کد خبر: 464211
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نقل مي‌كنند سيد‌حسن تقي‌زاده پس از بازگشت از اروپا به منزل مرحوم مدرس رفته و طي مذاكرات مفصلي كه با ايشان داشت، در نهايت با يك جمله دستاورد سفر خود را چنين بيان كرده بود:«انگليسي‌‌ها خيلي قدرتمند، باهوش، سياستمدار و پيشرفته هستند و نمي‌توان با آنان مخالفت كرد. » مرحوم مدرس كه مردي آزاده، نترس و با‌هوش بود، از اين سخن تقي‌زاده بر آشفته شد و در پاسخ به او گفت: «اشتباه مي‌كنيد آنها مردمان باهوشي نيستند بلكه شما نادان و بي‌هوشيد كه چنين تصوري درباره آنان داريد.»
اين سخن مرحوم مدرس تنها مربوط به گذشته دور نبوده است بلكه در برخي مقاطع در موضوع هسته‌اي ايران، شاهد رفتار‌هايي از سوي نمايندگان مذاكره‌كننده بوديم كه مطالعه آن رفتار‌ها، حاكي از نوعي خود‌باختگي و مرعوب دشمن شدن بود، چراكه بار‌ها ثابت شده است غرب در اتخاذ يك ديپلماسي كارآمد و همسو با منافع خود به هيچ وجه از ما با‌هوش‌تر نبوده است بلكه اين ضعف ما بوده كه با وجود داشتن منطق روشن و حمايت‌هاي مردمي و هدايت‌هاي آشكار رهبري نتوانسته‌ايم از كارت‌هاي برنده خود به درستي استفاده و رقيب را با چالش تصميم‌گيري مواجه كنيم كه موضوع هسته‌اي ايران از مصاديق بارز آن است. تا قبل از نشست استانبول و مذاكره ۱+۵ با ايران، غرب با اين تصور غلط كه با بهره‌گيري از مديريت هوشمند مي‌تواند چهره‌اي مقتدر از خود به نمايش گذاشته و ايران اسلامي را در موضوع هسته‌اي وادار به عقب‌نشيني كند، سعي داشت پرونده هسته‌اي ايران را از منظر يك فناوري كه دستيابي به آن تنها در چارچوب تعريف شده آژانس انرژي اتمي قابل حصول است، پيگيري نكند و اين مقوله مهم را نيز از منظر سياسي بنگرد. براي آنها تفاوتي نمي‌كرد كه ايران بر اساس نرم‌هاي تعريف شده آژانس و توانمندي خويش گام بر‌داشته و فناوري هسته‌اي را با مديريت و دستان توانمند دانشمندان جوان خود به دست آورده يا از منظر آنها از كشور ديگري به عاريت گرفته است. مهم اين بود كه جمهوري اسلامي هر روز بر تعداد سانتريفيوژ‌هاي خود اضافه مي‌كرد و نسل جديدي از سانتريفيوژ‌ها را در غني‌سازي به خدمت مي‌گرفت، بر تعداد جوانان هسته‌اي خود مي‌افزود و به جاي تسليم، سر‌بلندي ايرانيان را نظاره‌گر بود. مهم براي ۱+۵ اين بود كه جمهوري اسلامي به خواسته‌ها و شروط قدرت‌هاي غربي عمل كند. بار‌ها به انحاي مختلف در اجلاس‌ها و نشست‌هاي متفاوت گفتند و نوشتند كه در بحث هسته‌اي ايران آن چيزي دنبال خواهد شد كه منافع آنها را ايجاب كند و در غير اين صورت ايران بايد شاهد فشار‌ها و تحريم‌هاي گسترده باشد.
نشست استانبول خط بطلاني بود بر خواسته‌هاي قدرت‌هاي غربي كه تا پيش از آن همواره بر يك واژه تأكيد مي‌كردند و آن اينكه «ايران بايد اعتماد‌سازي كند. » هر فرمول يا مداليته‌اي براي آنها نا‌مفهوم بود. تفاوت نمي‌كرد با كدام زبان و ادبيات و كدام تضمين وارد مذاكره با ۱+۵ بشويم، آنچه از حاصل اين گفت‌وگو‌ها براي ما بيرون مي‌آمد، تلاش براي اعتماد‌سازي بيشتر و زياد‌ه‌خواهي آنها در مذاكرات آينده بود. از اين رو نشست استانبول در يك نگاه كلان در‌بر‌دارنده چند دستاورد براي ايران است:
۱- به نظر مي‌رسد ۱+۵ به اين جمع‌بندي رسيده است كه فشار‌ها و تحريم‌هاي به اصطلاح شكننده و مضاعف، عاملي براي عقب‌نشيني و تسليم ايران نخواهد بود چراكه استراتژي ثابت جمهوري اسلامي «قاطعيت به همراه نرمش و نه تسليم» است و اين از اصول ثابت و استراتژي تعريف شده نظام جمهوري اسلامي است كه تخطي از آن به هيچ وجه جايز شمرده نمي‌شود. آنچه دكتر جليلي و تيم همراه وي در نشست استانبول انجام دادند با اين رويكرد بوده است و همين رويكرد بود كه موجب عدول كشور‌هاي ۱+۵ از خواسته‌هاي نامعقول گذشته در موضوع هسته‌اي ايران شد.
۲- نشست استانبول تنها نشستي است كه مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به صراحت بر حقانيت استفاده صلح‌آميز ايران از حقوق هسته‌اي خود بر اساس N.P.T تأكيد كرده است و در گذشته نيز اگر چنين موضوعي توسط «سولانا» يا ديگران مطرح مي‌شد، بلافاصله با تبصره‌هايي همراه مي‌شد تا اما و اگر‌ها و ترديد‌هاي آن آنقدر بر اصل موضوع سايه بيندازد كه موضوع هسته‌اي ايران به فراموشي سپرده شود يا تعريف جديدي از اين حق در نگاه افكار عمومي جهان پديد‌ آيد. اين بار يك مبناي حقوقي بر روند ادامه مذاكرات گذاشته شد و آن مفاد پيمان N.P.T است و اين همان چيزي است كه ايران از ابتدا، پايبندي خود را به آن به اثبات رسانده است.
به تعبير ديگر در اين مذاكرات ايران حد يقف را براي ۱+۵ مشخص كرد و نگذاشت دايره اين موضوع آنقدر بسيط گردد كه هر موضوع غير‌مرتبطي را كشور‌هاي غربي بتوانند با مقوله هسته‌اي ايران پيوند بزنند.
۳- يكي از معضلات همه نشست‌هاي ۱+۵ با ايران در گذشته، تكيه غربي‌ها به اطلاعات دروغي بود كه از مراجعي همچون منافقين و دشمنان جمهوري اسلامي به دست آژانس و طبيعتاً ۱+۵ رسيده بود و شايد نشست استانبول از معدود نشست‌هايي بود كه اخبار و اطلاعات بي‌اساس و غير‌مستند نتوانست روند مذاكرات را به حاشيه بكشاند و در مراحل تصميم‌گيري نهايي نشست اثر بگذارد. بخشي از اين وضعيت به دنبال استيصال و فلاكت منافقيني است كه امروز جايگاه خود را حتي در بين كشور‌هاي غربي از دست داده‌اند و نشانه‌هاي آن اخراج آنها از پادگان اشرف در عراق و ممانعت كشور‌ها از پذيرش آنها براي سكونت در سر‌زمين خود مي‌باشد.
۴- هوشمندي تيم‌ مذاكره‌كننده ايراني براي مشخص كردن دور دوم اين نشست در بغداد از دو جنبه حائز اهميت است. يكي نشان دادن اقتدار ايران به تركيه كه در ماه‌هاي اخير به نوعي درصدد ايجاد چالش براي حوزه‌هاي نفوذ ايران از قبيل سوريه و. . . بوده است و اين اقدام هيئت ايراني يعني تنبيه تركيه و دادن اين پيام به آنها كه بايد به ميزان وزن‌ سياسي خود در منطقه گام بر‌دارند و از حركات غير‌منطقي و چالش بر‌انگيز نسبت به ايران اسلامي پرهيز كنند و دوم اينكه جمهوري اسلامي با موكول كردن مرحله دوم مذاكرات به بغداد در سوم خرداد (سالروز آزاد‌سازي خر‌مشهر) قصد دارد به نوعي رفتار يك ماه آينده ۱+۵ را تست كرده تا ببيند آنها تا چه ميزان بر تعهدات خود پايبند هستند كه در غير اين صورت، هر‌گونه تجديد‌نظر در رفتار براي ايران محفوظ است.
اكنون زمان سيد‌حسن تقي‌زاده‌ها گذشته است و شاگردان مدرس نخواهند گذاشت تعدادي مقهور هوش تصنعي و دروغين غربي‌ها شده و هوش ذاتي و سر‌شار ايراني‌ها را به فراموشي بسپارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار