عبدالله دوم، خالد مشعل و وليعهد قطر ابتدا غير علني با يكديگر ديدار كردند و سپس هيئتهاي اردني و جنبش حماس نيز به جمع مشعل و پادشاه اردن پيوستند.
با توجه به اينكه اين ديدار پس از ۱۳ سال از زمان اخراج خالد مشعل از امان صورت گرفت لذا اولين سؤالي كه مطرح ميشود اين است كه چه عواملي موجب شده اين ديدار در اين مقطع زماني صورت بگيرد و طرفهاي گفتوگو چه اهدافي را از قبال آن پيگيري ميكنند؟
اگر براساس آنچه از محتواي اين ديدار به بيرون درز كرده است به اين سؤالها پاسخ داده شود قطعاً چيزي دستگير نخواهد شد زيرا چه مصاحبهاي كه خالد مشعل كرد و چه بيانيهاي كه دفتر حماس صادر كرد عمدتاً به اين مربوط ميشد كه حماس با انتخاب اردن به عنوان وطن جايگزين فلسطينيها مخالف است و بيان اين مسئله از زبان حماس هر چند تازگي نداشت اما به وضوح از اين نگراني طرف اردني پرده برميدارد كه اين كشور وجهالمصالحه حل بحران فلسطين قرار گيرد و علت اينكه حماس را در اين قضيه مخاطب قرار داده احتمالا به اين موضوع بر ميگردد كه از ديدگاه اردن به تدريج حماس جاي فتح را در مسائل حل فلسطين خواهد گرفت.
از اينرو به نظر ميرسد توجه به شرايط و فضاي منطقهاي حاكم بر سفر مشعل و مذاكرات امان بهتر ميتواند علل اين تحركات و اهداف طرفهاي شركتكننده را تبيين كند. دو متغير بيش از ديگران در شكلگيري اين شرايط و فضا مؤثر بوده است نخست آغاز و ادامه خيزشهاي مردمي در منطقه است كه در آن اخوانالمسلمين نقش محوري دارد و دوم به بن بست رسيدن مذاكرات سازش بين تشكيلات خودگردان و رژيم صهيونيستي. باز نكته جالب در اين ميان اين است كه هر دو مورد به نفع حماس بوده زيرا پيروزي اخوانالمسلمين عقبه داخلي و منطقهاي حماس را تقويت كرده و اين مسئله در كنار شكست مذاكرات سازش گرايش طرفهاي اردني و تشكيلات خودگردان را به آن بيشتر كرده است. به عبارت ديگر اكنون به نظر ميرسد اين باور تقويت شده است كه حل مسئله فلسطين جز توجه به گفتمان اخوان المسلمين وحماس به عنوان نماينده آن در فلسطين امكانپذير نخواهد شد و به همين علت بوده است كه مقامات اردني اينبار دلنگرانيهاي خود را از طرح تبديل اردن به عنوان وطن جايگزين فلسطينيها را با خالد مشعل در ميان گذاشته است.
از طرف ديگر كشيده شدن دامنه خيزشها به سوريه معادلات تازهاي را رقم زده است كه به نوعي براي هر سه طرف مذاكرات امان تعيينكننده است. زيرا از يكسو حماس مجبور است در صورت ادامه ناآراميها در سوريه در پي مقر جديد باشد كه به نظر ميرسد اردن يكي از كشورهايي است كه به واسطه داشتن جمعيت بالاي فلسطيني مورد توجه حماس است و از سوي ديگر قطر به عنوان دولتي كه نقش پيشتازي را در براندازي دولت سوريه ايفا ميكند، تلاشهاي خود را براي ايجاد شكاف بين محور مقاومت بسيج كرده است و با همين نيت زمينه سفر خالد مشعل را به اردن فراهم كرده است.
اما در مجموع ميتوان گفت با وجود اينكه موقعيت حماس در سايه خيزشهاي مردمي در كشورهاي عربي تقويت شده است اما به نظر ميرسد اين جنبش با حفظ موقعيت گذشته خود در محور مقاومت كه مشروعيت خود را از آن به دست آورده است بهتر ميتواند از فرصت منطقهاي استفاده كند. در غير اينصورت و به خصوص در صورتي كه حماس خود را با اولويتهاي كنوني اخوان المسلمين منطقه وفق دهد- كه در آن دولتسازي و تثبت قدرت در اولويت قرار دارد- دچار پسرفت خواهد شد بخصوص آنكه غرب و اسرائيل تمام تلاش خود را به كار گرفتهاند تا به واسطه كشورهايي مثل قطر و اردن از حماس يك فتح جديد بسازند كه اين مسئله هوشياري و درايت بيش از پيش حماسيها را ميطلبد.