
يكي از اصليترين راههاي موفقيت، تبليغات است. خيلي از مؤسسات و بنگاههاي اقتصادي و صنعتي تمامي موفقيتهاي خود را مديون تبليغاتشان هستند، زياد هم فرقي نميكند كه تبليغات در مورد آدامس و چيپس باشد يا اتومبيل و جواهرات، كسي براي تبليغ شدن كالايش سفارش ميدهد و هزينهاش را ميپردازد، رسانهها هم بنا بر سفارش كار را انجام ميدهند و دستمزدش را دريافت ميكنند.
اما بعضي وقتها كالايي كه قرار است تبليغ شود متعلق به خود آن رسانه است يا تحت يك مديريت واحد قرار دارد، آن وقت است كه هزينهها از اين جيب به آن جيب ميشود و با كمترين هزينه بيشترين برد خبري به دست ميآيد، درست مانند چيزي كه براي يك فيلم سينمايي توليد داخل اتفاق افتاده است.
يك فيلم به سفارش جايي ساخته ميشود، مانند خيلي از فيلمها كه بودجه و داستانشان را نهاد هايي حمايت ميكنند، اما اين فيلم ما يك مزيت ديگر هم دارد، يعني جايي كه سفارش فيلم را داده خود داراي چند رسانه است؛ رسانههايي كه از تمام قدرت نفوذ خود استفاده كرده و براي آن فيلم تبليغ كردند.
تبليغات هم از آنجا شروع شد كه قرار بود اين فيلم در جشنواره فيلم اكران شود، همين چند رسانه هم شروع كردند به اينكه اين فيلم بايد چند سيمرغ بگيرد، اين فيلم بهمان است، چنين است و چنان است و... اما هنگام توزيع جوايز برخلاف تبليغات غير مستقيم صورت گرفته و سعي در فشار آوردن براي امتياز گيري، ورق به گونهاي ديگر ورق خورد. فيلم سفارشي هنگام جايزه دادنها چيز خاصي دستگيرش نشد.
اين بزرگترين شكستي بود كه به دستگاههاي تبليغاتي اين فيلم وارد شد، اما به دليل رسالت تبليغاتي كه آنها براي خود در نظر گرفته بودند شروع به آه و ناله و مصاحبه با منتقدهاي مختلف كردند كه حق ما را خوردند، حق مابيش از اين بود و امثالهم.
بعداش داستان اكران نوروزي و شمشير كشيدنهاي رسانهاي كه اگر به ما اجازه اكران ندهيد پس به چه كسي ميخواهيد اجازه بدهيد؟ اما باز هم هر چه اين رسانههاي تبليغات چي زور زدند، اكران نوروزي به آن فيلم داده نشد كه نشد.
اين شكستهاي رسانهاي كه پي در پي به وقوع ميپيوست باعث نشد كه تا به حال اين رسانهها از تلاشهاي خود دست بردارند، تمام تلاشهاي فعلي اين چند رسانه اين است كه تازه بودن و طراوت خبر فيلم را حفظ كنند.
آخرين شاهكار اين تيم تبليغاتي نيز خبر اكران فيلم در مهر ماه است؛ چيزي حدود شش ماه ديگر، باور كنيد براي برگزاري انتخابات رياستجمهوري هم اينقدر زود تبليغات نميكنند، حتي اگر قبول كنيم كه نيتشان صرفاً اطلاع رساني از يك خبر بوده است، بايد پرسيد چرا براي ديگر فيلمهاي سينمايي اينقدر دلسوزانه و مستمر خبررساني و خبرسازي نميكنيد؟
اگر چه مديران آن نهاد سفارش دهنده فيلم ميتوانند ادعا كنند كه فيلم و رسانه مال خودمان بوده و دوست داشتيم تبليغش را در سايتها و رسانه هايمان انجام بدهيم و با اين جواب دهان منتقدان را ببندند، اما استفاده بيش از حد از رانت رسانهاي براي بالابردن فروش فيلمي كه هنوز اكران نشده است مانند جشن تولد گرفتن براي جنيني است كه تا چند ماه آينده خبري از به دنيا آمدنش نيست ولي پدر و مادر جنين در حال جمعكردن كادو از اين و آن هستند تا هنگام تولد نوزادشان آينده وي را تأمين شده ببينند.