
هاشمي طبا مصاحبهاي داشت با سايت خبري زندگي نيوز كه حرفهايي زد از همان جنس قديم، اما با رنگي پررنگتر! نيازي به مقدمهچيني هم نيست. يك سؤال مطرح ميشود:«كه چي؟» واقعاً مقصود از اين مصاحبه، هدف از به زبان آوردن اين جملات و گفتهها و نقدهاي بيشماري كه تمام جامعه ورزش و حتي فراتر از ورزش را در بر ميگيرد چيست؟ گرفتن يك پز روشنفكرانه؟ خودنمايي دوباره مقابل رسانهها و نشان دادن خود به مرداني كه بايد چندي ديگر براي انتخاب رئيسهاي احتمالي و تكليفي فدراسيونها به دنبال گزينههاي احتمالي باشند؟!
هاشمي طبا در بخشي از مصاحبهاش (كه مشتي است نمونه خروار) ادعا ميكند كه از ابتدا هم مديريت يزداني خرم را به عنوان يك رئيس فدراسيون قبول نداشته. بعد كه از او ميپرسند پس چرا در زمان رياست خود بر سازمان تربيت بدني، هرگز او را حذف نكرد ميگويد: «قبل از اينكه من به سازمان بروم، ايشان در فدراسيون واليبال بود. وقتي هم كه من وارد شدم، ديدم دارد كارش را انجام ميدهد، بنابراين كاري به كارش نداشتم.» معني اين پاسخ چيست؟ يعني چون يزداني خرم بوده نتوانسته او را حذف كند؟ شايد هاشمي طبا كه در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني و خاتمي افتخار رياست بر سازمان را داشته نميخواهد اين واقعيت را بگويد كه هرگز توان بركناري او را از مديريت بر واليبال ايران نداشته! يزداني خرم ادعا ميكند كه مديريت كشور ايراد داشته كه او را در سن ۳۳ سالگي بر مسند وزارتخانه گماردهاند، اما امروز در بطن جملاتش اين اعتراض را وارد ميداند كه چرا هيچ يك از پستهاي مديريتي ورزش در اختيارش نيست! هاشمي طبا چه چيزي و چه كسي را نقد ميكند؟ وقتي تمام مديران پايين و بالادستياش را به سلاخي ميكشد، اين سؤال برايمان به وجود ميآيد كه او دچار حس «دن كيشوتي» شده يا اينكه دارد همان پز روشنفكرانه را به خود ميگيرد؟
اين روزها، مد اول و مد برتر، انتقاد است. وارد كردن نقد مبدل به راه حلي شده تا خود را بار ديگر به جامعه معرفي كنند. هاشمي طبا دست روي نقاط حساس ميگذارد و خود را وارد بازي ميكند. او ادعاي تقلب در آراي كميته ملي المپيك را پيش ميكشد؛ آرايي كه همين امروز هم به عنوان سند موجود است و البته قابل بازشماري. هاشمي طبا سعي ميكند با اين راه، پا جاي پاي مرداني بگذارد كه يك دهه قبل رئيس او بودند و همين چندي پيش ادعاي تقلب را در فضايي ديگر مطرح كردند و اسباب يك فتنه داخلي را فراهم كردند. هاشمي طبا چرا امروز به يادش افتاده؟ چرا امروز كه پس از مدتها تريبوني براي فرياد زدن به دست آورده از برباد رفتن آراي خود حرف ميزند؟!
اعتراض هاشمي طبا، چيزي است معادل همان فرياد زدنهاي مردان دون پايه و بيكار فوتبال ايران! اويي كه خود را به لحاظ فرهنگي و تحصيلاتي در سطحي مترقيتر از آنها ميداند، چگونه خود را در همان قامت نشان ميدهد و همانگونه براي بازگشت به اتاقهاي مديريتي (در آستانه انتخابات فدراسيون فوتبال) خود را روي بيلبوردهاي رسانهاي قرار ميدهد؟!