
واقعيت آن است كه در تمام طول مدتي كه ايران براي دستيابي به انرژي صلح آميز هستهاي تلاشهاي خود را آغاز كرده است، غرب از هيچ شيوهاي براي متوقف كردن روند هستهاي ايران فروگذار نكرده است و مدلهاي گوناگوني را براي تحقق اين خواسته مورد آزمايش قرار داده است. مدلهايي كه تاكنون نه تنها هيچ كدام از آنها پاسخگو نبوده بلكه انگيزه ايرانيان را براي سرعت بخشيدن به روند هستهاي شدن دو چندان كرده است. اين واقعيتي است كه رسانههاي غربي نيز بارها بر آن تأكيد كردهاند، به گونهاي كه خبرگزاري رويترز چندي پيش در بخشي از گزارش خود در خصوص روند هستهاي شدن ايران نكتهاي جالب را مورد اشاره قرار داده كه آب سردي بر پيكره مخالفان با فعاليتهاي صلح آميز هستهاي ايران ميريزد. رويترز در گزارش خود به صراحت عنوان ميكند كه به رغم اختلاف سليقه در داخل ايران هنوز برنامه هستهاي اين كشور براي مردمش غروربرانگيز است. بنابراين همين غرورانگيز بودن برنامه هستهاي براي مردم، خود عاملي است كه اجازه نميدهد اين روند در ايران متوقف شود.
توقفهاي ايران و پررويي غرب اما نگاهي به گذشته نه چندان دور فعاليتهاي هستهاي ايران، نشان ميدهد كه هربار جمهوري اسلامي داوطلبانه بر سر موضوع هستهاي در مقابل غرب كوتاه آمد، غربيها گستاختر از گذشته، خواستار امتيازاتي بيشتر از ايران شدهاند. نمونه اين موضوع را ميتوان در توافقنامههاي مختلف ايران در سال ۸۲ با غرب مشاهده كرد. بر اين اساس در مهر ماه سال ۸۲ و بر اساس توافقنامه سعدآباد از تأسيسات اتمي ايران بازرسيهاي گستردهاي به عمل آمد و فعاليتهاي مرتبط با غنيسازي اورانيوم نيز در ايران متوقف شد، اما اين توقف غنيسازي غرب را قانع نكرد و ايران بار ديگر در توافقنامه پاريس كه در بهمن همان سال به امضا رساند پذيرفت كه كليه فعاليتهاي مربوط به غنيسازي و بازفرآوري مانند ساخت، توليد، نصب، آزمايش، سرهمبندي و راهاندازي سانتريفيوژهاي گازي، و فعاليتهاي مربوط به جداسازي پلوتونيم را متوقف كند. اوج اين گستاخي غرب به توافقنامه سوم هستهاي ايران با غرب باز ميگردد كه به توافقنامه بروكسل مشهور شده و در اسفند ماه سال ۸۲ امضا شد. در اين توافقنامه، ايران متعهد شد ساخت و آزمايش سانتريفيوژهاي مورد نياز براي غنيسازي را متوقف كند و اقدام به ساخت قطعات يدكي سانتريفيوژهاي موجود در آن زمان را نيز تعليق كند. بيشك اگر اين روند عقبنشيني، ادامه پيدا ميكرد بعيد به نظر نميرسيد كه غربيها در توافقنامهاي خواستار تعليق و تعطيلي دانشگاهها و مراكز علمي ميشدند كه در خصوص انرژي هستهاي مطالعات انجام ميدادند و دانشجو تربيت ميكردند. درست در همين برهه حساس بود كه رهبر معظم انقلاب، در اين زمينه وارد ميشوند و دستور از سرگيري فعاليتهاي هستهاي را صادر ميكنند. معظم له در همين ارتباط سال ۸۶ در جمع دانشجويان يزدي ميفرمايند:«البته اين فرايند به ملت ايران و افكار عمومي جهان نشان داد كه وعدههاي غرب توخالي است چراكه تعليق موقت و داوطلبانه ايران، با سوءاستفاده دشمنان در حال تبديل شدن به حذف فعاليتهاي هستهاي در كشور بود كه بنده همان موقع تأكيد كردم اگر روند مطالبه پي در پي طرفهاي هستهاي ادامه يابد وارد ميدان ميشوم كه اين كار انجام و روند توقف فعاليتهاي هستهاي به روند پيشرفت هستهاي تبديل شد.»
ترور و تحريم، شيوه تازه غرب درست در سال ۸۴ و در نخستين روزهاي آغاز فعاليت دولت نهم بود كه پلمب تمامي مراكز هستهاي كشور تحت نظارت بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي شكسته و فعاليتهاي صلح آميز هستهاي كشور از سر گرفته شد. همين حركت كافي بود كه غربيها چهره واقعي خود را به نمايش بگذارند. آنها كه حاضر به پذيرش ايران در باشگاه هستهاي نبودند، موجي از تحريمها را عليه مردم آغاز كردند و كوشيدند از طريق ايجاد فشار، نظام را وادار به توقف فعاليتهاي صلح آميز هستهاي كنند اما عزمي كه در ميان دانشمندان جوان كشور شكل گرفته بود با هيچ كدام از اين تحريمهاي كور، از بين نرفت و بلكه انگيزه براي پيشرفتهاي بزرگتر در ميان آنان شكل گرفت؛ ماجرايي كه باعث عصبانيت بيش از پيش دشمنان شد و آنها را واداشت تا روي به اقدامات تروريستي و حذف فيزيكي دانشمندان هستهاي كشور بياورند. مسعود عليمحمدي، مجيد شهرياري، داريوش رضايي نژاد و شهيد مصطفي احمديروشن همگي از دانشمندان هستهاي كشورمان بودند كه در طرح توقف فعاليتهاي هستهاي كشورمان، به شهادت رسيدند اما درست پس از شهادت اين شهدا بود كه موج گرايش جوانان به سمت علوم هستهاي بيش از پيش شد و حتي جمعي از دانشجويان نيز خواستار تغيير رشته به شاخههاي هستهاي شدند تا به جهانيان اثبات كنند كه ادامه فعاليتهاي صلح آميز هستهاي در ايران يك خواست عمومي است نه يك فعاليت سياسي.
از اين رو با توجه به هزينههاي فراواني كه انقلاب، نظام و مردم براي دستيابي به انرژي صلح آميز هستهاي پرداختهاند به خوبي ميتوان به اين سؤال پاسخ داد كه آيا ايران فعاليتهاي هستهاي خود را متوقف ميكند يا خير؟پاسخي كه بسيار شفاف و روشن است.
به گونهاي كه حتي اگر روزي دولت نيز تصميم به توقف اين روند كند، اين مردم خواهند بود كه بزرگترين مانع براي تحقق اين هدف خواهند بود، بنابراين غربيها بايد فكري به حال ۷۰ ميليون ايران كنند كه پاسدار دستاوردهاي خود در انرژي هستهاي هستند.
همين پايداريهاي مردمي در مقابل زياده خواهيهاي غرب بود كه دشمناني كه روزي حاضر به چرخش حتي يك سانتريفيوژ در داخل ايران نبودند، امروز نه تنها عضويت ايران در باشگاه هستهاي جهان را پذيرفتهاند بلكه مجبور به پذيرش چرخش بيش از ۲۰ هزار سانتريفيوژ و توليد سوخت ۵/۳ و ۲۰ درصد در داخل كشور شدهاند.