تيم ملي فوتبال كشورمان چهارشنبهشب آخرين ديدار خود در مرحله اول مقدماتي جامجهاني را برگزار كرد و با كسب نتيجه تساوي مقابل قطر، به عنوان تيم اول گروه، ورزشگاه آزادي را ترك كرد.
اينكه تيم ملي در تهران از حريفي چون قطر يك تساوي، آن هم با نتيجه دو بر دو بگيرد، موضوعي نيست كه باعث شادي علاقهمندان داخلي فوتبال شود، چرا كه تقريباً هميشه قطريها در تهران هر سه امتياز را واگذار كردهاند و در سالهاي نه چندان دور يعني زماني كه برانكو سرمربي ما بود و تروسيه هدايت قطر را بر عهده داشت، در ورزشگاه خالي از تماشاگر هم سه بار دروازه حريف را گشوده بوديم. بنابراين مساوي چهارشنبه شاهكار تيم ملي به حساب نميآيد، اما ظاهراً چون اين نتيجه در روزي كه عربستان حذف شده بود، به حذف بحرين هم انجاميد، براي بخشي از فوتبالدوستان ايراني زيباتر از معمول جلوه كرده است؛ آنچنان كه به جاي توجه به ابعاد فني مسابقه به حواشي آن توجه ويژهاي شده است.
اينكه خارج شدن عربستان و بحرين از گردونه رقابتها چه ربطي به ما دارد، موضوعي است كه بد نيست مختصري به آن پرداخته شود، هر چند كه قطعاً اكثر خوانندگان گرانقدر از دلايل آن مطلع هستند.
عربستانيها تقريباً از سال ۱۳۶۳ به بعد حريفي جدي براي فوتبال ما شدند؛ يعني بعد از آنكه در سنگاپور نيمه نهايي را با ضربات پنالتي به سود خود خاتمه دادند و تيم پر مهره آن روزهاي ما را كه با رهبري ناصر ابراهيمي اميدهاي زيادي را ايجاد كرده بود، از رسيدن به فينال جام ملتها بازداشتند. اين تيم بعد آن نيز مكرر برايمان دردسرساز شد كه بناي پرداختن به آن را نداريم. اما ماجراي بحرين كاملاً فرق ميكند؛ چرا كه بيشتر به حاشيهاي باز ميگردد كه پس از برد سؤالبرانگيزشان در مقدماتي جام جهاني ۲۰۰۲ رقم خورد. علاقهمندان خوب ميدانند كه در آن ديدار ايشان با ارائه يك ضد فوتبال كامل سه بر يك ايران را بردند و در نهايت رذالت با پرچم عربستان دور افتخار زدند تا كاملاً دل ايرانيها را بسوزانند و مراتب سرسپردگي خويش به حكومت سعودي را به نمايش گذاشته باشند. عربستاني كه اين روزها با اعزام سربازان خود حكومت آلخليفه را با نخهاي پوسيده خود همچون عروسك خيمهشببازي حركت ميدهد.
نتيجه اينكه بسيار طبيعي است كه ايراني جماعت از حذف اين دو تيم خوشحال باشد ولي نكتهاي ظريف در اين بين است كه اميدواريم بيتوجه از كنارش عبور نكنيم و آن اينكه، در هر امري بايد اندازه نگه داشت، حتي در ابراز انزجار از دشمنان! يعني اينكه نبايد وقتي گل دوم را از قطر دريافت كرديم، گزارشگر سيما علناً ابراز خوشحالي ميكرد و ...!
ضمن اينكه بايد به اين مسئله مهم توجه داشته باشيم كه اينگونه ابراز نظرهاي علني باعث ايجاد فاصله رواني بين دو ملت ميشود كه قطعاً مطلوب ما نيست. همه بايد بدانيم كه فوتبال ابزاريست كه بايد از آن در راستاي نزديك كردن دل دوستان استفاده كنيم. خصوصاً در شرايط كنوني كه مردم شيعه بحرين در غربت سياسي، به دعا و عواطف برادران و خواهران ايراني خود چشم اميد بستهاند. پس نتيجه ميگيريم قديميها خوب گفتهاند كه: «اندازه نگهدار كه اندازه نكوست».