
آن مرد آمد. مردي که تقريباً همه منتظر او بودند تا به عنوان ناجي، يکي از بزرگترين تيمهاي ايران را از بحران ناکاميها نجات بخشد. مردي که همه منتظر آمدنش بودند اما کسي تصورش را هم نميکرد، او، قرار است سردار بلند قامت و رئيس ستاد سوخت کشور، محمد رويانيان باشد.
معرفي سردار رويانيان به عنوان مديرعامل جديد پرسپوليس، تقريبا همه را متعجب کرد و کمتر کسي تصورش را ميکرد که او بتواند در پرسپوليس کار کرده و دوام بياورد. تنها اميدواري که به اين مدير تازه وارد و غير فوتبالي بود، اين بود که رويانيان، بارها و بارها در ارگانهاي مختلف مديريت کرده بود و ميشد اميدوار بود که سابقه مديريتي که دارد، کمک کند تا بتواند در پرسپوليس هم کاري از پيش ببرد. اما اهل فن و فوتباليها به خوبي ميدانستند که مديريت در فوتبال، خصوصاً در تيم پرطرفدار و محبوبي چون پرسپوليس که همواره حاشيههاي خاص خودش را دارد، با مديريت در ارگانهاي ديگر، تفاوت زيادي دارد.
با اين وجود، رويانيان توانست خيلي زود، خود را در باشگاه پرسپوليس جا بيندازد. البته نميتوان او را مديري صددرصد موفق در پرسپوليس دانست. چرا که بعد از گذشت چند ماه از حضور رويانيان در پرسپوليس و ايجاد تغيير در کادر مديريتي، پرسپوليس هنوز تفاوت چنداني با پرسپوليس زمان کاشاني و استيلي نکرده و همچنان با ناکامي دست به گريبان است و نتوانسته نگراني هوادارانش را برطرف کند. اما رويانيان در طول اين اندک زمان حضورش در پرسپوليس، توانست روي برخي از عاداتها و قوانين غلطي که به واسطه افراد قبلي در باشگاه باب شده بود، خط قرمز بکشد که مهمترين آنها، بريدن پاي ليدرها از باشگاه و اطراف تيم بود. ليدرهايي که به واسطه ميدان ديدن از مديران قبلي، خود را مالکان تيم ميدانستند و بارها و بارها آرامش پرسپوليس را برهم زده بودند و اين تيم را به حاشيه برده بودند. کشيدن خط قرمز روي ليدر پروري، اولين کار مثبت مديرعامل غير فوتبالي پرسپوليس بود که توانست آرامش نسبي را به اين تيم باز گرداند.
دومين اقدام بموقع و قابل قبول رويانيان، بعد از بازي با داماش بود. اتفاق غير منتظرهاي که در آن بازي رخ داد و به اشتباه، ابتدا از سوي زارع، قائم مقام رويانيان و ديگر مسئولان باشگاه، تکذيب شد، خيلي زود، با برخورد قاطع مديرعامل پرسپوليس روبه رو شد تا خدشهاي به شخصيت باشگاه وارد نشود. اقدام بموقع رويانيان با خاطيان آن ديدار و جريمه آنها باعث شد رويانيان خيلي زود جاي خود را ميان اهالي فوتبال به عنوان مديري مدبر و البته عادل، باز کند.
اقدام بعدي، کنار گذاشتن استيلي ناکار آمد و جذب دنيزلي، سرمربي محبوب هواداران پرسپوليس بود که باعث شد سکوها هم خيلي زود با اين مديرعامل جديد و تازه وارد همگام و هماهنگ شوند. از سويي ديگر رويانيان نفراتي چون پروين را هم در کنار تيم نگه داشت. آن هم در شرايطي که همه ميدانستند تنها تصميم گيرنده اول و آخر، خود رويانيان است، اما او همواره سعي کرد با نگه داشتن احترام پيشکسوتان پرسپوليس، همراهي اين قشر را هم براي خود خريد. او البته در همين راستا، برنامه انتشار کتاب پيشکسوتان پرسپوليس را هم برنامهريزي کرد. کتابي که قرار است آمار همه پيشکسوتان پرسپوليس و عملکرد آنها را در خود جاي دهد. از ديگر اقدامات رويانيان براي پيشکسوتان، در نظر گرفتن حقوق، براي تعدادي از آنها بود. اقدامي که بيشک هزينه زيادي روي دست پرسپوليس ميگذارد و اين با شرايط نابسامان مالي اين تيم منافات داشت اما رويانيان تاکيد داشت که برنامه کامل و دقيقي براي اين کار خود دارد.
مهمترين کار رويانيان اما در پرسپوليس، برچيدن بساط حاشيه در اين تيم بود. در شرايطي که حاشيه، طي سالهاي اخير، به جز جدا نشدني از پرسپوليس تبديل شده بود، مديرعامل جديد پرسپوليس توانست بساط آن را از اين تيم برچيند و آرامش نسبي را به اين تيم هديه کند.
يکي از اين حواشي که بعد از حضور رويانيان در پرسپوليس رنگ باخت، توهين و اعتراض به هوادار پرسپوليس بود که در زمان استيلي و کاشاني، به يک بدعت تبديل شده بود. به طوري که بعد از هر بازي، بازيکنان و سرمربي تيم، ناکاميها و عدم نتيجه گيريهاي خود را به گردن هواداران اين تيم ميانداختند و به آنها معترض ميشدند. حتي بارها سرخپوشان مدعي شدند در ديدارهاي خارج از خانه و بازيهاي بدون تماشاگر راحت تر بازي ميکنند و اعتراضهاي هواداران پرسپوليس باعث عدم نتيجهگيري اين تيم در بازيهاي ليگ ميشود! ادعايي که با عصبانيت و ناراحتي هواداران اين تيم همراه بود !
بعد از آمدن رويانيان اما ديگر نه کادر فني و نه حتي بازيکنان، اجازه اهانت به هواداران اين تيم را پيدا نکردند و رابطه سکوها با پرسپوليس، خوب شد. اين در حالي بود که پرسپوليس در نتيجهگيري، چندان متفاوت ظاهر نشده بودند. اما هواداران اين تيم از تلاش و بازيهاي پرسپوليس، ناراضي نبودند و به قولي، با تيم آشتي کرده بودند. تيمي که ديگر سکوها و هواداران تيم را دليل ناکاميهاي خود نميدانست و آنها را انگيزهاي براي بهتر شدن و جبران ناکاميها ميخواند. اما مهمترين اتفاقي در زمان رويانيان رخ داد، پيروزي در دربي بود. پرسپوليس بعد از بهمن سال ۸۸ نتوانسته بود در دربي به پيروزي برسد و استقلال، چهار دربي را با برد به پايان رسانده بود و اين رکورد، براي پرسپوليس وهوادارانش اصلاً جالب نبود. اما رويانيان که توانسته بود دنيزلي، مربي محبوب هواداران پرسپوليس را روي نيمکت اين تيم بنشاند و مهدوي کيا را نيز بعد از سيزده سال به پرسپوليس برگرداند، توانست اين رکورد را هم بشکند و پرسپوليس در پنجمين دربي، با هت تريک زايد استقلال را برد تا رابطه بين هواداران پرسپوليس و رويانيان، به رابطهاي قوي تبديل شود.
در حاليکه روند حرکتي رويانيان در پرسپوليس، مثبت بود و مديرعامل جديد توانسته بود علاوه بر حل و فصل قابل قبول مشکلات و حذف حاشيه ها، تعامل خوبي هم با اصحاب رسانه و هواداران ناراضي اين تيم برقرار کند و آيندهاي اميدوار کننده با سردار در پرسپوليس ترسيم شده بود، شايعهاي ناگهاني، سرخپوشان را نگران کرد.
در گير و دار ثبت نام کانديداها براي نشستن بر کرسي رياست مديريت فدراسيون فوتبال، خبر از حضور رويانيان در فدراسيون، براي ثبت نام رسيد. خبري که هواداران پرسپوليس را که تازه نفسي به راحتي کشيده بود، نگران و مضطرب کرد.
اين خبر در حالي شنيده ميشد که قرار بود رويانيان در صورت ثبت نام، براي هيئت رئيسه ثبت نام کند، نه رياست. خبري که البته خيلي زود تکذيب شد. اما طولي نکشيد که مشخص شد واقعيت داشته و رويانيان براي رياست اقدام به ثبت نام کرده است اما به دليل برخي اتفاقات، منصرف شده است.
بعد از آن، خبراستعفاي رويانيان، با شيطنت يکي از خبرگزاريها منتشر شد. خبري که متعلق به همان روزهاي ابتدايي حضور رويانيان در پرسپوليس بود که در داغ بودن اخبار حضور رويانيان در فدراسيون و تکذيب آن، به تنور شايعات چسبيده بود. اما خيلي زود با واکنش باشگاه پرسپوليس و شخص مديرعامل رو به رو شد تا خيال هواداران اين تيم، از به بحران رفتن دوباره پرسپوليس راحت شود. اما رويانيان که مدعي بود به او گفته شده براي رياست فدراسيون فوتبال ثبت نام کند، از اينکه قريب هم براي اين پست ثبت نام کرده بود، متعجب بود و شايد همين مسئله باعث شد که بيخيال فدراسيون شده و به کارش در پرسپوليس ادامه دهد.
رويانيان علاوه بر امور فني، به امور فرهنگي هم توجه بسياري داشت و اقدامات چشمگيري نيز در اين راستا انجام داد. راه اندازي کارت الکترونيک هواداران، پروسهاي که از سالها قبل مسکوت مانده بود، جمع کردن پيشکسوتان دور هم، برگزاري جشن هايي با حضور بازيکنان و هواداران و به حراج گذاشتن پيراهن و کفشي که زايد با آن در دربي هت تريک کرده بود و پرداخت پول آن به موسسههاي خيريه و. . . از امور فرهنگي بود که در دستور کار رويانيان قرار گرفته بود تا عنوان فرهنگي باشگاه پرسپوليس، از شعار به عمل تبديل شود.
مديريت رويانيان در پرسپوليس ، در همين اندک زمان حضورش در اين تيم، قابل قبول بوده است. اگر چه نتايج پرسپوليس چندان تغيير نکرده اما مديرعامل جديد توانست خيلي زود بر امور اين باشگاه اشراف پيدا کند. باشگاهي که به گفته مجتبي محرمي، اداره آن از اداره مملکتي سختتر است. البته رويانيان در طول اين مدت ثابت کرد تصميم گيرنده نهايي است و هر تصميمي را خود به تنهايي ميگيرد و هر تصميمي که بدون هماهنگي او گرفته ميشود، به راحتي وتو ميکند و از انجام اين کار ابايي ندارد. اين شايد به نوعي ديکتاتوري در تصميمگيري ناميده شود. اما با اين وجود مرد اول باشگاه پرسپوليس، با وجود خصوصيات اخلاقي خاصي که دارد، توانسته رضايت همه را جلب کند و در اين راستا به مشکلي بر نخورده است. در حالي که گفته ميشد با توجه به خصوصيات خاص اخلاقي سردار، او نميتواند با امثال پروين و دنيزلي کار کند، مديرعامل پرسپوليس توانست همه را با هم داشته باشد. از پروين گرفته تا بازيکنان و مربيان و مهمتر از همه، سکوها و هواداران اين تيم را و با توجه به راهي که در آن گام برداشته، برخلاف مديريتهاي قبلي، توانسته آيندهاي اميدوارکننده براي پرسپوليس ترسيم کند. خصوصاً که رويانيان، از هم اکنون به دنبال بستن تيم فصل آينده است و مدعي است فصل بعد، تيمي رؤياي و کهکشاني راهي مسابقات ميکند. اتفاقي که با توجه به عملکرد مديرعامل پرسپوليس در طول اين مدت و توانايي هايي که در اين مدت از سردار شاهد بوديم، رخ دادن آن دور از ذهن نيست.