کد خبر: 460095
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۱:۰۰
كارلوس كرش از اولين باخت با ايران فرار كرد. او حالا در آستانه تجربه يك‌سال زندگي بدون شكست با تيم ملي ايران است و اين براي مردي كه مي‌خواست و مي‌خواهد در فوتبال ايران، خود يك پيروزي باارزش است. وقتي به تيمي كه او مقابل اردن به زمين فرستاد نگاه مي‌كنيم، وقتي غيبت تمام ستاره‌هايش را مي‌بينيم، وقتي نبود آندو، جباري، خلعتبري، نكونام و... را حس مي‌كنيم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه شايد او توانسته باشد گوشه‌اي از توقعات را هم برآورده كند. توقعي مانند حفظ و تداوم شكست ناپذيري تيمش!
اما ديدار با اردن، براي ما دو درس خاص داشت. اولين درس، مثل يك شعار، مانند يك انتظار عاميانه مي‌ماند. شايد همان لحظه‌اي كه محمد قاضي از زمين برخاست و ضربه سرش را درون دروازه جاي داد، اين سؤال در ذهن بسياري از مردم شكل گرفت كه يك تيم، چرا نبايد در تمام طول بازي‌در تمام لحظات مسابقه از اولين سوت داور تا آخرين سوت او، همين نمايش را داشته باشد؟ تيمي كه دو گل مي‌خورد و بعد دو گل مي‌زند، حتماً فاصله‌اي ميان دو دنياي خود داشته. يك بار در دنيايي رخوت زده سير كرده كه چهار مدافعش در كمتر از دو ثانيه به ساده‌ترين شكل ممكن از مهاجم اردني دريبل بخورد و يك بار ديگر در دنيايي بسيار متفاوت‌تر از قبل، هر دو گل خورده را در فاصله‌اي كوتاه تا پايان مسابقه جبران مي‌كند. آيا كارلوس كرش كه امروز بدل شده به آرزوي سرمربي منچستر يونايتد براي جانشيني‌اش، همين تفاوت‌ها را نمي‌بيند؟! آيا حس نمي‌كند كه بايد همين فاصله را كه محصول يك فقر فكر حرفه‌اي و روحي و رواني است را جبران كند؟
كرش در بازي با اردن ديد و به ما هم نشان داد كه هنوز كارهاي نكرده بسياري دارد. هنوز بايد تيمش را بسازد و پرورش دهد و ضعف‌هايي را بپوشاند كه همگي تاكتيكي و تكنيكي نيستند اما همين مرد در شبي كه مي‌توان به شكل بازي ايران نقدهايي جدي داشت، روي ديگر مربيگري خود را نشان داد. روي خاص و ويژه‌اي كه تا امروز چه از مربيان بومي و چه غيربومي نديده بوديم. درست است كه دستش خالي بود، ولي همين كه رضا حقيقي را براي اولين بار در روزي كه تيمش عقب است به زمين مي‌فرستد، وقتي علي كريمي را بيرون مي‌كشد و يعقوب كريمي را راهي ميدان مي‌كند، وقتي حسين ماهيني را صاحب اين اعتماد به نفس مي‌كند كه مي‌تواند در ميدان جاي بزرگان را بگيرد، نشان مي‌دهد كه تفاوت‌هايي دارد. تفاوت‌هايي آشكار و مشخص با مربياني حتي مانند برانكو ايوانكوويچ يا امير قلعه‌نويي و علي دايي و قطبي كه حتي در ساده‌ترين بازي‌هاي تداركاتي هم به دنبال بازگرداندن لژيونرها به اردوي تيم ملي بودند.
بازي با اردن، همراه بود با بيم و اميدها. بيم از آن ۶۰ دقيقه پر از رخوتي كه بر تيم ملي حاكم شد و البته اميد به تداوم جوانگرايي و زنده نگه داشتن اميدواري‌ها تا دقيقه ۹۳ بازي! بازي با اردن، محكي بود براي شخص كرش كه ببيند و بفهمد كه تيمش هنوز صاحب ضعف‌هايي آشكار است و البته به ما نشان دهد كه بازيكناني كه صاحب نامي بزرگ هستند، فقط مي‌توانند به واسطه عملكردشان اميدوار به حضور در تركيب ۱۱ نفره باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار