بنا به اخبار رسانههاي غربي، اوباما فرمان اجرايي تحريمهاي جديد و گسترده مالي عليه ايران و بانك مركزي جمهوري اسلامي را امضا كرد. اوباما گفته است كه به دليل پنهان كاري بانكهاي ايران براي دور زدن تحريم ها، اقدامات تازه براي برخورد با آنها ضروري است و اين فرمان همزمان با ورود وزير خارجه رژيم اسرائيل به امريكا بود. آويگدور ليبرمن، وزير امور خارجه رژيم اسرائيل در نخستين روز از سفر خود به واشنگتن با «ديك لوگار» سناتور امريكايي درباره برنامه هستهاي ايران ديدار و گفتوگو كرد. او قصد دارد با تحريك مجدد امريكا به تمركز جديد به نقش روسيه و چين و هند در تشديد فشار وتحريم بپردازد و همزمان فرصت اتخاذ مواضع حمله احتمالي به تاسيسات هستهاي ايران را براي طرح نقش رژيم صهيونيستي در معادلات منطقهاي حفظ كند.
انجام سفر بازرسان آژانس بينالمللي انرژي به تهران و ادامه اين مذاكرات در ماه آينده ومواضع متناقض واشنگتن در مورد رويكرد هستهاي ايران همه بيانگر اين موضوع است كه تشديد سياست تحريم و وادار ساختن ايران به عرصه مذاكره از موضع ضعف همراه با تشديد جنگ رواني كماكان عليه مردم ايران در جريان است. تلاش لابي صهيونيستي در غرب براي نشان دادن سياست سلطه از شدت بيشتري برخوردار شده است و دور جديد را با هدف توليد ايده آليسم تهاجمي در برابر ايران آغاز كردهاند. دولت اوباما امروزه بايستي مرز خود را با دخالتهاي رژيم تل آويو كاملاً مشخص و روشن سازد، زيرا ادامه اين وضعيت و تلاش براي غير منطقي جلوه دادن رفتار هستهاي ايران بيپاسخ نخواهد بود و اين رفتار امريكا در كارنامه تعاملات خود با ايران ثبت خواهد شد.
دندان نشان دادن رژيم صهيونيستي كه در جنگ ۲۲ روزه و۳۳ روزه تجربه كاملي از ورود به بازي منطقهاي دارد، ميتواند مجدداً درس بزرگي براي آينده باشد. ليكن تكرار اشتباه اين بار با هزينه سرسامآوري همراه خواهد بود. رهبران رژيم تل آويو مناسب است يك بار ديگر به مقاله هاآرتص به قلم گيدئون لوي با عنوان «اسرائيليها بايد از رهبران خود بهراسند، نه از ايران» توجه مجدد كنند. او مينويسد كه اين احتمال وجود دارد افرادي كه در حال خواندن اين مقاله هستند، در طول زمستان سال آينده زنده نباشند، همچنين ممكن است بسياري از آنان به دلايل طبيعي نميرند، چراكه مقامات اسرائيل گفتهاند در بهار به ايران حمله خواهند كرد. اگر اين ارزيابيها درست باشد، در نتيجه بسياري از اسرائيليها به دليل اين حمله جان خود را از دست خواهند داد. وي در پايان چنين نتيجه ميگيرد كه در واقع تمامي اين جنگها براي ساكنين سرزمينهاي اشغالي فاجعه آميز بوده است. بدترين آنها نيز مربوط به جنگ ۳۳ روزه بوده است. هم در اين جنگ و هم جنگ ۲۲ روزه در غزه، اسرائيل بسيار بيشتر از آن چيزي كه به دست آورد، از دست داد و خسارت ديد. به نظر ميرسد كه در مورد جنگ با ايران هم همين واقعه رخ دهد. اين جملات بوي نبرد رواني نميدهد، بلكه درك از هشداري است كه تهران با صداي بلند آن را اعلام كرده است.