
تأسف برانگيزتر آن است كه بر تعدادي از اين بازيهاي مخرب، مجوز قانوني و برچسب استاندارد براي پخش و توزيع ديده ميشود! در حقيقت، به علت اعتيادآور بودن بازيهاي رايانهاي، بايد به مواد مخدر موجود( شيشه، كراك، نخ، چسب، نورجيزك، پان پراگ و ديگر مخدرها)، بازيهاي رايانهاي را نيز افزود.
گروه اجتماعي روزنامه جوان، از پيشقراولان افشاگري درباره ماهيت اين بازيها بود و در راستاي رسالت اعتقادي و حرفهاي خود بارها در اين باره هشدار داده است. رسانههاي ديگر هم درباره خطرات و آسيبهاي ويرانگر بازيهاي رايانهاي مبتذل و خشونت بار هشدارهاي لازم را دادهاند. با اين حال، مسئولان فرهنگي و اجتماعي ما هنوز اين موضوع را جدي نگرفتهاند!
در كنار كرختي مسئولان، متأسفانه خانوادهها نيز بياطلاع از ماهيت اين بازيها، با تهيه و خريد آنها، ناخواسته فرزندان خود را به سمت اين تهديد بزرگ سوق ميدهند. البته ناگفته پيداست كه بسياري از خانوادهها، با اين استدلال كه بر اين بازيها مهر تأييد قانوني و استاندارد خورده است، آنها را مجاز تلقي و خريداري ميكنند.
صحنههاي مبتذلي كه در اين بازيها وجود دارد، حتي روح و انديشه بزرگسالان را هم تخريب ميكند چه برسد به روح و فكر جوانان و نوجوانان كه همچون مزرعه آماده كاشت است و هرآنچه در آن كاشته شود، قابل برداشت است.
از سوي ديگر، پژوهشهاي دانشمندان، اعتيادآور بودن بازيهاي رايانهاي را به اثبات رسانده است و اين موضوع، خطر را دوچندان ميكند.
بنياد ملي بازيهاي رايانهاي هنگامي كه در ۹ خردادماه سال ۸۵ بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مسئوليت توليد و توزيع بازيهاي رايانهاي را برعهده گرفت، متعهد شد كه از طريق صنعت بازيهاي رايانهاي، مباني فرهنگي و هويت اسلامي- ايراني را در جامعه به ويژه در ميان كودكان و نوجوان تقويت و ترويج كند. يكي ديگر از تعهدات اين بنياد، تقويت توليدات داخلي با رويكرد بوميسازي بود. اما آنچه امروز و طي سالهاي گذشته شاهدش هستيم، در بيشتر موارد، نقطه مقابل اين تعهدات است.
در چنين شرايطي كه هشدار و خطر جدي است شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد پا به ميدان بگذارد و از وزارت ارشاد و بنياد ملي بازيهاي رايانهاي حساب كشي كند.
تا دير نشده است بايد دست به كار شد چراكه اين آب اگر ريخته شود كسي را توان جمع كردنش نيست.