
حسين طالبي
اتفاقات چند ماهه اخير كه طي آن كشورهاي غربي با افزايش فشارهاي بي سابقه اي لحن جنگ طلبانه رژيم اسراييل را تاييد كرده و بر آن پافشاري كردند به نظر ميرسد به نقطه اي ختم شده كه بازيگران عاقل عرصه بين المللي را به تكاپو واداشته تا از ايجاد فضايي كه درآن چشم اندازي براي يك رهيافت برد- برد وجود ندارد، خودداري نمايند .
ايجاد فضاي ملتهب در عرصه بين الملل ميتواند براي هريك از طرفها مخرب بوده وچه بسا بايك حركت ويا اشتباه و وعدم درك پيامها به جنگي خانمان سوز بيانحامد كه هيچ يك از طرفهاي درگير برنده آن نخواهند بود .
دولت اوباما با توجه به تحولات اخير جهاني درصدد برآمده است تا نقش فعالتري را در اين عرصه ايفا نمايد .
پس از آنكه اروپايي ها موفق نشدند تا با ايران به توافقي در زمينه برنامه هاي هسته اي اين كشور دست يابند آمريكايي ها بار ديگر سكان صحنه را به دست گرفته اند تا به اروپا نشان دهند كه تنها اين كشور توانايي حل وفصل بحرانها ، مناقشات و اختلافات بين المللي را دارد . اما انگيزه هاي جديد امريكا براي حل وفصل موضوع هسته اي ايران در حالي كه پيش از اين بر طبل جنك مي كوبيدند و با سناريوهاي ناشيانه اي سعي داشتند جمهوري اسلامي ايران را حامي تروريسم نشان دهد، چيست ؟
۱- كاهش فضاي متشنج جهاني: با توجه به اتفاقاتي كه در عرصه بين المللي رخ داده است ايجاد فضاي تنش آور فعلي براي توسعه وپيشرفت اقتصادي جهاني خطري بالقوه بشمار مي رود . چنين فضايي نه تنها بر اقتصاد آمريكا وكشورهاي اروپايي تاثير گذار بوده و از افزايش سرمايه گذاري مي كاهد بلكه مانع رشد وتوسعه اقتصادي اين كشورها نيز خواهد گرديد. از سوي ديگر اين فضا به افزايش تورم وبيكاري دركشورهاي اروپايي كمك كرده و از طرفي افكار عمومي را نيز براي مقابله با اظهارات جنگ طلبانه تقويت مي بخشد. فضاي متشنج موجود به افكار انحرافي نيز ميدان خواهد داد تا شيطنتهاي خود را دراين عرصه تقويت بخشند . در مقابل روسيه ، چين و هند در ابعاد اقتصادي مي توانند ازقضاي موجود بهره برداري نموده و كماكان به رشد اقتصادي كم سابقه خود ادامه دهند . حتي رژيم اسراييل نيز از ايجاد چنين فضايي بهره مند خواهد گرديد . اين رژيم با فراموش كردن تعهدات خود در قبال جامعه بين المللي وناديده گرفتن NPT, ومقررات حقوق بين المللي همچنان به تحاوزات خود بر عليه فلسطينها و كشورهاي همجوار ادامه داده و با افزايش مظلوم نمايي ضعف داخلي خود را با كمك گرفتن از كشورها ي غربي پوشش خواهد داد. كمكهاي تسليحاتي غرب همچون تامين زير دريايي هاي هسته اي توسط آلمان ، تامين هواپيماها وبمب افكنهاي سنگر شكن توسط آمريكا وافزايش كمكهاي مالي به اين رژيم از سوي دول غربي بويژه در بحران اقتصادي فعلي مي تواند به ثبات داخلي آنان كمك نموده و راست گرايان افراطي را همچنان در منصب قدرت نگاه دارد .
۲- تجربه دوجنگ ناموفق: آمريكا دوجنگ را در خاورميانه تجربه كرده است. براساس ارزيابي هاي موجود آمريكايي بيش ازآنچه كه به دست بياورند دراين دوجنگ هزينه نمود ه اند . در حالي كه منطق جنگ آن است كه دستاوردهاي بيشتري را بتوانيد از آن طريق كسب كنيد . بنابراين چنين جنگهايي از سوي مردم وافكار عمومي آمريكا وغرب پذيرفته نيست و ممكن است آمريكا را بسمت افول قدرت نظامي واقتصادي خود هدايت نمايد .
۳- انتخابات رياست جمهوري آمريكا : با توجه به فضاي رقابتي بين جمهوريخواهان و دموكراتها اكنون اوباما براي دور دوم رياست حمهوري خود در انتظار دستاوردي مناسب است . جمهوريخواهان اكثرا در انتخابات رياست جمهوري خود بر طبل جنگ كوبيده و ايران را در كارزارهاي انتخاباتي خود تهديد مي كنند كه اين تهديدات تا حدودي تحت تاثير لابي صهيونيستي در آمريكا قرار دارد . اما اوباما كه با وعده صلح جهاني و با اخذ جايزه نوبل صلح بر مسند رياست جمهوري امريكا نشسته است نميتواند برخلاف وعده هاي خود عمل كند اوباما پس از موفقيت در كشتن رهبر القاعده به دنبال موفقيت ديگري است تا بتواند پيروزي خود را درانتخابات رياست جمهوري آمريكا تثبيت نمايد .
۴- نگرانيها از تحولات بهار عرب: نگراني ديگر آمريكا از سرانجام بهار كشورهاي عربي است . اين كشورها چه مسيري را در پي خواهند گرفت ؟ شايد بهار اعراب برخلاف تصورآمريكايي ها چندان به نفع اين كشورها ومتحدان توتاليتري آنان خاتمه نيابد و آنها بارديگر مجبور باشند در سياستهاي خود در قبال اين كشورها تجديد نظر نمايند . حمايت از تفكرات سلفي در افغانستان منجر به ايجاد القاعده وطالبان در اين كشور شد كه منافع آمريكا رابه مخاطره انداخت . شايد اين سناريو بار ديگر در كشورهاي بهار عربي تكرار گردد كه درآن صورت اكر آمريكا درافغانستان با يك گروه تروريستي روبرو بود اينك با جمعي از كشورهاي اسلامي روبرو خواهد گرديد كه منافع اين كشور را به خطر خواهند انداخت.
۵- بحران اقتصادي: بحران اقتصادي فعلي همانگونه كه قبلا ذكر گرديد به نفع كشورهاي غربي وآمريكا نخواهد بود . تنشهاي موجود تنها به افزايش بهره وري اقتصادي چيني ها ، هنديها و روسها خواهد انجاميد كه اين مساله نيز در طي چند سال آينده به نفع كشورهاي غربي تلقي نميگردد .
۶- افزايش قدرت چانه زني روسيه وچين: با توجه به سياستهاي فعلي كه درپيش گرفته شده قدرت جانه زني چين و روسيه افزايش خواهد يافت ودراين صورت افول قدرت بلا منازع آمريكا تسريع گرديده ومنجر به ايجاد رقابتي ناهمگون بين اين كشورها خواهد گرديد.
به نظر ميرسد آمريكا براي پرهيز از اقدامات ناخواسته و جلوگيري از رشد روزافزون قدرت اقتصادي كشورهاي شرق بايستي از اعمال سياست استانداردهاي دوگانه خود در عرصه بين المللي دست برداشته و ازيكسو رژيم صهيونيستي را وادار به امضاي معاهده NPT نموده واز سوي ديگر همكاريهاي خود را با كشورهاي توتاليتر منطقه خاورميانه كاهش دهد . بدين منظور فضاي گفتگو بين دوطرف بايد به گونه اي صورت پذيرد كه هردو سو از بحران فعلي با رهيافت برد- برد خارج گردند .