي همراه شود. ما ميتوانيم در امر فرهنگسازي اقدامات زيادي انجام دهيم و به اهداف جنبش نرمافزاري مدنظر مقام معظم رهبري نزديك شويم، با وجود آنكه كارهايي دراين حوزه انجام شده است، ولي ما در فضاي جنگ نامرئي و نامحسوس نرم دشمن قرار داريم كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي هم بارها نسبت به آن توصيه داشتهاند، لذا هنوز ضعفها و كاستيهاي بسياري هم داريم كه اميدوارم در آيندهاي نزديك برطرفشان كنيم.