
مدتي است كه اظهار نظرهاي حيرت انگيز تني چند از هنرمندان مرد و زن سينما و تلويزيون كشورمان پيرامون وجود فساد در سينماي كشور اذهان عمومي و رسانهها را در شوك و تحير شديد فرو برده و در شرايطي كه هيچ يك از متوليان فرهنگي هنوز نسبت به افشاي حقايق تيره و دردناك پشت پرده سينماي كشور نظري ندادهاند رسانه ملي نيز همچنان اين موضوع را مسكوت نگه داشته است تا افشاگران فساد در سينماي كشورمان در كنار ساير هنرمندان هر يك بنا بر استنباط شخصي خود دلايل مختلفي را براي شيوع اين بيماري در هنر هفتم ذكر كنند.
اين هنرمندان گزينههاي زيادي را براي ابتلاي سينماي كشورمان به بيماري فساد عنوان ميكنند هر چند كه در ميان اين گزينهها جاي خالي يك گزينه محسوس است. به سراغ ماهواره و رسانههاي غرب نرويم. با نگاهي به برخي برنامههاي رسانه ملي خودمان پيدا كردن پرتقال فروش دور از انتظار نيست. همان رسانهاي كه تا كنون نسبت به اين موضوع عكس العملي نشان نداده است:
دسترسي به تلويزيون از پايتخت تا دوره افتادهترين نقاط كشور قاب جادويي را به يكي از اثرگذارترين ابزار تلويزيوني بدل كرده است. اين اثرگذاري است كه حساسيت توليدات رسانه ملي و محتواي پخش برنامههايش را تشديد ميكند. اثرگذاري رسانه ملي از سوي ديگر باعث شده است كه تلويزيون نقش مهمي را در واكاوي و درمان معضلات اجتماعي ايفا كند اما گاه چنين به نظر ميرسد كه اين ابزار در جهت عكس رسالت خود عمل ميكند. در شرايطي كه وجود فساد در سينماي كشور به چالش بحث برانگيز روز تبديل شده است برنامههاي تلويزيون بيآنكه راه علاجي را براي حل اين معضل ارائه داده يا با برگزاري ميزگرد به واكاوي علل اين مشكل بپردازند خود به صورت ناخواسته بر اين معضل دامن ميزنند.
عشق مفرط برخي افراد به سوپر استار شدن در عالم سينما ولو به هر قيمت از جمله دلايل بروز فساد در سينماي كشور و شكلگيري مافياي فساد در پروسه بازيگري است و به نظر ميرسد كه رسانه ملي با پخش برنامه هايي خاص در كنداكتور خود در ايجاد جاذبه كاذب به عالمي كه همچون سيبي از درون كرم خورده است بيتأثير نبوده و نيست.
اين روزها كه از برنامههاي صبحگاهي گرفته تا برنامههاي خانواده و... به معرفي و گفتوگو با يك بازيگر اختصاص دارند برنامه تلويزيوني «سين مثل سريال» از شبكه يك سيما نيز به صورت زنده به دعوت از بازيگران مرد يا زن و دعوت از مخاطبين براي ارسال پيامك و انتخاب بهترين بازيگر سريالهاي تلويزيوني ميپردازد.
«سين مثل سريال» كه بيشتر به يك برنامه درون سازماني شباهت دارد برخلاف نقد تلويزيون به برنامههاي مشابه در رسانههاي متعلق به جهان امپرياليست به صورت اختصاصي به موضوع سريالها و بازيگر زن ومرد ميپردازد و در شرايط و حساسيت اين روز جامعه به موضوع فساد در سينما با طرح سؤالات خصوصي و بيهدف از بازيگران اقدام به الگودهي درجامعه ميكند. آن هم الگوهايي كه گاه حتي پتانسيل تبديل شدن به يك الگوي اجتماعي را هرگز ندارند.
محتواي «سين مثل سريال» هنگامي بحث برانگيزتر ميشود كه اين برنامه در همين ايام بازيگري را به عنوان بازيگر برتر سريالهاي دهه ۸۰ تلويزيون معرفي ميكند كه وي چندي قبل ضعف سينماي ايران را درنبود سكس و شراب و خشونت عنوان كرده است.
جالب است كه پخش برنامه زنده «سين مثل سريال» كه با طرح سؤالات سطحي از بازيگران به بيان موضوعات بعضاً پيش پا افتاده مربوط به زندگي خصوصي برخي بازيگران ميپردازد با تعطيلي برنامه «پارك ملت» همراه بوده است؛ برنامهاي هدفمند كه با دعوت از نخبگان و كارشناسان قابل اعتنا همچون يك جنگ فرهنگي قوي عملكرد قابل قبولي را در مدت زمان پخش خود ارائه داد.
پخش چنين برنامه هايي از صدا و سيما و رسانه ملي كه خود را انتخاب اول مردم ايران براي مشاهده برنامههاي قاب جادويي توصيه ميكند هنگامي بحث برانگيزتر ميشود كه خانوادههاي ايراني با شعارها و آرمانهايي كه مدام از سوي مسئولان اين سازمان تكرار ميشود اعتماد خاصي به برنامههاي رسانه ملي دارند و با آسودگي و فراغ خاطر فرزندانشان را پاي تلويزيوني مينشانند كه حباب سوپر استار شدن برخي برنامه هايش در درجه اول كودكان را سوار خود ميكند.