مقام معظم رهبري در سخنان نوروزي خود در مشهد مقدس به موضوعات مختلفي اشاره كردند اما در بين همه موارد مطروحه تذكري نيز به كساني دادند كه به بهانه قانونگرايي و توجه به قانون، جوانان انقلابي را مورد سرزنش و شماتت قرار ميدهند. معظمله ضمن تأييد و تأكيد بر قانونگرايي فرمودند: «مبادا كساني به بهانه دعوت از همه براي پايبندي به اخلاق اسلامي و قانون، جوانان انقلابي را مورد شماتت قرار دهند» و در ادامه حمايت خود از آنان را اعلام كردند. شماتت جوانان انقلابي معمولاً توسط كساني صورت ميگيرد كه دستي در قدرت دارند و مورد نقد جوانان مومن به انقلاب اسلامي قرار ميگيرند و از آنجا كه براي فرار از پاسخگويي، معمولاً نقد جوانان را غيركارشناسي و توأم با فقدان اطلاعات صحيح ميدانند، سيل اتهام را روانه آنان ميكنند و اگر دستي در قوه قهريه نيز داشته باشند تا بازداشت و محكوميت آنان پيش ميروند. كساني كه چنين ميانديشند، دو مسئله را معمولاً مورد غفلت قرار ميدهند: ۱- خصايص و ويژگيهاي جواني كه توأم با توفندگي، هيجانطلبي، پاكي، عدالتخواهي، غيرمحافظهكارانه و آرمانگرايانه است. ۲- در جايگاه حكومتي خويش نميتوانند بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي تفكيك قائل شوند.
جوانان انقلابي كشور كه تمركز اصلي آنان در دانشگاهها است، معمولاً با چارچوبهاي انقلاب اسلامي به مسائل كشور مينگرند و جمهوري اسلامي را يكي از محصولات انقلاب اسلامي ميدانند كه هرازگاهي بايد به ستون انقلاب اسلامي بسته شود تا كجيهاي آن راست شود، بنابراين نگاه انقلابي را نميتوان با نگاه حقوقي پاسخ گفت. اصولاً اگر جوانان هر كشوري بخواهند در چارچوب قانون نظام مستقر حركت نمايند، رفتار انقلابي به كلي بيمعناست. راديكاليسم از خصايص جواني است و اتفاقاً بودن آن لازم و ضروري است. جامعه پويا، زنده و نقاد پذيرنده حركتهاي جوانگرايانه و انقلابي است. مديران نظام نيز بايد نگرش خود را طوري تنظيم كنند كه اين راديكاليسم را تا حدودي به رسميت بشناسند. در يك بيانيه دانشجويي دنبال واژههايي كه بار حقوقي منفي دارد، نگردند. شعار جوانان انقلابي در يك تجمع را دريدهگويي تلقي و آنان را اراذل و اوباش تلقي نكنند. از قضا بعضي از مواقع جوانان انقلابي با خود قانون مشكل دارند تا چه رسد به اينكه بخواهند آن را به اجرا درآورند. بخشي از رفتارهاي انقلابي جوانان مؤمن به انقلاب اسلامي هجمه و حمله به قوانيني است كه بوي مردمي و عدالتخواهي و آرمانگرايي ندارند. آيا مواضع قاطع جوانان دانشجو در مقابل حقوق مادامالعمر مديران و اعتراض به قانون وقف دانشگاه آزاد را ميتوان مخالفت با قانون دانست؟ و جوانان معترض را ضدقانون يا اراذل و اوباش ناميد؟ جسارت جوانان اگر به عنوان يك اصل توسط مسئولان به رسميت شناخته شود يا حداقل تحمل شود ميتواند در حوزه استكبارستيزي و حفظ روحيه انقلابي در كشور مؤثر افتد. آيا ورود جوانان دانشجو به سفارت امريكا در سال ۱۳۵۸ و ورود آنان به سفارت انگليس در سال ۱۳۹۰ مصداق بيقانوني نيست؟ به ظاهر خلاف قانون و شايد از ديد عدهاي خلاف منافع كشور هم باشد اما امامي كه مظهر قانونگرايي بود رفتار را تأييد ميكند و...
البته حوزههاي عمل انقلابي جوانان تقريباً روشن است. مبارزه با ويژهخواري، وادادگي در سياست خارجي، اشراف گرايي، رفتار دو پهلو در عرصه سياسي و اجتماعي و مصلحتانديشي ذلتگرايانه معمولاً توسط جوانان انقلابي تحمل نميشود و هركس به عرصه مذكور وارد شده است از تيزي نقد مصون نبوده است. آنچه مهم است غايت و خط قرمز جوانان انقلابي كشور است. همانگونه كه امام (ره) عبور از روحانيت اصيل انقلاب را يك خطر براي جوانان انقلابي كشور ميدانست و در پيام پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از نهايت ارادت خويش آنان را به عدم بينيازي از روحانيت توصيه ميكنند، اكنون نيز جوانان انقلابي كشور در ذيل اشارات و توصيههاي روحانيت انقلابي و دور از زخارف دنيا حركت ميكنند و اين اصل ارزشمند را نبايد نسل اول و دوم انقلاب كه در سنين كهولت يا ميانسالي به سر ميبرند فراموش كنند. فشار بر جوانان كشور براي به سكوت كشاندن آنان ميتواند به پيوند بين نسلي نيروهاي انقلاب اسلامي نيز آسيب برساند و توجه نكردن به اين مهم ميتواند در حد خيانت به استمرار انقلاب اسلامي تلقي شود.