
جانشين فرمانده سپاه تهران بزرگ، فرماندهي تيپ مستقل ۴۴ قمربني هاشم (ع) و جانشين فرمانده لشكر محمد رسولالله (ص) تهران در كارنامه ايشان درج شده است. خاني در گفتوگوي تفصيلي با «جوان» ضمن اشاره به پيروزي قريبالوقوع اصولگرايان در انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي آنها را از تخريب و تخطئه رقيب برحذر ميدارد و به پايبندي به اخلاق سياسي توصيه ميكند.
انتخابات دوازدهم اسفند ماه، اولين انتخابات پس از فتنه ۸۸ است. با توجه به اين موضوع دلايل اهميت انتخابات مذكور را چه ميدانيد و چگونه بايد عمل شود كه يك انتخابات پرشور با مشاركت حداكثري داشته باشيم؟
انتخابات مجلس نهم كه در ۱۲ اسفند ماه برگزار ميشود به چند دليل اهميت دارد؛ اولين دليل اهميت آن اين است كه تهديدات كشورهاي غربي نسبت به گذشته شكل جديتري به خود گرفته است. آنها نفت ما را تحريم كردهاند، بانك مركزي را هم به همين شكل و اينها حكايت از آن دارد كه آنها قصد دارند انتخابات نهم مجلس را تحت تأثير قرار دهند و مشاركت مردمي را كاهش دهند.
اينگونه تهديدات و فشارهاي كشورهاي غربي بايد جدي گرفته شود. حضور مردم در انتخابات بايد با شور و حرارت خاصي باشد مثل حضور در راهپيمايي ۲۲ بهمن ماه كه باعث شد اوباما گزينه نظامي را بگويد كه از روي ميز حذف كرده است. مشاركت حداكثري مردم باعث افزايش قدرت كشور و نظاممان در عرصه بينالملل و سياست خارجه خواهد شد و اين باعث رشد، پيشرفت و توسعه كشورمان خواهد شد. در عرصه داخلي هم اين انتخابات تأثير زيادي خواهد داشت چرا كه وحدت و انسجام ملي را پررنگتر ميكند و روحيه همدلي و يكدلي را در بين آحاد جامعه بيشتر خواهد كرد كه اين براي روند امور جاري كشور بسيار پرسود و تأثيرگذار خواهد بود.
دقيقاً عكس اين اتفاق در انتخابات سال ۸۸ افتاد؛ جايي كه عدهاي فريب خوردند و با نوع عملكرد و مواضع خود دشمن را به تعدي به كشور و نظام جري كردند، وحدت و يكدلي را در بين جامعه خدشهدار كردند و موانع بسياري را در عرصه داخلي و خارجي جلوي پيشرفت نظام به وجود آوردند. لذا ما بايد در ۱۲ اسفند ماه ثابت كنيم كه توطئههاي دشمن را فهميدهايم و ميخواهيم بهتر از گذشته عمل كنيم و حاضر نيستيم كه مثل سال ۸۸ كلاه دشمنان را بر سر برخي از افراد و جريانات ببينيم. البته نكتهاي كه نبايد در اينجا ناديده گرفت اين است كه مردم در شرايط كنوني از مشكلات اقتصادي در رنج هستند و از اين بابت دچار ناراحتي هستند و اين نشان ميدهد كه عملكرد تيم اقتصادي ما (به صورت كلي) ضعيف بوده است كه مثلاً اين نوسانات دلار و سكه در بازار ميافتد و بايد مجلسي را انتخاب كنيم (افرادي را مورد توجه قرار هيم) كه بتواند يك بازوي قوي براي دولت و نظام باشد و اين مشكلات را هم به نوبه خود سر و سامان ببخشد. البته اين مجلس بايد موضوعات مهمي مثل اشتغال، سياست خارجه و موضوعات معيشتي مردم را نيز مورد توجه قرار دهد. نميخواهم در اينجا اشكالات مجلس را يادآوري كنم اما بايد عرض كنم كه مجلس هشتم اشكالاتي را در موارد مختلف داشته است. مثلاً در بحث اشتغال، معيشت و مسائل اقتصادي كشور. اين مجلس در برخيجاها كوتاهي و نواقصي داشته است كه بايد آنها برطرف شود. نكته ديگر اين است كه حضور گسترده مردم در پاي صندوقهاي رأي جايگاه جمهوري اسلامي را در شرايط بيداري اسلامي تقويت خاصي ميبخشد و نظام سلطه را به مانند هميشه مأيوستر ميكند. مجلس قدرتمند دولت قدرتمند به وجود ميآورد چرا كه همه وزرا بايد از مجلس رأي اعتماد بگيرند. فكر ميكنم برخي از اين اشكالات و كاستيهايي كه در بعضي از وزارتخانهها هم ديده ميشود همين موضوع است و اينها لزوم شكلگيري مجلس قويتر و قدرتمند را نشان ميدهد.
شكلگيري مجلس قوي در كنار آنكه تقويت كننده نظام، دولت و ديگر نهادها و سازمانها خواهد بود راه را بر نفوذ جريانهاي خاص از جمله جريان انحرافي و فتنه ميبندد.
شما به نقاط ضعف مجلس هشتم اشاره كرديد؛ ارزيابي كلي شما از كاركرد مجلس هشتم چيست؟
مجلس هشتم يك مجلس خوب با كاركرد خوب بود. مثلاً بحث يارانهها، موضعگيريهاي سياسي كه در برابر دشمنان ما داشته، در مقابل دولتهاي غربي داشته و بعضاً عكسالعملهاي خوب، سريع و فوري در اين راستا انجام داده است. از بعد داخلي و از بعد خارجي هم ميتوانيم نمرات قابل قبولي را به مجلس بدهيم، البته اشكالاتي هم داشته است كه در بعضي از جاها در بحثهاي خارجي، بايد محكمتر، جديتر و تخصصيتر وارد ميشد. اشكالاتي داشته. در بحثهاي داخلي هم، بالاخره برخي از نوساناتي كه امروز در بازار اقتصاد به وجود ميآيد بخشي از آن هم متوجه مجلس است. ما منابع بسيار قوي در كشور داريم و هيچ چيزي كم نداريم. يعني شما امكان ندارد وارد هر بعدي شويد و كم داشته باشيد. زمين حاصلخيز، معدن عظيم، آب فراوان و ديگر مؤلفههايي كه ايران را جزو بهترين كشورهاي منطقه قرار داده است. شايد اگر با خيلي از كشورهاي اروپايي مقايسه كنيم ايران بهتر و قويتر هم باشد. از نظر انساني ما علما و مردم و جوانهاي خوبي داريم. ما نبايد مشكلاتي كه بعضاً در ايران به وجود ميآيد را شاهد باشيم، نبايد مشكل اشتغال و اقتصادي داشته باشيم. در هر صورت بخشي از اين تقصيرها هم متوجه مجلس است. پس در مجموع، ضمن اينكه كارهاي خوبي در بعد داخلي و خارجي انجام داده اشكالاتي هم در بعد داخلي و خارجي داشته است.
اوضاع جريانهاي فتنه و انحرافي را در آستانه انتخابات مجلس چگونه ميبينيد؟
اين دو جريان تلاشهاي زيادي براي پيروزي در اين باره انجام دادهاند. سران فتنه بايد بنشينند و ببينند كه چه كار كردهاند و چه بلايي به سر مردم و مملكت آوردهاند. نميشود كه به راحتي از عملكرد آنها گذشت كرد. مدعيان اصلاحات اگر رأيدهندگان و ۱۳ ميليون را ميگويند اين مبنا نيست. خيلي از آنها انسانهاي خوبي بودند و بعد متوجه شدند كه اشتباه كردند و ديگر در آن اردوگاه نيستند ولي كساني كه فرماندهان پشت صحنه بودند واقعاً بايد خودشان را مؤاخذه كنند و بايد در مقابل خدا پاسخگو باشند كه چه كار كردهاند. حدود يك سال و چندي كشور را ملتهب نگه داشتند، مشكلات كشور را اضافه كردند و نه تنها هيچ نتيجهاي شامل حال كشور نشد، بلكه ضربات سنگيني را در بعضي از ابعاد خورديم و خود آنها هم ميدانستند كه تقلب ادعاي واهي و بيخودي است. در هر صورت اينها به عنوان كساني كه باعث اين كار بودند (و خارجيهايي كه اين برنامه را طراحي كردند و اقداماتي را انجام دادند) دنبال اين بودند كه كشور را مدت زيادي ملتهب نگه دارند كه تا حدود زيادي موفق بودند كه آن حماسه ۹ دي اتفاق افتاد كه همه چيز يك دفعه برگشت به آن مسيري كه بايد برميگشت. خلاصه اينكه حق مردم ايران و كشور ما اين نبود كه بعضي از افراد منحرف مردم را اذيت كنند. آيا سران فتنه به خاطر ناامنيها و فشارهايي كه براي مردم به وجود آورده بودند به راحتي خودشان را ميبخشند؟ آنها اگر اختلاف سليقهاي يا با كسي حرفي داشتهاند، اگر با جريان سياسياي مشكلي داشتهاند نبايد اينقدر مردم را اذيت ميكردند. در آن فتنه بيشتر از همه مردم آسيب ديدند و به خاطر همين بود كه ۹ دي همه مردم به خيابانها آمدند و يك «نه» بزرگ به جريان فتنه گفتند. جريان انحرافي هم متأسفانه چند سالي است كه شكل گرفته و قطعاً هم در انتخابات فعال است و هزينه ميكند و به دنبال اين است كه كرسيهاي مجلس را صاحب شود و به هر شكلي كه شده افراد خودش را وارد مجلس بكند و بعضاً هم از برخي از دستگاهها حمايت مالي ميشوند و بعيد ميدانم كه به جايي برسند و فقط و فقط وقت خودشان را تلف و بيخودي پولشان را هزينه ميكنند چون مردم ايران فهميدهاند كه جريان انحراف و فتنه جايگاهي در كشور ما ندارد. احتمال دارد در يك مقطع كوتاهي يك موفقيتهايي پيدا كند ولي به سرعت مردم ميفهمند و دست اينها رو ميشود و بايد دوباره با خجالت و شرمندگي از بين مردم بروند. به هر صورت دشمنان به دنبال اين چيزها هستند كه فتنه درست كنند، يا انحراف را سر و سامان دهند. البته اگر اينها ضربه بخورند دوباره يك جريان ديگري درست ميكنند، پس ما بايد با بصيرت حركت كنيم و مواظبت كنيم از انقلاب و نظاممان، نگاهمان به مقام معظم رهبري باشد و موضعگيريها و خطمان را براساس گفتههاي مقام معظم رهبري پيش ببريم. اين انحرافات تمام شدني نيستند و دوباره جرياناتي پيش ميآيد كه بايد با آن جريان مبارزه كرد.
شما به عنوان شهردار يكي از مناطق تهران مشكلات تهران را در چه حوزههايي ميبينيد و در صورت راهيابي به مجلس معتقديد بايد روي كدام قسمتها بيشتر كار شود؟
من طي اين دو سه سال كه در شهرداري تهران فعاليت كردهام، شهردار قلب تهران بودهام كه تقريباً قسمتهاي مهمي مثل بيت رهبري، دفتر رياست جمهوري، قوه قضائيه اينجاست و مهمترين مسائل مالي و بيشترين معاملات مالي كشور در خيابان جمهوري است. اين دو سه سال تجربيات خوبي پيدا كردم. مشكل اساسي كه من فكر ميكنم در تهران وجود دارد، بحث اشتغال جوانان است كه يك بحث بسيار جدي است و ما ميخواهيم آن را پيگيري كنيم، بحث آلودگي هواي تهران كه جزو مشكلات اساسي است كه سلامت بسياري از مردم را دچار مشكل ميكند، بحث ترافيك تهران است. بحث مسائل فرهنگي و مسائل اجتماعي و تفريحي، ما بايد مراكز فرهنگي را توسعه دهيم.
مجلسيان با كمك شهرداري تهران بايد دست به دست هم دهند و با كمك دولت بتوانند قدمهاي بزرگي براي تهران بردارند، در زمينه مشكلات اجتماعي و فرهنگي هم ما بايد مكانهايي را براي اين كار در نظر بگيريم. خود تهران فكر ميكنم بيش از حد بزرگ شده، بايد به كمك دولت و نمايندگان تدابيري بينديشيم و اقداماتي را انجام دهيم كه بتوانيم جلوي مهاجرت را از شهرستانها به تهران بگيريم، ما بايد به شكلهاي مختلف جلوي مهاجرت به تهران را بگيريم. منظور من اين نيست كه جمعيت تهران را به جاهاي ديگر انتقال بدهيم چون اين طرح موفقي نيست و دولت هم با تمام تواني كه گذاشت موفق نبود. ولي من اعتقاد دارم كه جلوي مهاجرت را ميتوان گرفت. بايد با شرايط و وضعيتهايي كه ميتوانيم درست كنيم مهاجرت به تهران را كم كنيم و متقابلاً مشكلات تهران را با اقداماتي كه انجام ميدهيم كم كنيم؛ به عنوان مثال ما بايد از شهرداري حمايت كنيم. سال گذشته دولت قولهايي به شهرداري داد كه عملي نشد. مترو بايد در تهران به طور جدي عملي شود كه اين تنها كار شهرداري نيست، ما بايد در مجلس پيگيري كنيم، بحث حمل و نقل عمومي و خصوصاً مترو به صورت گسترده در سطح تهران بايد كاملاً عملي شود.
اگر امروز ۳۰ كيلومتر داريم بايد اين را به ۱۰۰ كيلومتر برسانيم. من فكر ميكنم اگر مترو در سطح عالي در تهران شكل بگيرد مردم كمتر از وسايل نقليه شخصي استفاده كنند.
برخلاف انتخابات گذشته كه شاهد
دو قطب اصلاح طلب و اصولگرا بوديم، امروز دو قطبي در دل اصولگرايي شكل گرفته و در كنار آن جريان اصلاح طلب هم به صورت چراغ خاموش در حال فعاليت است؛ برآورد شما از اين صف بندي چيست؟
جريانات همه فعال هستند؛ بعضيها بروز و جلوههايشان بيشتر است و بعضيها كمتر. اما همه جريانها در انتخابات مجلس فعال هستند. زماني هست انتخابات در همه كشور همين طور است بعضي از زمانها هست كه رقابت خيلي شديد ميشود و بعضي مواقع انگيزه رقابت كم. اين طبيعي است. شما اگر انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ را مقايسه بكنيد تفاوت را كاملاً احساس ميكنيد؛ تبعات و گرفتاريها و مشكلاتش بسيار زياد بود و سالهاي قبل از انتخابات ۸۸ اين حساسيتها را نداشتيم.
اين نيست كه رقابتي بين اصلاح طلبها و اصولگرايان نباشد. احتمال دارد شدتش نسبت به دوره قبل كمتر باشد اما وجود دارد. نكته دوم درباره اصولگرايان اين است كه جبهه متحد به عنوان جبهه متحد اصولگرايي است در هر صورت مدلي و فرمولي تعريف كرده، بزرگاني در آن حضور داشتهاند و تلاش هم، همين بود كه جبهه متحد شكل بگيرد و ساز و كارش هم تعريف شود و همه اصولگريان در ذيل آن فعاليت كنند.
عده اي اين را قبول نكردند و در هر صورت خودشان دنبال تشكيلات جدا رفتند. در انتخابات هم تصميم بايد بر رفاقت باشد يعني ما نبايد زمينه اختلاف را فراهم كنيم يعني اگر همه ما خودمان را اصولگرا ميدانيم بايد تعهد به اصولگرايي هم بدهيم. امروز اگر ميگويند يك يا چند ليست اصولگرا و خودمان را اصولگرا ميدانيم بايد رفتار، برخورد و عملكرد و نوع حرفزدنمان اصولگرايي باشد. نبايد از دامنه اصولگرايي خارج شويم.
اينكه يكديگر را متهم و تخريب كنيم كار درستي نيست. ميخواهم به همه كساني كه خودشان را زير چتر اصولگرايي ميبينند به عنوان فردي كه خود من هم وارد اين عرصه شدهام توصيه كنم كه نسبت به يكديگر تحمل داشته باشيم، همديگر را پوشش بدهيم. راههاي مختلفي وجود دارد براي اثبات خودمان. لازم نيست يكديگر را تخريب كنيم، خودمان را اصلاح كنيم، خودمان را مطرح كنيم، توانمنديهايمان را معرفي كنيم چرا به دنبال تخريب ديگران برويم. همان اندازه كه به دنبال تخريب ديگران هستيم بايد به فكر اثبات خودمان باشيم.
نكته آخر اينكه بايد همه كساني كه درد اصولگرايي دارند و ناله اصولگرايي سر ميدهند و خودشان را اصولگرا ميدانند، دنبال اين باشند كه كارآمدي دين را در صحنه سياست اثبات كنند و اگر واقعاً افرادي به اين نتيجه نرسيدهاند فكر ميكنم از جريان اصولگرايي خارج هستند. كساني كه به اين نتيجه نرسيدهاند كه دين در عرصه سياست كارآمد است و اگر اعمال و رفتار ما خروجيشان غير از اين باشد هم به دشمنان داخلي كمك كردهايم و هم به دشمنان خارجي.
به نظر ميرسد نماينده شهر تهران بودن بيشتر سمبوليك است به اين معنا كه ۳۰ نماينده دارد ولي نمايندگانش در مشكلات اجرايي و شهري و معيشتي مردم فعاليت آنچناني ندارند؛ شما با اين موافقيد؟ چه بايد كرد كه نمايندگان اين شهر هم به وظايف اصلي خودشان بپردازند تا به موضعگيري سياسي و امثالهم؟
بنده حرف شما را قبول دارم.ما به عنوان نماينده تهران، نماينده پايتخت اين را بايد بپذيريم كه كار كلان مجلس براي همه كشور است؛ به عنوان مثال قانوني كه تصويب ميشود، بحثهايي كه در مجلس ميشود خيلي از اينها براي همه مردم كشور است. بالاخره نمايندههاي تهران مثل بقيه نمايندهها، در بحث سياست خارجي، سياست داخلي، بحثهاي اقتصادي،بحثهاي فرهنگي بايد دخيل باشند و نمايندههاي تهران بايد جلوتر باشند و قويتر عمل بكنند. در هر صورت اين كه جزو كارهاي اصلي نمايندگي است ولي نبايد غافل شويم از مشكلاتي كه مردم تهران دارند. اينكه نمايندگان بايد در سياستهاي خارجي و كلان مجلس شركت كنند حرف درستي است. اين كار آنهاست ولي چه كساني بايد مشكل تهران را حل كنند؛ بحث اشتغال و آلودگي، تراكم و جمعيت، سلامت، فرهنگي و اجتماعي تهران را؟ همه آنها كار ۳۰ نماينده نيست، درصدي از آن دست نمايندگان است و دستگاه اجرايي دولت بايد كمك كنند، دستگاههاي مختلف بايد كمك كنند اما ۳۰ نماينده تهران خيلي نقش دارند و ما اين موضوع را به عنوان يك ضعف قبول داريم. ما نميتوانيم به عنوان نماينده تهران بيگانه باشيم با مسائلي كه گفته ميشود. بايد وارد ميدان شويم. به عنوان مثال بحث خروج مردم از تهران را ما قبول نداريم چون طرحي بود كه انجام نشد و نتيجهاي نگرفت پس بايد ورود آن را ببنديم، كه ما ميتوانيم با برنامهريزي اين كار را انجام دهيم و بايد دستگاههاي ديگر كمك كنند. البته با كمك دستگاههاي ديگر و دولت. باز هم بايد مجلس پيشقدم شود و در هر صورت طرح ميخواهد، مصوبات ميخواهد كه نيازمند كمك مجلس است. اگر تا الان انجام ندادهايم اين كوتاهي بوده، نميخواهم بگويم كه همه نمايندههاي تهران در كارهايشان كوتاهي كردهاند يا اين اتفاق افتاده ولي من سؤالم از شما به عنوان روزنامهنگار اين است كه چه كساني بايد اين مشكل را حل كنند؟
من ميگويم اگر مردم به ما رأي دادهاند و ما نماينده آنها هستيم پس بايد به فكر سلامت، شغلشان، آيندهشان، اقتصادشان، مسير و راهشان باشيم. حالا شايد بعضي از دوستان بگويند اين قسمت وظيفه شهرداري است، نه اينطور نيست. شهرداري بايد كمك كند. شهرداري ميتواند در سال يك درصدي از مترو را راهاندازي كند. ما ميخواهيم ۵ برابر و ۱۰ برابر اين حد را ايجاد كنيم.
انتقادي كه به جبهه متحد وارد ميكنند اين است كه ميشود برخي جوانان انقلابي و شجاع و متخصص را جايگزين برخي از گزينهها كرد كه سابقه زيادي در عرصه سياسي و حوزه اجرايي دارند، نظر شما چيست؟
برداشت خود من اين است كه بهترين، جامعترين و با ظرفيتترين ليست در حال حاضر ليست جبهه متحد است و احتمال دارد بعضيها اين اعتقاد را نداشته باشند ولي عقيده من اين است ولي اينكه خود جبهه متحد اين ليست را صددرصد قابل قبول بداند بالاخره جاي ضعف است ولي ضعف اين ليست خيلي كمتر از ليستهاي ديگر است. بالاخره مردم يك ليست ۳۰ نفره را بايد انتخاب كنند و تصميمگيرنده آخر مردم هستند.
در آستانه انتخابات مجلس مثل دورههاي قبل افرادي يك شبه گروه تشكيل دادهاند؛ ميزان رأيآوري آنها و اعتماد مردم به اين گروهها چقدر است؟
بعد از انتخابات بايد فهميد كه مردم به كدام ليست بيشتر اعتماد كردهاند و اين را كه قطعاً مردم بايد جواب بدهند اما احساس من اين است كه جبهه متحد اصولگرايي توانسته از همه تفكرات اصولگرايي استفاده كند، بالاخره حضور افرادي كه در ليست جبهه متحد با ظرفيتها، افكار و ديدگاههاي مختلف هستند مؤثر بوده است. شايد بعضي از افراد هم كه يك مسير كوتاهي با ما در جبهه متحد آمدند و بعد ديگر نيامدند، يكي از اشكالاتشان اين بود كه چرا شما از همه ظرفيتهاي اصولگرايي استفاده ميكنيد، در هر صورت خود اصولگراها در بحثهاي اقتصادي، سياسي، راهبردي، خارجي و داخلي ديدگاههاي متفاوتي دارند. شايد بعضيها نظري داشته باشندكه ديگران آن را قبول نداشته باشند مثل ولايت فقيه كه همه اصولگراها مقام معظم رهبري را قبول دارند. در بحثهاي سياسي، اقتصادي و بحثهاي مختلف ديدگاه اصولگراها، ضعف جبهه متحد يك ضعف بزرگي است كه من فكر ميكنم شايد در گذشته هم اينطوري نبوده است كه اين دوران توانستهاند از همه افكار مختلف اصولگرايي استفاده كنند.
بعضيها معتقدند كه ارائه چند ليست باعث پررنگتر شدن انتخابات و پرشورتر شدن حضور مردم در پاي صندوقهاي رأي ميشود؛ نظر شما در اين رابطه چيست؟
اگر باب رفاقت را باز كنيم نتيجه مثبتي ميبينيم، اگر رقابت ما براي حضور گسترده مردم باشد كه اين اهميت دارد و خداوند هم راضي است و عنايتش شامل حال ما ميشود اما اگر نتوانيم فكر ميكنند هر چيزي كه آنها ميگويند و آن نظري كه آنها دارند صحيح است و اين حركتها، حركتهاي خوبي است. و با يكديگر رفاقت داشته باشيم كه در مطرح كردن و اثبات خودمان خيلي مفيد است اما اگر بخواهيم يكديگر را تخريب كنيم نه تنها انتخاب را پرشور نميكند، بلكه مردم اين برداشت را پيدا ميكنند كه اينها فقط به دنبال اين هستند كه يكديگر را تخريب كنند و ما متأسفانه ميبينيم كه بعضي از افراد راه تخريب را پيش گرفتهاند.
متأسفانه به مانند گذشته فضاي تخريب و متهم كردن ديگران در آستانه انتخابات حرف اول را ميزند، حتي در بين گروههاي اصولگرا؛ راهكارهاي مقابله با اينگونه برخوردها و بداخلاقيها چيست؟
اينها را بايد از خود آنها سوال كرد كه چرا واقعاً در فضايي كه دشمنان خارجي از توطئهها و دسيسههاي مختلف براي ضربه زدن به كشور استفاده ميكنند و برخي مشكلات داخلي هم هر روز به شكلي محرز ميشود اين افراد خوراك تبليغاتي رسانههاي غربي را فراهم ميكنند. ما تأسف ميخوريم كه برخيها خودي را با دشمن اشتباه ميگيرند. اينجاي تأسف است. حالا كه شخصيتهاي بزرگواري مثل حضرت آيتالله مهدويكني و حضرت آيتاللهيزدي و چهرههاي خاصي نظيرآيتاللهمصباح حضور دارند چرا بايد تخريب رواج بگيرد.