رقص بحرين با پرچمي غير از پرچم اين كشور كه نشان از بازيهاي سياسي فوتبال اين كشور داشت را هرگز فراموش نميكنيم و همواره هم اين انتظار را داريم كه آنها با به رقص در آوردن پرچم كشورهاي ديگر، به ما و فوتبال ما دهن كجي كنند.
اين بار اما قرار است كه ما پرچم آنها را به رقص در آورده و خودمان به خودمان دهن كجي كنيم!
خوب ميدانيم سياست بازيهاي كثيفي دارد و فرار از اين كثيف كاريها امكان ندارد و امروز، اين خود ما هستيم كه بازيچه كثيف كاريهاي سياست شدهايم. پرچم بحرين را به رقص در آوردهايم و آنها كه خوب ميدانند ميتوانند بهترين ماهي را از اين آب گل آلود بگيرند، بيكار ننشستهاند و در تكاپو هستند تا برنده اين بازي كثيف باشند.
خودخواهيهاي بيمورد و لجاجت سرسختانه مسئولان وزارت، بهترين فرصت را در اختيار بحرينيها قرار داده تا بار ديگر با به رقص در آوردن پرچمي ديگر، حسرتي عميق را به دل مردم ايران بگذارند، حسرتي كه اين بار خودمان تدارك آن را ديدهايم نه بحرينيها و آنها تنها از سفرهاي كه برايشان پهن كردهايم، بهترين بهره را ميبرند!
دخالتهاي بيجا مسئولان غير مسئول، اين روزها دشمن شادمان كرده است و در حالي كه فوتبال براي فاصله گرفتن از تعليق، اين واژه تلخ و آشنا دست و پا ميزند، خوديها همچنان سر بر زير برف كردهاند!
اما اين دست و پا زدنهاي فوتبال ما، براي برخي، بسيار خوشحالكننده و اميدوار كننده است. فدراسيون فوتبال بحرين، در حالي كه زير چشمي تمام دخالتهاي ايران را در نظر دارد، آنها را مكتوب به فيفا مخابره ميكند تا كشورش بار ديگر به رقابتهاي مقدماتي براي جام جهاني باز گردد و اين با توجه به راهي كه مسئولان وزارت ورزش و سازمان بازرسي براي نابودي فوتبال ايران در پيش گرفته است، دور از دسترس نيست.
يك بار ديگر قرار است پرچم دست بحرينيها، حسرتي عميق بر دل فوتبالدوستان و جامعه فوتبال ايران بگذارد. حسرتي كه اين بار سناريوي آن را نه بحرين با سياستهاي كثيف هميشگي اش، كه خودمان با حماقتهاي بيمورد و دخالتهاي بيمورد و غير مسئولانه نوشتهايم و قرار است به زودي به نمايش عموم در آوريم تا بار ديگر تيم ملي بحرين در دور افتخار و با به رقص در آوردن پرچمي كه اين بار خودمان به دست آنها دادهايم، غرور ملي و فوتبالي ميليونها ايراني را زير پا لگد مال كند. اما اين بار چه كسي پرچم بحرين را به رقص در ميآورد؟
تصور ميكنيم نفوذ رئيس فدراسيون بحرين است كه قرار است يك بار ديگر فوتبالمان را به نابودي بكشاند. اما اين افتضاح را اين بار تنها خوديهاي به ظاهر مسئول به بار ميآورند، نه بحرين و آل خليفه. كارگردان اين تراژدي با اين پايان تلخ، اين بار خودي هايي هستند كه نقش دايه مهربانتر از مادر را بازي ميكنند. اما دوستي آنها بيش از دوستي خاله خرسه نيست! دوستي كه پايانش از دشمني بحرينيها نيز تلختر است!