
هواي پاك، محيط آرام و طبيعت شمالي «تپه شيان» ـ پاركي سياحتي و جنگلي در شمال شرقي پايتخت ـ وسوسه انگيز است. كساني كه از دود و دم و ترافيك و هياهوي تهران ملولند، ساعاتي را تنها يا با خانواده و دوستان به اينجا پناه ميآورند.
در حاشيه جاده و دوطرف آن، خانوادهها يا جوانان مجرد با فراغ بال نشستهاند، ميگويند، ميخندند، هر از چند گاهي چيزي ميخورند و از هواي پاك و سكوت روح افزاي شيان لذت ميبرند. از ابتداي جاده پيچ در پيچ تا انتهاي اين جاده كه به يك تالار مراسمات ختم ميشود، خانوادهها و جوانان مجردي نشستهاند كه محور گردهمايي آنان يك ابزار ممنوعه است؛ «قليان».
قديم قديمها برخي پدربزرگها قليان ميكشيدند اما اين جديد جديدها اوضاع خيلي فرق كرده! بيشتر دختران مجرد كه با خانوادههاي خود به شيان آمدهاند، قليان ميكشند.
دختران مجردي هم كه خانوادههايشان آنجا نيستند، چنان دود قليان را تقديم ريههايشان ميكنند و به گونهاي با ولع پك ميزنند كه گويي آخرين قليانشان است! ميپرسم:«همه براي فرار از دود كشنده هواي شهر اينجا ميآيند، حيف است اينجا كه هوا پاك است دودبازي كنيم.
شما مگر براي هواي پاك اينجا نيامدهايد؟» يكي از پسران مجرد در جواب ميگويد: «آمدن به تپه شيان، بيقليان يعني هيچ! يك تپه شيان است و يك حس دود قليان.»
ميگويم: «اما قليان كشيدن در اماكن عمومي ممنوع است». با خندهاي تمسخرآميز رو به دوستانش ميكند و ميگويد:«من كه ممنوعش نكردهام، بچهها شما خبر داريد چه كسي ممنوعش كرده؟!»
به بالاي تپه كه ميرسم، نزديك به ۶ موتورسوار از دور در حال نزديك شدن هستند و چنان هماهنگ ميآيند كه صداي موتورهايشان گويي يك موسيقي را مينوازد.
رسيدند و موتورها را خاموش كردند. مأموران انتظامي بودند كه پياده شدند و هر كدام به سمت جمعهاي چند نفرهاي كه قليان ميكشيدند، رفتند. بيمقدمه، قليانها را بالاي سر بردند و بر زمين كوبيدند. خرده شيشههاي محفظه آب قليانها در هوا به رقص درآمدند و سپس نقش زمين شدند.
تكههاي شيشه، روي چمن، كنار درختان و در حاشيه پيادهرو جاخوش كردند. بچهها و كودكان كم سن و سال از ترس، چشمانشان گرد شد. مأموران تمام قليانها را شكستند؛ ديگر كسي قليان نميكشيد؛ يعني ديگر قلياني آنجا نبود تا كشيده شود.
همه جا را سكوت در برگرفت. مأموران كار خود را با قدرت و موفقيت به پايان رساندند و رفتند. ۱۰ دقيقه گذشت. صندوق عقب خودروها باز شد. قليانهاي جديد بيرون آمد. زغالها سرخ شد و باز هم جماعت، قليان كشيدند.
برخيهاي ديگر هم كه تازه وارد «شيان» ميشدند قليانهايشان را چاق كردند. بچهها و كودكان هم لابه لاي درختان و روي چمنها سرگرم بازي شدند. قليانها شكست اما زشتي استعمال آن در اماكن عمومي نشكست!