
بنا بر عادت، به محض آنكه سالي به پايان ميرسد و تقويم سال جديد دستمان ميرسد به سراغ شمارش روزهاي تعطيل ميرويم تا آمار اين روزها را در بياوريم.
آنچه در تقويم سال ۹۱ در اين باره خودنمايي ميكند، تعطيلات اداري ۱۳۰ روزه است. هرچند از اول فروردين ماه سال جاري تا ۲۹ اسفند ماه تنها ۲۱ روز تعطيل رسمي وجود دارد، اما شمارش روزهاي جمعه و تعطيلات اداري روزهاي پنجشنبه و آنچه در روال معمول «روزهاي بين دو تعطيلي» نامبرده ميشود، نشان ميدهد كه بيش از يك سوم امسال را تعطيل هستيم.
در كنار انتقاداتي كه برخيها به آمار بالاي روزهاي تعطيل در كشورمان دارند، برخي ديگر موافق سرسخت اين تعطيلات هستند. استناد بعضي از اين موافقان در اين باره به احاديثي است كه در آموزههاي ديني وجود دارد.
در يكي از احاديث كه از پيشوايان ديني ما به يادگار مانده، تأكيد شده است انسان مؤمن، ساعات روزانه و روزهاي خود را بايد به سه بخش تقسيم كند:«كار، عبادت و تفريح». بر اين مبنا، زندگي به مثابه يك سه پايه است كه اگر يكي از اين پايهها وجود نداشته باشد، سه پايه زندگي فرو ميافتد و ياراي استوار ايستادن ندارد.
كارشناسان اجتماعي و ديني بر اين اعتقادند كه وجود روزهاي تعطيل ميتواند روحي تازه در كالبد زندگي بدمد و كار و عبادت را كه دو ركن تعيين كننده يك زندگي ايده آل است، تقويت كند. آنها معتقدند:«جامعهاي كه تعطيلات نداشته باشد، آستانه تحمل شهروندانش پايين ميآيد و روان آنها را آسيب پذير ميكند.»
بر اين اساس، تعطيلات به ويژه براي ساكنان كلانشهرها، ضرورتي حياتي است كه سبب آرامش اعصاب و روان و كاهش خشونتهاي رفتاري و زباني ميشود. در مقابل، مخالفان تعطيلات بر اين باورند كه آمار بالاي تعطيلي، بازده كاري و توليد را پايين ميآورد. در اين ميان به نظر ميرسد، بهتر است با پذيرش تعطيلات موجود، دو كار اساسي صورت گيرد تا دغدغه مخالفان تعطيلات هم برطرف شود:« تقويت وجدان كاري و افزايش نظارت مديران بر عملكرد كارمندان.»
تقويت وجدان كاري، مقولهاي اخلاقي است كه هر فرد بايد اين ضرورت را از خودش آغاز كند و روزهايي را كه روز كار است، مغتنم بشمارد؛ چراكه كوچكترين عملكرد مثبت و منفي هر فرد در توسعه يا پسرفت كشور مؤثر است.
مديران نيز، بايد با تعهد بيشتري، عملكرد كاركنان را رصد و از اهمال در اين مورد پرهيز كنند.