کد خبر: 460356
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
گفت‌وگوي‌«جوان» با مهرداد غفارزاده، كارگردان برگزيده جشنواره فيلم فجر

جناب غفارزاده! جالب است فردي كه حدود ۲۰ جلد رمان و مجموعه داستان در كارنامه دارد به سمت فيلمسازي آمده، چرا اين رويكرد را آغاز كرديد؟
دوستاني كه از قديم بنده را مي‌شناسند، مي‌دانند كه من داستان‌نويسي را به خاطر علاقه به سينما و فيلمسازي جدي گرفته بودم.
يعني ادبيات را پلي دانسته‌ايد براي ورود به عالم فيلمسازي!
اتفاقاً نه، بلكه هميشه قصه‌نويسي را جدي گرفته‌ام و همچنان علاقه دارم كه در آن وادي بمانم.
ولي خب چرا نهايتاً آن هم بعد از سالياني به سمت سينما آمده‌ايد و اصلاً چرا سينما؟
به دليل اينكه علاقه و نهايت من در هنر، فيلمسازي است، بنابراين سعي كردم كه با سختي امثال «گيرنده» به اين غايت نزديك شوم.
خوشبختانه اتفاق خوبي هم در اول راه سينما نصيبتان شد و ضمن دريافت بهترين اثر بخش فيلم‌هاي اول، نامزد چند جايزه هم شديد!
بله، همين اتفاقاً در جشنواره نشان داد هدفي كه سال‌ها پيش در عرصه هنر مدنظرم بوده را به درستي انتخاب كرده‌ام.
البته جرقه اول به خوبي زده شد ولي چرا در پله اول كار را با تم سياسي شروع كرده‌ايد؟ چيزي كه تا به الان خيلي معدود بوده!
دو نكته در اين‌باره بايد بگويم؛ يكي اينكه در ميان طرح‌هايم اين فيلمنامه بيشتر مدنظر تهيه‌كنندگان قرار گرفت. ديگر اينكه فيلم را در هر تمي كه مي‌ساختم اين سؤال را به اشكالي ديگر اما دوباره مطرح مي‌كردند كه چرا غفارزاده اين نوع ژانر را انتخاب كرده است.
شايد! ولي به هرحال اين قالب در سينما تازگي دارد، گرچه به يك‌باره آثار سينمايي حداقل در جشنواره سي‌ام به سمت آن هجوم بردند.
قبول دارم كه اين سوژه‌ها ممكن است براي بسياري جالب باشد، حتي براي كارگردان تازه‌كاري مثل من كه اولين كار جدي‌ام را با اين رويكرد ساخته‌ام ولي نكته اصلي اين است كه از قبل چند طرح آماده را در اختيار تهيه‌كنندگان گذاشتم كه نهايتاً «گيرنده» مورد استقبال قرار گرفت.
يعني با تهيه‌كنندگان ديگري هم صحبت كرده بوديد؟
بله ولي چندان طرح‌هاي ديگر را جدي نگرفتند.
چه شد كه «گيرنده» را پذيرفتند؟
وقتي سوژه را به محمد قهرماني و حوزه هنري دادم، هر دو درخواست كردند كه هرچه زودتر تبديل به فيلمنامه شده و به مرحله توليد برسد.
در مورد تم سياسي كار چطور؟ به هر حال در اصل سوژه هم بايد جذابيت يا انگيزه‌اي محكم براي شما وجود داشته باشد كه به سراغ آن رفته‌ايد.
احساس كردم كه حرف و ايده من در ژانر سياسي بهتر گنجانده شده و قابل ارائه است. گرچه حتي اگر امروز هم فيلمسازان و مسئولان بيشتر به سمت اين قالب رفته‌اند و جرئت كرده‌اند كه اين نوع مضامين را دنبال كنند، شايد اتفاق خوبي باشد اما برعكس فيلم‌هايي همچون حوزه دفاع مقدس، امتياز ويژه‌اي را به سازنده و كار او نمي‌دهد.
اتفاقاً وقتي اين نوع مضامين را قبول داريد! چرا سعي نكرديد با كار دفاع مقدسي، به شكل جدي وارد سينما بشويد؟
البته كه براي من اين ژانر جايگاه خاصي دارد و ‌اي كاش مي‌توانستم اولين فيلمم را به كار در حوزه دفاع اختصاص دهم. حتماً درصدد اين هستم كه فيلم دفاع مقدس را كه علاقه قلبي خودم است بسازم چراكه در اين فضا نفس كشيده‌ام، زندگي كرده‌ام و محو و حل شده‌ام. به هرحال دفاع مقدس، ديني است كه در قالب سينما بايد آن را ادا كنم.
البته فكر كنم در تك و توك كارهاي قبلي تصويري نيز نگاهي به دفاع مقدس داشته‌ايد.
بله كارهاي مستند، مستند- داستاني و حتي سريال هفت قسمتي نيز تحت عنوان «او يك نويسنده بود» ساخته‌ام كه واقعاً برايم دوست‌داشتني است.
برگرديم به تم اصلي داستان «گيرنده» كه شايد سياسي اما به نظر من مقيد به لزومات اين ژانر نبوده و فقط سعي در بازگويي روايت بر اين ريل دارد.
من نه آدم سياسي‌ام و نه فيلم سياسي ساخته‌ام. در عين حال اگر «گيرنده» را حتي با چنين ماهيتي بدانند، دليلي ندارد كه دوباره بخواهم آن را ادامه بدهم. در مقطع فعلي حرفي داشته‌ام كه در اين ژانر به شكل بهتر قابل ارائه بوده است.
پس قطعاً اين قيد و بندي كه برخي در وابستگي به ژانر سينمايي براي خود ساخته‌اند، نسبت به شما متغير خواهد بود؟
مطمئن باشيد كه تنها در يك ژانر نمي‌مانم به ويژه اينكه علاقه به سينماي دفاع مقدس هم دارم و كارهايي را در اين زمينه انجام خواهم داد. فعلاً روي چند طرح كار مي‌كنم. در حين حال «گيرنده» نه به رئيس‌جمهور و فرد خاصي اشاره كرده و نه اسمي از زمان و مكان موقعيت جغرافيايي خود برده است.
خب اتفاقاً همين جاي سؤال است كه چرا اين عناصر مبهم و نامشخص براي روايت انتخاب شده؟
چون مي‌خواستم حرف جدي بزنم و تلاش كردم كه همين هدف لابه‌لاي حرف‌ها و عناصر سياسي گم نشود.
و اين حرف جدي كدام است؟
اول اين را بگويم كه متأسفانه برداشت‌ها گاه متناقض و به دور از واقعيت و اصل فيلم مطرح مي‌شود. در واقع «گيرنده» درباره فردي است كه در جامعه به يك تعهد و رسالت اجتماعي رسيده و اين مهم را داد مي‌زند. فردي به نام «حاج‌صمد» (با بازي سعيد راد) كه در ابتدا منافع خود و خانواده‌اش را مي‌بيند اما رفته رفته همين فرد به دليل دردهاي مردم، تعهدي اجتماعي را احساس كرده و منفعت شخصي خود را هم از ياد مي‌برد.
بنابراين بايد تنه اصلي را هم اجتماعي ديد تا هر بستري ديگر!
بله تمام عناصر فيلم در اين راستا حركت كرده، بسترش نيز همين نامه‌هاي مردمي به رئيس‌جمهوري است كه شكل سمبليك دارد و اينگونه هم جمع اجتماع را در اين نامه‌ها مي‌بينيم، بنابراين برخي هر قدر زور بزنند، نمي‌توانند نكته سياسي را از «گيرنده» بيرون بكشند.
گذشته از اين بحث، رگه طنزي را در روايت فيلم شاهد هستيم اما ترسيم اين خصيصه چقدر تعمدي بوده؟
بله در فيلمنامه از اول اينگونه بود. اتفاقاً برخي فكر مي‌كردند كه شايد اين رگه كمدي در مرحله اجرا، اغراق‌آميز شود.
خوشبختانه توي ذوق نمي‌زند و جلوي آن گرفته شده!
البته سعي كردم كه اگر طنزي هم پيش آيد، بتواند مردم را جذب كرده و گاه بخنداند اما اگر نتوانست حداقل هدف اصلي داستان را حفظ كرده و كار را لوس نكنم.
روي امكانات مورد نياز فيلم اشاره كنيم! تا چه اندازه «گيرنده» ذهني با در عمل اتفاق افتاده آن، تطبيق دارد؟يعني ما همان چيزي را در اجرا مي‌بينيم كه در فيلمنامه نيز نوشته شده؟
براي عملي كردن فيلمنامه نياز به امكاناتي ديگر داشتم كه متأسفانه همگي محقق نشد. اگر شرايط و ابزار بيشتري فراهم بود كار بهتري را به توليد مي‌رسانديم.
ولي خب فيلمي جاده‌اي است كه شايد در مقام قياس، كمتر نياز به ابزار و لوكيشن‌هاي قوي داشته باشد.
شما خود فيلم را ديده‌ايد و من هم فيلم و هم فيلمنامه را. قرار بود امكاناتي مضاعف بر آنچه در «گيرنده» نمايش داده شد را در اختيار داشته باشيم كه محقق نشد.
مثلاً چه نكته اضافي؟
همين ماشيني كه اكثر اتفاقات داستان و فيلمبرداري ما روي آن انجام شد. اتومبيلي خاص‌تر را لازم داشتيم كه كمبود بودجه اجازه نداد و با يك پنجم مبلغ ماشين اصلي، آن را تهيه كرديم، حتي حاضر شدم نصف دستمزد خود را بدهم كه باز متأسفانه فراهم نشد يا اينكه براي سكانس آخر قرار بود پلي را بسازيم كه كمبود بودجه دوباره اجازه نداد. شرايط دوربين اسلوموشن نيز اينگونه بود.
اما مركز گسترش سينماي مستند و تجربي كه وارد كار شده بود و ساپورت مالي كار را نيز حمايت مي‌كرد.
خب من زمان بيشتري را براي توليد فيلم نياز داشتم اما محمد قهرماني زير بار حتي دو روز اضافه‌تر نمي‌رفت. همه اين عوامل هم باعث شد اختلافاتي با تهيه‌كننده به‌وجود آيد كه با ورود مركز گسترش سينماي مستند و جمال شورجه، كار تا حدودي سرانجام بهتري يافت و با همين امكانات، فيلم را ساختيم.
البته كمتر اين نكات گفته شده، حضور خود جمال شورجه تا چه اندازه در روند فيلم دخيل بود؟
در مقام مشاور كارگردان. حضور آقاي شورجه و ديگر تهيه‌كننده كار، فيلم را به نحوي نجات داد و اگر اينها نبودند مشخص نبود سرانجام كار به كجا مي‌كشيد. در همين اندازه بدانيد كه همه فيلمنامه با جزئيات خاص خود در «گيرنده» اتفاق نيفتاد.
در عين حال همين حضور بازيگران اسم و رسمدار همچون سعيد راد و محمدرضا شريفي‌‌نيا براي هر فيلمي، وزنه سنگيني است كه براي كارگردان تازه‌كاري همچون شما در سينما، بايد نقطه قوتي قرار گيرد.
البته حضور اين طيف بازيگر، بي‌جهت نبود.
چطور؟
مطمئن باشيد يكي از دلايل اصلي قوت فيلمنامه است. همچنان كه بازيگري همچون سعيد راد، پيش از بازي در «گيرنده» پيشنهاد حدود ۴۰ فيلم را داشت كه به دليل ضعف قصه هيچ‌كدام را نپذيرفت، حتي به قول خودش طي هر ۱۰ سال بعيد است كه فيلمنامه‌هايي همچون «گيرنده» نوشته شود.
صحبت‌هايي هم درباره دستمزد شده كه گويا بسيار كمتر از حد معمول گرفته است؟
اين افراد تنها به دنبال كار و پول نيستند، حتي به خاطر فيلمنامه دستمزد را خيلي پايين گرفتند و همه نيز مي‌دانند.
شرايط براي بازيگران ديگر چگونه بود؟ از جمله محمدرضا شريفي‌‌نيا!
اتفاقاً شريفي‌‌نيا درعين اينكه فيلمنامه را پسنديد، پيشنهاد داشت كه نقش حاج‌صمد را بازي كند، گرچه قبول نكردم.
چرا؟
چون نيمي از اين كاراكتر را در او نمي‌ديدم و با صراحت به او گفتم، اما چون كليت فيلمنامه را قبول داشت به اعتبار خودش بازيگران ديگري را نيز به كار فراخواند. تأكيد بازيگران روي فيلمنامه خوب فيلم بود چراكه مهرداد غفارزاده‌اي در اين سينما نبوده كه كار او را ديده و به خاطر سابقه من بيايند.
گرچه شخصاً روي نقش خبرنگار كه «چكامه چمن‌ماه» آن را بر عهده داشت، نقدي جدي دارم كه گويا اساساً براي او ساخته نشده همينطور هم كه نه‌چندان دلچسب به ايفاي نقش پرداخت. در عين اينكه نقش تعريفي مشخص ندارد.
البته خب اين سليقه‌اي است و هركسي به تيم بازيگري خاص اعتقاد دارد، ضمن اينكه اگر نقش خبرنگار نيز به فيلم اضافه شده به معناي اين نيست كه حتماً به شكل تخصصي به نقش و كار او نگاه كنم.
ولي نه اينكه آن را هم خلاف واقع يا داراي افراط و تفريط كاذب نشان دهد!
من سال‌ها در مطبوعات بوده‌ام و مطمئن باشيد با اين فضا آشنايي دارم. از نظر من نقش خبرنگار فيلم به اندازه‌اي تعريف شده بود كه فيلم بدان نياز داشت. در غير اين صورت كاراكترها و قواعد داستان را تحت‌الشعاع قرار مي‌داد يا فيلم تبديل به كلاس خبرنگاري مي‌شد، بنابراين هر ابزار و نقشي هم در حد نما آمده است.
البته قصدم مصداق آوردن نبود اما مي‌توانستيد بازيگري حرفه‌اي‌‌تر را براي اين نقش بگذاريد.
ما از طريق آقاي شريفي‌‌نيا با ليلي اوتادي براي نقش صحبت كرديم كه چون در جريان چند پروژه ديگر بود نتوانست اين نقش را بپذيرد. با اين وجود من از «چكامه چمن‌ماه» راضي‌ام و آن نقشي كه مدنظرم بود ايفا كرد.
جدا از اين مسائل، فيلمنامه «گيرنده» هم نكته جالبي داشت و آن حضور سه نفر در مقام نويسنده است. اين تعدد، امكان چندگانگي و تشويش داستاني را موجب نمي‌شد؟
اگر قرار بود كه به تنهايي فيلمنامه را بنويسم هم سابقه‌اش را داشتم و هم توانايي‌اش را. با ساختار داستان‌نويسي آشنا هستم و از سال ۵۸ تا به الان نيز در اين حوزه قلم مي‌زنم و نزديك به ۲۰ رمان و مجموعه داستان نوشته‌ام. با اين حال در فيلمنامه‌نويسي به كار گروهي اعتقاد بيشتري دارم.
به هرحال بايد دليلي داشته باشيد.
چون فيلمنامه گروهي با تلفيق چند تفكر، ضريب اشكالات وارده بر كار را كاهش مي‌دهد و داستان كاملي را فراهم مي‌آورد كه خود جسارت و جرئت سرمايه‌گذاري بيشتري را رقم خواهد زد. برعكس رمان كه نويسنده به تنهايي با مخاطب ارتباط برقرار مي‌كند فيلم حاصل كار گروهي است كه فيلمنامه نيز از اين امر مستثني نخواهد بود و جمع چند فكر، كيفيت را ترقي مي‌دهد.
به عنوان سؤال آخر، از طرح‌ها و احياناً فيلم‌هاي در دست ساخت پيش رو بگوييد، كار تازه‌اي را مدنظر داريد؟
تله فيلم «روز ملاقات» را قبل از جشنواره ساختم. الان هم روي چند طرح كار مي‌كنم كه اولويتم اثري در ژانر سينماي دفاع مقدس است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار