
به گزارش خبرنگار «جوان»، رسیدگی به جریان این پرونده از بامداد دوشنبه ۲۹ شهریور ماه ۸۹ با تماس شهروندی درباره یک درگیری خونین در ساختمان مسکونی در فردیس کرج در دستور کار پلیس قرار گرفت.
مأموران کلانتری ۳۳ اهری وقتی به محل حادثه رسیدند، دریافتند این نزاع بین دو مرد جوان - فرهاد ۳۴ ساله و سهراب ۲۶ ساله - در خانه زن مجردی به نام شکوفه ۴۲ ساله به وقوع پیوسته است و در جریان آن فرهاد که با ضربات چاقوی سهراب مجروح شده توسط صاحب خانه به بیمارستان امام خمینی کرج منتقل شده است. همزمان با تحقیقات پلیس، فرهاد بر اثر شدت خونریزی روي تخت بیمارستان جان باخت. کارآگاهان در نخستین شاخه از بررسیهای خود شکوفه را مورد بازجویی قرار دادند.
وی گفت: شب حادثه يكي از دوستانم به نام سحر ميهمان من بود. با پسر جواني به نام صمد تماس گرفتم و از او خواستم برايمان مشروب بياورد. همان موقع يكي از بستگان سحر كه فرهاد نام دارد با تلفن همراه او تماس گرفت.فرهاد به سحر گفت مدتي است كه دختر مورد علاقهاش قهر كرده و براي آشتي از او درخواست كمك كرد. سحر فرهاد را به خانه من دعوت كرد تا درباره اين موضوع با هم حرف بزنند.
هنوز زمان زيادي از آمدن فرهاد نگذشته بود كه پسر مورد علاقهام – سهراب- هم به خانه من آمد و با ديدن فرهاد به حضور او اعتراض كرد. آنها در حال مشاجره بودند كه صمد با بطريهاي مشروب از راه رسيد.
سهراب كه متوجه شده بود قصد خوردن مشروب داريم بعد از دعوا با من و ميهمانانم خانه را ترك كرد.لحظاتي بعد سهراب از بیرون با من تماس گرفت و گفت گوشی را به فرهاد بدهم. آنها تلفنی برای یکدیگر خط و نشان کشیدند و قرار بود بیرون از خانه با هم دعوا کنند. هنوز لحظاتی از قطع تلفن نگذشته بود که سهراب در حالی که به شدت عصبانی بود به خانه بازگشت.
من سعی کردم که جلوي او را بگیرم که روی راهپلهها با فرهاد درگیر شد. نزاع این دو آغاز شد و سهراب با شیشه نوشابه چند ضربهای به سر من زد و فرهاد او را به پایین هل داد که ناگهان سهراب از روی زمین برخاست و با چاقویی که از جیبش بیرون آورد، ضربهای به سوی گردن فرهاد پرتاب کرد. در حالی که خون از گردن فرهاد فوران میزد سهراب به سرعت از محل جنایت فرار کرد.
پلیس در نخستین گام شکوفه، سحر و صمد را بازداشت كرد و همزمان با ردیابی قاتل فراری تحقیقات خود را ادامه داد تا اینکه کارآگاهان روز سوم آذرماه ۸۹ موفق شدند سهراب را در تهران هنگام خروج از منزل دوستش دستگیر کنند. متهم بعد از دستگیری با اظهار پشیمانی ضمن اعتراف به قتل فرهاد گفت: قصد کشتن مقتول را نداشتم، در دفاع از خودم مرتکب قتل شدم. بعد از انجام تحقيقات پرونده با صدور كيفرخواست درباره سهراب به اتهام مباشرت در قتل به دادگاه كيفري فرستاده شد.