انتخابات فدراسيون فوتبال هم بالاخره برگزار شد و همانطور كه ميدانيد علي كفاشيان براي دومين دوره متوالي سكان هدايت پرطرفدارترين فدراسيون كشور را در دست گرفت.
انتخاب كفاشيان از هر نظر قابل توجه بود. اولاً اينكه از زماني كه رئيس فوتبالمان را به جاي انتصابي انتخابي برميگزينند تاكنون سابقه نداشته فردي دو دوره برگزيده شود.
نكته دومي كه در رابطه با اين انتخاب حائز اهميت جلوه ميكند برخوردي است كه سازمان بازرسي با آن داشته است. اين سازمان با در نظر گرفتن اينكه رئيس منتخب جزو بازنشستگان دولتي محسوب ميشود، حضور وي در انتخابات و به تبع آن رياستش را غيرقانوني دانسته و خواهان بركناري اوست. البته اگر مشكل در همين جا تمام ميشد خيلي جاي نگراني نداشت ولي چون – در صورت ادامه اين روند ـ پاي فيفا به ماجرا باز خواهد شد و تبعات سنگيني براي فوتبالمان دارد، طبيعي است كه دلسوزان طالب حل و فصل سريع معضل شوند.
نگارنده طبعاً در جايگاهي نيست كه به يك نهاد مهم نظام توصيه قانوني كند، اما همينقدر ميگويد كه اينقدر هست كه بانگ جرسي ميآيد» لذا خوب است اين زنگ خطر را همه بشنويم و در كوران رقابتهاي باشگاهي آسيا و متعاقب آن ديدارهاي انتخابي جام جهاني، شوك روحي منفي به فوتبالمان وارد نسازيم و منافع و مصالح كلي كشور را در تكتك تصميمگيريها لحاظ كنيم و چنانچه تخلفي ديده ميشود، ضمن پايبندي تام نسبت به قانون – در ابراز آن مخفيكاري لازم را مد نظر قرار دهيم تا براي اصلاح ابرو، چشم فوتبالمان معيوب نشود! وگرنه چه كسي است كه از دور دستي بر آتش فوتبال اين ديار داشته باشد و نداند اين رشته بدون مجوزهاي دولتي از آب خوردن هم منع ميشود! همين جناب كفاشيان نيز وقتي به دامان فوتبال ايران افتاد كه دولتيها مقابل فيفا كم آوردند و نتوانستند عليآبادي را به ساختمان سئول بفرستند!پس صحبت از غيردولتي بودن فوتبال ما به سخره گرفتن شعور مردم است، ولي ايجاد فضايي كه زيرمجموعه «بلاتر» بتواند برايمان دردسرساز شود هم دلچسب نيست! سازمان محترم بازرسي قطعاً التفات دارد كه جمع وسيعي از شهروندان ما با مسكن فوتبال زندگي سخت خود را تحمل ميكنند لذا نه وقت و نه علاقهاي به داخل شدن در كوچه پس كوچههاي قانونياي را دارند كه اين ابزار تخليه عاطفي را از ايشان ميگيرد!
به همين خاطر توصيه ميشود بيآنكه شبهه تعليق گردسر فوتبال كشور به گردش درآيد، نهادهاي مرتبت هر چه سريعتر و پشت درهاي بسته به حل و فصل موضوع بپردازند. ضمناً رسانهها نيز با مصلحتانديشي در انعكاس اخبار، منافع ملي را بر هر چيز ديگر ترجيح دهند كه صدالبته ديد خوب و تجربه بالاي خانواده رسانه به اين مهم وقوف كامل دارد. البته اين گلايه همچنان سر جاي خود باقي است كه اي كاش پيش از برگزاري انتخابات، سازمان بازرسي، وزارت ورزش و جوانان و فدراسيون فوتبال به يك همگرايي قانون ميرسيدند تا امروز با اين گره سخت روبهرو نباشيم!!