
او مدرك ليسانس خود را در رشته كامپيوتر از دانشگاه بينالمللي كيش دريافت كرد و پس از آن در سال ۲۰۰۶ براي ادامه تحصيل به آلمان رفت و مدرك فوق ليسانسش را از دانشگاه RWTHآخن دريافت كرد. اين مخترع جوان در حال حاضر دانشجوي دكتراي مهندسي كامپيوتر است و به عنوان پژوهشگر در دانشگاه دارمشتات آلمان فعاليت ميكند. او پيش از اين موفق شده بود نمايشگر قابل لوله شدن به نام Xpaaand را اختراع كند. گفتوگوي ما را با اين مخترع جوان ميخوانيد.
اگر مايليد از دنياي نمايشگرها شروع كنيم كه هر روز دستاورد تازهاي را رو ميكنند.
در حال حاضر فناوري نمايشگرها به سمتي ميرود كه روز به روز در حال باريكتر شدن هستند و در نهايت ميتوانند به شكل كاغذ، ولي با محتواي ديجيتال دربيايند، بنابراين من و همكارانم شروع به تحقيق درباره چگونگي تعامل با نمايشگرهاي انعطافپذير كرديم. مسئله اينجاست كه شما چگونه خواهيد توانست براي تعامل راحتتر با نمايشگرها، خاصيت لوله شدن و تا شدن را در آنها قرار دهيد. در سال گذشته ما اولين نمايشگر با قابليت رول شدن را ابداع كرديم كه Xpaaand نام داشت. حدود دو ماه پيش نيز توانستيم نمايشگرهاي Fold Me را ابداع كنيم كه همانند كاغذ قابل تا شدن هستند. زماني كه شما كاغذ را تا ميكنيد، به پشت آن نيز دسترسي داريد. ما اين امكان را در اين نمايشگرها قرار داديم و به همين جهت به آنها نمايشگرهاي دو طرفه گفته ميشود، يعني در اين صورت شما به هر دو نماي جلويي و پشتي اين صفحات دسترسي خواهيد داشت، ولي به هر حال هنوز محدوديتهايي در استفاده از اين نمايشگرها وجود دارد.
چه محدوديتهايي؟
ما در يك لابراتوار، محيطي را براي دستگاهها و نمايشگرهاي آينده شبيه سازي كردهايم كه به آن حالت نمايش غير فعال گفته ميشود، يعني حالتي كه نمايشگر تصوير ندارد و تصوير خود را از بالا به واسطه پروژكتورهاي نصب شده دريافت ميكند. سامسونگ جديداً اعلام كرده است كه در سال ۲۰۱۲ تلفنهاي همراهي را روانه بازار خواهد كرد كه نمايشگرهاي آنها انعطاف پذير است. همينها نويد آيندهاي با گسترش استفاده از نمايشگرهاي تاشو را ميدهد. شما وقتي تصويري را به وسيله پروژكتور روي صفحهاي مياندازيد، با حركت دادن يا خم كردن صفحه، پروژكتور تكان نميخورد و تصوير شكسته و منحرف ميشود، به همين دليل ما دوربينهايي به عنوان سيستم ضبط حركت كار گذاشتهايم كه نقاط مشخص كار شده روي صفحات را دنبال و اطلاعات تصوير را به صورت سه بعدي دريافت ميكند. در اين صورت ما ميتوانيم بفهميم كه تصوير در چه وضعيتي قرار دارد و آن را روي صفحه تعريف ميكنيم. به هر حال دستگاهها و تنظيماتي كه ما در اين لابراتوار داريم، محدود است و توانايي استفاده از آن در محيط غير از آزمايشگاه نيست، ولي تحقيقات ما همچنان ادامه دارد تا بتوانيم اين نمايشگرها را روانه بازار كنيم.
آيا ايده اوليه صفحات تاشو متعلق به شما بود؟ نظرتان راجع به صفحات تاشو سامسونگ چيست؟
خير، مال ما نبود. آن هم تكنولوژي جالبي است. ما خواستيم قدمي فراتر بگذاريم و امكان رول شدن صفحات يا داشتن نمايشگرهاي دو طرفه را فراهم كنيم.
شركتهاي الكترونيكي بزرگ تمايلي به خريد اين نمايشگرها نشان دادهاند؟
(مي خندد و صحبتهايش را ادامه ميدهد) راستش هنوز كه نه! خبري از خريداران نيست. فعلاً در حد تحقيقات آزمايشگاهي است ولي مجلهها، سايتها و خبرگزاريها خبرهاي متعددي از آن انتشار و پخش كردهاند، ولي با اينكه تكنولوژي جديدي است و تنها دو ماه از انتشار خبر آن ميگذرد، بازتاب قابل قبول و وسيعي داشته است.
تكنولوژي با سرعت زيادي در حال پيشرفت است. گمانه زنيهايي در مورد وجود تصاوير مجازي در iPhone۵ وجود دارد. آيا در آينده نزديك شاهد تكنولوژي تصاوير مجازي خواهيم بود؟ در اين صورت فكر ميكنيد محصول شما توانايي رقابت با آن را داشته باشد؟
(ميخندد) iPhone۵ كه هنوز به بازار نيامده! شما از كجا اطلاع داريد؟! چنين چيزي نديدهام و اطلاعي در اين زمينه ندارم ولي من هميشه مثالي را زده ام. اوايل تلفنها نمايشگرهاي بسيار كوچكي داشتند. به تدريج صفحات رنگي شدند، بزرگتر شدند، موبايلهاي خودكار دار آمدند و هم اكنون هم صفحات لمسي رايج هستند كه روز به روز در حال نازكتر شدن هستند. در آينده نزديك هم شاهد نمايشگرهاي تاشو خواهيم بود كه به راحتي در جيب شما قرار ميگيرند و قابل باز شدن هستند. هيچ چيز قابل پيش بيني نيست.
يك روز از برنامه كاريتان را به طور مختصر توضيح ميدهيد؟ چه كارهايي را به طور منظم انجام ميدهيد؟
راستش را بخواهيد ما صبح تا شب كار ميكنيم. از كجايش بگويم! بعد از موفقيتهايمان در چند پروژه متعدد خود به خود سرمان شلوغتر شد. در حالي كه در كنار اينها، كارهاي تحقيقاتيام را پيش ميبرم و تدريس هم ميكنم، البته نه به عنوان استاد، به عنوان استاديار. چند وقت يك بار هم جلسات سوژه راهاندازي ميكنيم كه به دور از مسائل فني و مشغوليتهاي ذهني برگزار ميشود. ما با ذهني باز در اين جلسات شركت ميكنيم و هر كس پيشنهادهاي جديدي ميدهد كه هميشه يك يا دو ايده خيلي خوب از اين جلسات استخراج ميشود.
چه عواملي را بر موفقيت و پيشرفت علمي يك مبدع و مبتكر مؤثر ميدانيد؟
آزاد فكر كردن و داشتن ذهن باز عامل بسيار مهمي است. واقعاً علم با سرعتي در حال پيشرفت است كه تصور هر چيزي غير طبيعي نيست و تقريباً همه چيز دست يافتني است. گاهيايدههايي به ذهن انسان ميرسد كه به خيال خودش احمقانه است ولي بعدها ميبينيم كه همينايده عملي و عامل پيشرفت مهمي ميشود. اينكه شما به دور از قيد و بندهاي روزانه به تفكر بپردازيد، كمك مؤثري ميكند. به نظر من هميشه بايد فهرست بلندي ازايدههاي مختلف داشته باشي و در نهايت چند ايده را از ميان آنها گلچين كني. عواملي مثل داشتن نظم و مديريت زمان هم بسيار مهم است. من هميشه سعي كردهام تا حدودي در كارهايم زمان را مديريت كنم ولي هميشه هم موفق نبوده ام.
همان طور كه ميدانيد گاهي فضاي كاري در ايران كيفيت لازم را ندارد و ساعات مفيد كاري بسيار پايين است. چه عاملي موجب ميشود راندمان كاري يك كشوري مثل آلمان بالا برود؟
سؤال بسيار خوبي است. من حدود دو سال، هنگامي كه تحصيلات فوق ليسانسم را ميگذراندم، در يك مؤسسه آلماني به نام SAP مشغول به كار بودم. حدود يك سال هم پس از آن طول كشيد تا متوجه شوم مفيد كار كردن و با راندمان بالا كار كردن يعني چه. بالاخره من هم يك ايراني هستم و تا حدودي ميتوانم نحوه كار كردن آنها را با شيوههاي خودمان در ايران مقايسه كنم، خيلي متفاوت است، نميگويم كه آنها بيشتر از ايرانيها كار ميكنند، شايد حتي روزانه كمتر از ما كار كنند، ولي آنها بسيار دقيق هستند و سعي ميكنند كه هنگام كار با تمركز بالا و مفيد ادامه دهند. آنها حتي از كوچكترين چيزها كه شايد ما به سادگي از كنار آنها عبور كنيم، نميگذرند. فكر ميكنم اين ويژگيها دليل موفقيت آنهاست، البته علاوه بر اينها عواملي چون مهيا بودن امكانات و جدي گرفتن كار نيز تأثيرگذار است ولي اگر من روزي به ايران باز گردم، نميگذارم اين دو عامل بر تمركز و دقتم اثر منفي بگذارد، چون به نظر من دل به كار دادن است كه انسان را موفق ميكند.
به نظر شما منابع لازم براي ايدهپردازي چيست؟
همان طور كه گفتم جلسات ايدهپردازي تأثير بسيار زيادي برخلاقيت و نوآوري دارد. بحث و گفتوگو، رصد كردن ايدههاي منتخب و بررسي عميقتر آنها واقعاً مؤثر است. بالاخره شما بايد پلهها را يكي يكي بالا بروي تا اينكه به ايده خوبي برسي، آنها را پيادهسازي كني و در نهايت نتيجه مطلوب را بگيري.
درباره اختراع بعديتان تصميم گرفتهايد يا محرمانه است؟
(باز هم با خنده جواب ميدهد) ميگوييد اختراع من خجالت ميكشم! من اسم آنها را پروژه گذاشتهام. هنوز كلي كار دارم و درگير دكترا هستم. فعلاً فكر نميكنم به دنبال پروژه ديگري بروم. بيشتر به دنبال تكميل پروژههاي پيشين هستم. با چند تا از شركتهاي بزرگ در اروپا صحبتهايي انجام دادهايم و اميدواريم شاهد پيشرفتهاي زيادي باشيم.
تا به اينجا چند اختراع داشتهايد؟ آيا جوايزي هم دريافت كردهايد؟
فعلاً كه خبري از جايزه نبوده ولي پروژههاي Xpaaand و Fold Me موفقيتهاي زيادي را كسب كرده است. فعاليتهاي ديگري هم داشتهايم، هزينه هم كرديم، ولي آن طور كه بايد از آب در نيامد. (خنده)
ديگر بيش از حد فروتني ميكنيد. پيشرفت بسيار خوبي داشتهايد. درس خواندهايد، تدريس كردهايد، كارهاي تحقيقاتيتان را پيش بردهايد و در نهايت اختراع هم داشتهايد...
بله، من خيلي راضي ام. به عنوان يك ايراني هميشه سعي ميكنم بيشتر كار كنم، البته تنها من نيستم. ايرانيهاي بسياري در امريكا، كانادا و ساير نقاط جهان هستند كه موفقيتهاي بسيار مهمي كسب كردهاند.
حس رقابت چطور؟ فكر ميكنيد در پيشرفتتان مؤثر بوده است؟
اينجا بيشتر رفاقت است تا رقابت. اگر بخواهيم بگوييم رقابت هم هست، از نوع مثبت آن است. همه به همديگر كمك ميكنيم تا از هم بهتر باشيم.
پيشرفتهاي علمي ايران را تا چهاندازه دنبال ميكنيد؟ نظرتان درباره آنها چيست؟
خيلي دنبال ميكنم. سعي ميكنم در كنفرانسها حضور داشته باشم. در رشته من، يعني تعامل انسان با كامپيوتر، ايران بيشتر روي پديدههاي پايهاي تمركز كرده است كه به نظر من خوب هم است. در بيشتر كنفرانسها ايرانيهاي زيادي را ميبينم كه بسيار خوب هستند. ماشاءالله همه خوب كار ميكنند!
مايلم بدانم باورهايتان چقدر در روند كاريتان مؤثر بوده و چقدر حضور خداوند را در فراز و نشيب زندگي لمس كردهايد؟
ممكن است به طور مستقيم وجودش را احساس نكنم ولي وقتي به عقب بر ميگردم و نگاهي به گذشتهام مياندازم، متوجه ميشوم كه انگار همه چيز مثل تكههايي از پازل برايم جور شده و در نهايت بركت و خوبي را برايم به همراه داشته است. واقعاً بدون كمك خدا نميتوانستم كاري را از پيش ببرم. لطف خدا هميشه همراهم بوده است. در اين سه سال خيلي كار كردم. گاهي اوقات تمام شب را كار ميكردم و صبح به خانه ميرفتم...
پس شما مجرديد؟
نه، من متاهل هستم. خانم بنده هم دانشجوي دكترا در رشته تلويزيونهاي اجتماعي است.
خانمتان چطور، ايشان هم اهل ابداع هستند؟
همسرم هم پروژههاي موفقيت آميز زيادي داشته است، ولي نميدانم چرا بعضي از پروژهها سر و صداي زيادي به پا ميكنند و بعضي ديگر خير.
محصول مشترك داشتهايد؟
(ميخندد) بله، ما فعاليتهاي مشترك زيادي داشتيم و هميشه دوش به دوش هم حركت كردهايم.
سؤال آخر را با يك خواسته شما مطرح ميكنم.
نمي دانم، چه بگويم (با خنده)... گفتنيها را گفتم. فقط خواهشاً حرفي از دانشمند نزنيد. بگوئيد محقق، چون من هنوز راه زيادي را در پيش دارم.