دعوا و مرافعه آن روزهای حضرات دوم خردادی، بیآنکه سودی برای هیچ کدام از گروههای اصلاحطلب داشته باشد و بیآنکه مردم، به فلان دسته اصلاحطلب، حق بدهند و بهمان دسته را باطل بدانند، سبب برد اصولگرایان، بلکه ناخواسته و خداخواسته، باعث تأسيس جریان اصیل اصولگرایی شد. خوب یادم هست آن ایام، ژورنالیستها و روزنامهنگاران جناح اصولگرا، برای نقد کارنامه دوم خردادیها، بیش از آنکه خود، چیز بنویسند و خود، حرف بزنند، همان مدارک و اسناد و قیل و قالی را رو میکردند که اصلاحطلبان علیه یکدیگر به کار میبردند!
طرفه حکایتی بود؛ امثال ما برای نقد عصر اصلاحطلبی، کار راحتی داشتیم و ناسزاهایی که دوم خردادیها به هم میدادند، به رخشان میکشیدیم! اگر «کارگزاران» علیه «مشارکت» حرفی زده بود، اگر «همبستگی» علیه هر دوی اینها، اگر «مجمع روحانیون» علیه هر سه شان، و اگر «سازمان مجاهدین» علیه همهشان، ما این همه حرافی و جنگ و نزاع را، با هم و مکمل هم و همه را یکجا، نشان دوم خردادیها و ایضاً مردم میدادیم و بحق نتیجه میگرفتیم که اصلاحطلبان، بنا به روایت خودشان، اصلاً و ابداً کارنامه درخشانی ندارند و به درد دولتمردی و سکانداری نمیخورند. ما آن روزها در این باب به دو نکته مختصر و مفید بسنده میکردیم.
یک: دوم خردادیها که بیش از کار، با هم منازعه میکنند، حتماً لیاقت مسندنشینی ندارند. مردم از مسئولان، کار و خدمت میخواهند، نه بزن بزن!
دو: دوم خردادیها که خودشان پته کارنامه خودشان را روی آب میریزند، نه فقط بنا به اعتراف خودشان، جدا جدا مستوجب نکوهشاند، بلکه باز هم بنا به اعتراف خودشان، چارهای نداریم الا اینکه قبول کنیم نمره کلیت جریان اصلاحطلبی، منفی است.
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
متأسفانه در جبهه اصولگرایی، برخی چیزها که میبینم و بعضی چیزها که میشنوم، مثل تلنگری است برایم و مرا یاد دوران ماضی که به اختصار، اشاره رفت، میاندازد. بگذار واضحتر سخن بگویم. بیم از این دارم که فردایي دیگر و در نقد کلیت جریان اصولگرایی، هیچ لازم نباشد که منتقدین، از جیب خودشان، چیزی رو کنند! وقتی که ما اصولگرایان، همدیگر را بیمحابا، بدون تقوی و بعضاً با تهمت و دروغ و جوسازی و شانتاژ، تخریب میکنیم، جای این «بیم» برایم محفوظ است. نکند که روزی از پس امروز، مثلاً در مقطع انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد -که خیلی هم دور نیست!- همان بلایی بر سرمان بیاید که بر سر دوم خردادیها آمد! آن روز، حضرات منتقد، برای اینکه ثابت کنند اصولگرایان، هیچ کدامشان، شایسته دولتمردی نیستند، میدانید چه کار راحتی پیش رو دارند؟! کار راحتشان این است: دعوای امروز ما را سند سند و خروار خروار جلوی چشممان میگذارند و به ما طعنه خواهند زد که «شما وقتی خودتان، همدیگر را شایسته و لایق نمیدانید، مردم چگونه، و چرا باید به شما اعتماد کنند؟!»
♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
آهای حضرات اصولگرا! به خدا مردم، آنقدر بیکار نیستند که اولاً از آخرین دستهبندیهای ما اصولگرایان و واپسین منم منمهای ما مطلع باشند! و ثانیاً تحقیق کنند که حالا حق با فلان گروه اصولگراست یا بهمان دسته اصولگرا! بگذریم که شامه تیز مردم، اصولاً این قبیل منم منمها را و بر این سیاق منازعات را، در جهت رضای خدا نمیبینند! با این حساب، آیا بهتر نیست به جای رقابت برای انکار یکدیگر، در جهت کار و خدمت، با همدیگر وحدت و هم افزایی داشته باشیم؟! باورم هست که ما علیه آن دیگری، پروندهسازی نمیکنیم، بلکه داریم برای ضعیف نشان دادن کارنامه کلیت جبهه اصولگرایی، خوراک مخالفین و معاندین را فراهم میکنیم! این درد، وقتی بیشتر میشود که دقت کنیم و ملتفت باشیم، اگر دیروز، اصلاحطلبان علیه هم حرف راست میزدند، و حق داشتند که میزدند، اما امروز اصولگرایان، علیه هم بعضاً به کجی و ناراستی سخن میرانند و برای تخریب دیگر گروه اصولگرا، حتی حاضرند چشم بر خدماتش هم ببندند! برای این همه کار که کردهایم و این همه زحمت که کشیدهایم، کمی دل بسوزانیم، بد نیست!
وای به آن متولی، که خودش حرمت امامزاده را لکه دار کند! عاقل، این همه سر مال خودش، و اموال رفیقش نمیزند! گیرم که عدهای از اصولگرایان، در فتنه ۸۸ نمره خوبی نگرفته نباشند، گیرم که عدهایشان در مقوله خدمت، چندان قوی ظاهر نشده باشند، گیرم که فلانی، اشکالاتی دارد و بهمانی، اشتباهاتی، راه علاج این همه، قطعاً تفرقه و خودمخلص پنداری و گروهگرایی و انشعاب و منم و منم نیست! راه علاج شاید این باشد: عبرت بگیریم از سرنوشت اصلاحطلبان و الا این منم منمها، بلای جان همه ما خواهد شد. آن روز، اصلاحطلبان علیه ما نمودار نمیکشند، بلکه نمودار همین دعوای امروز ما را میکشند!